۱۳۹۳ شهریور ۱۶, یکشنبه

سوگنامه برای وطن - ۲

سوگنامه برای وطن - ۲ 
..
هر روز با خبری از رادیو، تلویزیون یا اینترنت که مستقیم یا غیر مستقیم راجع به وطن
می شنوم، می بینم یا می خوانم، دردی از تأسف و بی حمایت بودن وطن، بر
دلم چنگ می زند. و چاره ای را برای بهبود آن نابسامانی ها نداشتن، غمگینم می کند.
.
این نوشته برای همه آنهائی است که از میهن، از زادگاه، از خانه پدری ِ خود، دور هستند
ولی دلشان و فکرشان برای آبادانی و رفاه و آسایش مردم کشورشان در تلاتم است و
هر زمان که به فکر سرزمینشان می افتند، با تأثر و از بدون چاره بودن، به صحنه های روزانه
ای که مردم آنجا دارند، سری تکان می دهند که تاسف و بی درمانی را نشان می دهد.
.
مردم، نه تنها در سرزمین من، بلکه در بسیاری از کشور ها با خون دل زندگی می کنند.
مردم  یک یا دو کشور هم نیستند که هر روز با مشکلات بیش از اندازه برای کاری معمولی،
در تلاش زندگی هستند. بسیاری از کشور های بنام جهان سوم، با رنج و زحمت بیش
از اندازه ای معمول، برای هر کاری گرفتار هستند.
.
حالا در بسیاری از کشور ها جنگ هست، جنگ برای هیچ، جنگ برای فکری
و عقیده ای، که در آن کسانی که جنگ می کنند، دمیده شده است. فکری که
در کشوری دیگر اصلن مسئله به حساب نمی آید، چه برسد به آنکه برای آن بجنگند.
.
بزرگان مجهول، کسانی هستند که صحنه گردان اصلی برای ِ این نمایش ها هستند.
کسانی که اسمی از آنها در مدیا ها نیست، کسانی که رئیس جهور ها را، نخست
وزیران را و رهبران را تعیین می کنند. با داستان ها و نمایش هائی، مردم  به واقعی
بودن رأی خود قانع می شوند و قیافه دموکراسی در جامعه به نمایش در می آید
تا جامعه راضی باشد و شکایتی نداشته باشند تا اینان به کار خود راحت تر برسند.
.
پر واضح است که از وجود جنگ، تولید کنندگان اسلحه های جنگی منافع زیاد بدست
می آورند. چطور است که در مدیا ها از این مورد ها خبری نیست؟ آیا صاحبان مدیا
ها هم از منافع این جنگ ها سود می برند و  یا گردانندگان این جنگ ها و نا آرامی ها
مدیا ها را هم با پول و زور در کنترل خود دارند؟
.
برای ادامه دادن ِ جنگ، فقط مواد و وسیله های کشت و کشتار نیست که بکار برده
می شود وجود جنگ احتیاج بسیار به وسایل نقلیه، سوخت برای وسایل نقلیه، مثل
کامیون و هواپیما و کشتی و...، وسایل مخابرات، وسایل زندگی مانند کفش و لباس
و محل سکونت لازم دارد. مواد داروئی و پزشکی و جراحی لازم دارد و بقول
بعضی ها، که می گویند جنگ برای ما نعمت است...
گویا برای خیلی ها جنگ نعمت است.
ولی آیا جنگی که باعث کشته شدن هزاران و یا میلیون ها نفر انسان می شود، آیا
ارزش آنرا دارد که نعمت خوانده شود؟
جنگی که باعث از هم پاشیدن خانواده ها شده، باعث از کار افتادگی و نقص عضو
انسان ها شده است، برای چه کسی نعمت است؟
آنانکه از منافع جنگ سود می برند، مانند این است که خشت خانه هاشان را با
خون و خاک درست کرده اند. خشتی معمولی از خاک و آب بصورت گِل می شود و در کوره
ها پخته شده و آجر می شود، ولی خشت های خانه های اینان از خون و خاک درست
شده است. اگر خانه از بتون وسیمان است، بجای آب در سیمان خون ریخته اند.
.
بدون چاره بودن برای بهبود وضع در کشوری که دیکتاتور بالای سر آنهاست، از آنجاست
که بسیاری از کشور های بزرگ، از بودن دیکتاتور ها در آن کشور سود می برند و
در ظاهر هم شاید چند کلامی بر علیه آن دیکتاتور ها صحبت کنند ولی در پنهان
به دیکتاتور ها رسانده اند که
ما باید در ظاهر چنین کنیم تا بتوانیم در پنهان از شما حمایت کنیم.
.
نزدیک ترین جنگ در این زمان در سوریه است، پدر ایشان، حافظ اسد در حدود
بیست و پنج هزار نفر را به قتل رساند و چهل سال حکومت کرد. پسرش بشار،
تا بحال باعث مرگ یکصد و پنجاه هزار نفر شده است و هنوز بر سر ِ کار است.
خیلی واضح و مشخص دیده می شود که کشور هائی که هر کدام در یک طرف
این جنگ از بشار اسد حمایت می کنند، یا بر علیه بشار اسد هستند، هر کدام
بخاطر منافعی که در نظر دارند، در تلاش هستند که خود را بر حق نشان دهند.
.
نمونه ای پوشیده تر و پنهان کارانه تر، سیستمی است که در ایران اداره می شود.
ایران کشوری است که از لحاظ منابع گاز و نفت در دنیا اول و دوم است، برای
دسترسی به این منابع و تامین انرژی، دیده می شود که باصطلاح نارضایتی های
مردم، باعث اعتراض ها و رفتن یک پادشاهی و آمدن حکومتی مذهبی شده است.
مردم جوان در این کشور یا به اعتیاد کشیده می شوند، یا از کشور فرار داده می
شوند و یا چون جنگ هدایت شده ای مثل جنگ ایران و عراق، حدود یک میلیون
نفر کشته و معلول نتیجه اش می باشد.
چه کسی جواب این کشته شده گان را می دهد؟
بسیاری از چیزها در هر دو کشور نابود شده و خسارت مالی و جانی بسیار
به هر دو کشور زده شد که باید با کمک کشور های بزرگ باز سازی شود.

