۱۴۰۵ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

دو کلمه از مادر عروس

دو کلمه از مادر عروس

..

قدیما که می گفتند دو کلمه هم از مادر عروس بشنویم… معنی اش جالب نبود 

و حالت انتقادی داشت.

ولی امروز این گفتار مادر عروس، واقعیت هایی بود که خبر ها و کلیپ ها 

و فیلم هایش را ما، در اروپا دیده ایم و شنیده ایم و بسیار بجا بود.

..

مادرعروس

29.05.2026  

این چیزی که می‌نویسم شاید هیچ ارزش ادبی نداشته باشه اما باید نوشته باشه 

جهت ثبت در تاریخ تا حداقل خودم یادم نره توی این چند ماه چی‌گذشت. 

هنوز هیچی نشده جریاناتی کمر بسته اند تا جلوی چشم ما تاریخ رو به شکل 

زشتی تحریف کنند. 

توی چند پاراگراف من از دی ماه داستان رو این‌جوری دیدم:

یک. آتش قیام مردم شجاع ایران در هفدهم و هجدهم دی ماه در سراسر ایران 

شعله‌ور شد. بیشترین شعاری که من آن روزها از کف خیابان شنیدم در 

حمایت از رضا پهلوی بود.‌

دو. انقلاب به سرعت با نهایت خشونت سرکوب شد. چهل هزار نفر کشته شدند 

و بعد هم اینترنت قطع شد و همه جا در تاریکی فرو رفت.

سه. عده‌ی زیادی از ما خارج نشینان صدای مردم شدیم. در تورونتو، سیدنی 

و هزاران شهر دنیا به حمایت از مردم ایران بارها و بارها زیر سیل و برف 

و باران تجمع کردیم.

چهار. طبیعتا همه مثل هم فکر نمی‌کردیم؛ یک عده پادشاهی‌طلب بودند، 

یک عده نه. یک عده موافق دخالت نظامی بودند و یک عده نبودند. خیلی ها 

توی ایران از ترامپ خواستند بمباران را ادامه دهد، خیلی ها در اروپا 

با جنگ مخالف بودند. صرف نظر از موقعیت جغرافیایی هر کسی واکنشی 

نشان داد و این هیچ اشکالی ندارد. اصلا چند صدایی از مشخصه‌های 

هر حرکت ارگانیکی هست.

پنج. با تمام اختلافات ما در چند چیز هرگز با هم اختلافی نداشتیم. 

همه‌ی ما از نابودی خامنه‌ای شادی کردیم، همه‌ی ما خواستار برقراری ارتباط 

با دنیا بودیم و دغدغه‌ی ایران و مردمش را داشتیم و داریم. همه‌ی ما از 

این‌که یک قطره خون از دماغ هم‌وطن‌مون بیاد (چه در جنگ چه اعدام 

و چه کف خیابان) داغ‌دار و پریشان می‌شویم.

شش. شاید بخاطر اختلاف نظر از هم دور شدیم اما حاضر نیستیم خاری 

به پای آن‌ دیگری برود. به چشم می‌بینم که مخالف پادشاهی، با تمام وجود 

کمک می‌کند تا آن‌که فریاد جاوید شاه در ایران سر داده را از اعدام نجات دهد 

و برعکس. 

می‌بینم که در تنگنای معیشت به هم کمک مالی می‌کنیم و هیچ‌کس نمی‌پرسد 

فلان خانواده طرف‌دار حمله نظامی بود یا نه... 

وقتی پای مرگ و زندگی در میان است ما از کسی نمی‌پرسیم که اعتقادش چیست.

هفت. اجازه ندهیم مزدوران اطاق فکر رژیم چیزی جز این در حافظه‌ی 

فراموش‌کار تاریخ بکارند. 

ما به جز هم هیچ پناهی در دنیا نداریم. تنها راه نجات‌ ما خود ماییم.

.

۱۴۰۵ خرداد ۱, جمعه

سکوت اروپا در کشتار مردم ایران

سکوت اروپا در کشتار مردم ایران

سیاسی های اروپا، سکوت مرگ گرفته اند.

یا کر و کور شده اند.

یا فشار پنهان و بسیار زیادی روی آن ها هست.

یا منافع بسیار زیادی از ایران ِ اسلامی به آن ها می رسد که می ترسند 

اگر آخوند ها بروند، آن منافع را از دست بدهند. 

.

چرا فکر نمی کنند که اگر ایران از دست آخوند ها آزاد بشود، برای 

بازسازی کردن ِ ایران، سال های سال به ایران، تکنولوژی 

و کالا و جنس خواهند فروخت. 

و بسیاری از ایرانی های خارج از ایران، به ایران بر نمی گردند، 

چون کار و زنده گی و بچه هاشون و نوه هاشون، در خارج هستند.

آن ها نبایستی نگران باشند.

.. 

۱۲ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی 

02.05.2026


۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

چه کسی جلوی اعدام ها را خواهد گرفت

چه کسی جلوی اعدام ها را خواهد گرفت

..

آقا!

در ایران هر روز چند تا از اعتراض کننده ها به ناکارآمد

بودن رژیم آخوندی را اعدام می کنند.

چه سازمانی، چه تشکیلاتی و کدام کشور می تواند جلوی این

کشتار بی رحمانه و بی منطق و غیر عادلانه را بگیرد؟

کی، در این جهان با این بی عدالتی روبرو خواهد شد و

چه کسانی می توانند جلوی این وحشیگری و خونریزی

را بگیرند؟

مردم ایران با چه چیزی می توانند جلوی این وحشی ها

و خون آشام ها را بگیرند؟

..

سوز

۱۵ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ خورشیدی

05.05.2026

۱۴۰۵ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

چه حال و هوای خوبی

 چه حال و هوای خوبی

..

یک زمانی گویا سال 88 میلادی بود، با اتوبوس از تهران

به استانبول می رفتم، پس از ساعت ها معطلی در مرز

بازرگان و بازرسی دم مرز از اتوبوس به اون طرف مرز

در ترکیه رفتیم.

اتوبوس در اولین فروشگاه دم مرز نگه داشت و ما با

اشتیاق به داخل فروشگاه «فری شاپ» رفتیم...

اولین کاری که کردم یک آبجو قوطی که در یخچال بود

را پیدا کردم و به صندوق بردم و بعدش «پاقت» در

قوطی آلومینیومی را باز کردم و آبجو خنک را با

مسرت و شادی از رسیدن به محبوب بالا کشیدم و آه...

یک هوای هاااا ه ه ه بیرون دادن از سینه را دلیلی بر

لذت بردن از آن زمان و حالت، احساس می کردم.

.

حالی داشت...

بعد از برگشتن به ایران، این آخوند دولتی، قرائتی،

داشت تعریف می کرد که، ایرانی ها می روند و

آنور ِ مرزِ، یک آبجو سر می کِشَند و خوشحال هستند

که به آزادی رسیده اند.

آره... من از این حالت لذت می برم، دوست دارم که

آبجو خنک بخورم و لذت به برم.

اگر تو و هم لباسی هایت از نماز شب خواندن، لذت

می برید، نوش جان تان، به من چکار دارید؟‌

آیا توی بهشت، تویه آخوند، می توانی برای آبجو

خوردن ِ من شفاعت کنی و گناه من را به بخشانی؟‌

نه که نه

پس برو دنبال کار ِ خودت و به کار ِ من کار نداشته باش!

.

ما از این که بخواهیم به زور به بهشت برویم،‌ زده شده ایم.

آقا،‌ بهشت ارزونی یه خودتون.

شما چه مسئولیت و تعهدی نسبت به من داری که می خواهی

مرا به بهشت به بری؟

برو و با بهشت ِ مورد ِ علاقه ات خوش باش!

من با این آبجو و حالش، خوش هستم، خب به تو چه؟

مگه من از تو می پرسم که این نماز شب خواندن چه

لذتی دارد و چرا نماز شب می خوانی؟

نه.

پس تو به کار خودت، من به حال خودم.

..

۰۸ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی

28.04.2026


۱۴۰۵ اردیبهشت ۷, دوشنبه

آب و هوای سیاسی برای ایران

آب و هوای سیاسی برای ایران

..

در دو سه ماهی که گذشت، انگلستان، پای اعلامیه اروپا را

امضا نکرد که می گفتند ایران نباید به غنی سازی اورانیوم

ادامه دهد... به نظر می رسد که نفع انگلستان در غنی سازی

کردن اورانیوم در ایران باشد.

گویا خودش این وسایل را به ایران می فروشد و می خواهد

که چنین بازار سودآوری را هم چنان داشته باشد.

انگلستان، سپاه پاسداران را در لیست تروریستی قرار نداد،

گویا معامله های بسیاری را با سپاه پاسداران ایران دارد.

.

خب دزد ها و اختلاس گر ها، پول های شان را به کشور

های مشترک المنافع انگلیس می برند و یا به جزیره های

کوچک انگلیسی که با صد هزار دلار، پاسپورت می دهند.


به تازه گی فرانسه و آلمان هم برای گفتگو با جمهوری اسلامی

تمایل نشان داده اند و می خواهند یک طرفه، تحریم های

جهانی را نادیده بگیرند.

.

یک شخصی در آلمان از شاهزاده رضا پهلوی دعوت می کند

و تلویزیون دولتی آلمان با او مصاحبه می کند و سئوال های

بی ربط از او می کند که در زمان پدر شما چنین بود و چنان.

.

دولت آلمان و وزیر خارجه اش تاکید می کنند که ما از او

دعوت نکرده ایم که به آلمان بیاید...

یعنی حالت یک آدمی که با احتیاط حرفی می زند که تو سری

نخورد.

این ها، این مردان به اصطلاح سیاسی، بعضی موقع ها به

دستور از بالا...؟ شروع می کنند به دفاع از حقوق بشر.

.

ولی...

آیا کشته شدن بیش از چهل تا صد هزار مردم ایران که فقط

اعتراض به ناکارآمد بودن رژیم کرده بودند، جزو حقوق بشر

نیست؟

.

آیا قطع شدن اینترنت در بیش از دوماه در ایران جزو

حقوق بشر نیست؟

آیا مردمی که در تظاهرات برای کمبود ها و ناکارآمدی ها

در جمهوری اسلامی به خیابان آمده بودند که در زندان هستند 

و دارند اعدام می شوند،‌ در کادر حقوق بشر جا نمی گیرد؟

.

بیش از صد و پنجاه خبرنگار در سوئد و برلین در جلسه بودند

که از رضا پهلوی سئوال کنند، ولی یکی از آن ها به کارهای

جمهوری اسلامی اشاره نکرد و حالت انتقادی نداشت، چرا؟

آیا این همه خبرنگار و سیاست مداران اروپا،‌ تا این اندازه

زیر فشار هستند که به جمهوری اسلامی انتقاد نکنند؟

وحشتناک است، قبول کردنش بسیار مشکل است.

.

یک عده از هواداران جمهوری اسلامی با مسخره کردن

می گویند که چرا به رضا پهلوی می گویید «شاهزاده»‌؟

خب پسر شاه، می شود شاهزاده.

اگر پسر آخوند بود، می گفتند: آخوند زاده.

.

مردم ایران که در زیر فشار گرانی و نابرابری ها و فشار

های عقیدتی هستند،‌ وقتی که اعتراض می کنند، یا سال ها

در زندان ها هستند و یا با گلوله ساکت می شوند.

آیا مردم ایران چه باید بکنند تا از زیر این فشار آخوندی

رها بشوند؟

.

وقتی که دشمن آخوند ها به دشمن مردم یعنی «آخوند ها»

حمله می کند و مردم از این حمله ها خوشحالی می کنند،‌

یک آخوند لجن فکر، می گوید مثل این است که از

تجاوز به مادر خود خوشحال می شوید،

زیرا ایران، مادر مردم است.

.

ای آخوند کج اندیش و وارونه گرا که همه چیز را وارونه

جلوه می دهی و نادرست تفسیر می کنی.

مادر ایرانی ها، یعنی ایران، سرزمین نیک اندیشان و نیک

گرایان، در دست دشمن است و وقتی که یکی به «آخوندها»

یعنی دشمن مادر مردم، حمله می کند،‌ مردم خوشحال می شوند.

مردم ایران خودشان سلاح های جنگی ندارند و وقتی که

با دست خالی به اعتراض می آیند، آخوند ها با اجیر کردن

مزدوران عراقی و افغانستانی و پاکستانی که فقط پول را

می شناسند و قتل و آدم کشی از ایرانیان برای آن ها آسان

است، مردم را به گلوله می بندند.

پس از آن که مردم مجروح در اعتراض ها، به زور اسلحه

از بیمارستان ها ربوده شدند، فاش شد که برای زخمی ها

جایزه ای ده میلیون تومانی می گرفتند و برای کشته ها

سی میلیون تومان از جمهوری اسلامی دریافت می کردند.

مردم مجروحی که در بیمارستان به «سِرُم»‌ وصل بودند،

با عکس های گلوله در پیشانی دیده شدند.

.

مردم ایران از این که یکی پیدا شده و آخوند ها را ناکار

می کند، خوشحال هستند و امیدوار می شوند که بزودی

بدون حضور آخوند و زور مذهبی شان، روزگاری معمولی

و عادی خواهند داشت.

آخوند ها که ادعای مذهبی بودن و نماینده بودن برای خدا

را تبلیغ می کنند، خودشان یک ذره از مذهبی بودن را

رعایت نمی کنند به جز ریش گذاشتن و نمایش نماز خواندن.

رشوه گرفتن، مال بیت المال را خوردن،‌ دزدی کردن و

حق را ناحق کردن،‌ برای شان عادی هست و مجاز.

.

از زمان کارتر، ریگان، بوش، کلینتون و اوباما،‌ امریکا

پنهانی از جمهوری اسلامی حمایت می کرد و همه شان

می گفتند که ما با مردم ایران هستیم...

معلوم شد که مردم ایران، منظورشان «آخوند ها» هستد.

.

در حال حاضر گردش ِ کار به صورتی هست که

گمان می رود، آخوند ها رفتنی هستند و مردم ایران،

یک فضای بدون زور و بدون دیکتاتوری خواهند داشت.

.

باشد که چنین بادا!

..

سوز

۰۷ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی

27.04.2026


۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

همدلی از دو سوی جهان

 همدلی از دو سوی جهان 

.. 

آتش نشان ها در امریکا از آتش نشان ایرانی تقدیر می کنند. 

این آتش نشان ها همدیگر را نمی شناسند، ولی از این که یک آتش نشان 

در راه نجات انسان دیگری، جان خود را از دست داده است، او را ستایش می کنند.

آن ها هیچ گاه همدیگر را نخواهند دید که از یکدیگر «رو در رو» سپاسگزاری کنند.

آن آتش نشان های امریکا، با آتش نشان ایرانی، که برای نجات جان یک انسان 

دیگر،‌ کشته شد، خود را همدل، همراه و همکار می بینند.  

این احساس همبستگی، احساس همدردی و همراهی، از دل های پاک و قدرشناس از 

دو سوی جهان،‌ مردمان را به هم پیوند می زند.

درود بر پاک دلان و نیک اندیشان جهان. 

.. 

سوز 

۰۴ شهریور ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی

24.04.2026 

---------------  

یک ایستگاه آتش‌نشانی در ایالت ویرجینیای آمریکا، در محوطه خود، پلاکی را 

به یاد حمید مهدوی، آتش نشان کشته شده به دست جمهوری اسلامی نصب کرد.

ایستگاه آتش‌نشانی «چستر فیلد»، در صفحه فیسبوک خود نوشته فارغ از سیاست، 

محل زندگی یا باورها، آتش‌نشان‌ها در سراسر جهان یک خانواده هستند و یک 

ماموریت مشترک دارند: کمک به دیگران.

در این پلاک یادبود نوشته شده است که حمید مهدوی، آتش نشان ۳۸ ساله ایرانی، 

در دی ماه و در حالی که خارج از شیفت کاری بود، برای کمک به معترضان زخمی 

وارد عمل شد و پس از انتقال چندین نفر به محل امن، هدف تیراندازی نیروهای رژیم 

قرار گرفت و جان باخت.

این ایستگاه آتش‌نشانی در متن خود افزوده است که به پیشنهاد یک 

آتش‌نشان بازنشسته ساکن چسترفیلد، علاوه بر نصب این پلاک، یک درخت سرو 

نیز به یاد حمید مهدوی کاشته شده است؛ درختی که در فرهنگ ایرانی نماد جاودانگی، 

پایداری و ایستادگی است. 

-----------  

 

عکس و خبر از: ایران وایر

.