از هزاران سال پیش تا همین امروز، جنگیدن با کشتار زیاد، برای بدست آوردن منابع
و استفاده های اقتصادی و نظامی هم چنان ادامه دارد.
آنچه تغییر کرده است، نوع این جنگیدن و کشتار است. دیگر مثل سابق لشگر
کشی با اسب و قاطر و پیاده نظام نیست، بلکه با فعالیت سیستم اطلاعاتی
و جاسوسی و هزینه کردن پول در حمایت از گروهی و هواداری از این گروه و
مسلط کردن آن گروه بنام انقلابی و آزادی خواه با شعار های خوش آیند
و با گماردن یک یا چند نفر در یک کشور بعنوان رهبر و یا رئیس جمهور، آنچه می
خواستند بدست می آورند و احتیاجی به آن لشگر کشی های پر هزینه نیست.
یا از آنطرف برای حکومتی موجود، گروهی بنام اپوزیسیون و مخالف با آن رهبر، و
گروه های باصطلاح آزادی خواه، را مسلح می کنند و در کشور آشوب می کنند.
.
و از آنجا که کشوری مثل ایران با اهمیت مکانی و نظامی و اقتصادی برای بسیاری
از کشور های قوی و صنعتی در دنیا دارای منافع و مزایائی است، با افسوس باید
گفت که امیدی به بهتر شدن وضع مردم ایران نیست و بر سر قدرت بودن دیکتاتور های
مذهبی هم چنان ادامه خواهد داشت و مردم در زیر فشار خواهند بود و هر صدای آزادی
خواه را به زور یا پول خاموش خواهند کرد. و آنچه مهم نیست مردم ایران است.
.
این نوشته نه برای دلسرد کردن مردمی است که برای آزادی مردم  در تلاش هستند،
بلکه نا امیدی از این است که آنقدر امکانات و پول و رابطه نداریم که درمقابل تمام
کشور های دنیا مبارزه کنیم.
..
سوز 
29 فروردین 1393 –  18.04.2014

هیچ نظری موجود نیست: