۱۴۰۵ مرداد ۱۰, شنبه

اعدام های جوانان ادامه دارد

اعدام های جوانان ادامه دارد

..

اعدام های جوان های افتخار آفرین و ورزشکار و نخبه و پیشرو در ایران هم چنان ادامه دارد، چرا؟

قلب می خواهد منفجر شود از این همه بی عدالتی و سکوت جهان که گوئی هیچ اتفاقی پیش نیامده

و حداقل پنجاه هزار ایرانی در دو شب در ۱۸ و ۱۹ دی قتل عام نشده اند.

در زمان شاه برای چند تا زندانی، مقاله ها می نوشتند و رپرتاژ ها تهیه می کردند، ولی حالا

حقوق بشری ها مُرده اند و سیاستمداران جهان لال شده اند، و فقط امریکا و اسرائیل اعتراض و

آزاده خواهی های مردم ایران را پشتیبانی می کنند.

چرا؟

آیا همه جهان جیره خور  ِ آخوند ها شده اند؟

تا این جا که دیده شده است، دفاع از حقوق بشر و آزادی خواهی های مردمانی را بزرگ می کنند

که با منافع سرمایه داران جهانی، همخوانی داشته باشد.

.

آیا آزادی خواهی های مردم ایران، مخالف کدام قانون است که همه کشور های جهان، خود را به ندیدن می زنند؟

و یا سبیل همه سیاست مداران جهان از سوی جمهوری اسلامی چرب شده است که خود را به نفهمی می زنند؟

.

این پرسش هنوز جواب قابل قبول دریافت نکرده است.

..

سوز

01.08.2026

۱۴۰۵ تیر ۲۵, پنجشنبه

سوگنامه برای وطنم

 سوگنامه برای وطنم 

.. 

خوابم نمی بُرد، بلند شدم رفتم آشپزخانه و لیوانی نوشابه ریختم و

کمی آب لیموی تازه چکاندم و کمی آب گاز دار… هوا گرم بود.

خب یک کم بهتر شد، و گاهی جرعه ای سر کشیدم، برای تکمیل 

حالم، رفتم بالکن و پیپ را چاق کردم و چند پُکی زدم و در حال 

تکیه به نرده کنار بالکن، به پیپ که پُک می زدم… 

باز به یاد کشته شده های ۱۸ و ۱۹ دی افتادم، چهل هزار انسان 

پیر، جوان و بچه های هشت ساله هم… آمار که درست نیست  

شاید آن طور که می گویند بیش از صد هزار انسان… 

اشک در چشمم جمع شد، فکر کردم که این اشک چیست؟ 

اشک ِ لشکر اندوه و تاثر، هجوم ِ احساس تنهایی و بی حمایتی 

و تنها بودن این مردمی که از نداشتن ها به ستوه آمده بودند و 

حق زیستن خود را فریاد می زدند، اشک را جاری می کرد… 

.

چه کسی این فریاد ها را خواهد شنید؟ 

فریاد ِ 

«من هم می خواهم»، 

فریاد ِ 

«من هم انسان هستم و حداقل های زنده گی را می خواهم». 

این فریاد ها خاموش شد و اعتراض های خواستن 

برای حداقل های زنده گی، با تیرها و گلوله های مردمانی که 

از این مردم نبودند، جواب داده شد. بیگانه هایی که 

از خارج اجیر شده بودند و با پولی که به آن ها داده شده بود و 

وعده اش را داده بودند، تا وجدان و انسانیت و احساس خود را 

نادیده گرفته و مردم را به گلوله به بندند. 

فریاد های آزادی خواهی کوتاه شد و از گلو و دهان،  

به درون سینه ها رفت و در درون می جوشید. 

در حالی که به نرده کنار بالکن تکیه داده بودم و اشک در چشمان،  

دیدن را مشکل کرده بود، به ذهنم رسید که این چهل هزار کشته،‌ 

هشتاد هزار پدر و مادر دارند، هشتاد و یا صد هزار خواهر و برادر 

دارند، چند صد هزار پسر عمو و پسر خاله و عمه و خاله دارند. 

همه این انسان ها متاثر شده و در غم و اندوه فرو رفته اند که چی؟

که چند نفر، چند صد نفر و یا هزار نفر، به سود و درآمدی زیاد برسند. 

پول پرست هایی که این انسان ها را در محرومیت قرار داده و 

زنده گی ِ آن ها را نابود کرده اند که خودشان پولی بیشتر داشته باشند؟ 

ننگ بر ثروت و پولی که از بدبختی و کشتار مردم به دست می آید.

این شرکت های سازنده های اسلحه های جنگی،‌ و آن ها که جنگ ها 

را به وجود می آورند و وجود دیکتاتور ها را بر سرزمین ها حمایت 

می کنند تا اسلحه ها و محصولات جنگی شان را به فروش برسانند، 

این ها را می توان به دراکولاهای از راه دور و غیر مستقیم، تشبیه کرد. 

دراکولا، از مکیدن خون از گردن قربانی های خود، زنده گی می کرد.

دراکولا های جنگی، از ریختن خون مردمان در جنگ های بین مردم، 

پول به دست می آورند، پس آن ها هم، نوعی دراکولا هستند 

که از ریختن خون مردم، زنده گی شان را می گذرانند. 

جنگ ها باید، تمام شوند! مردم در همه جا، بایستی برای بهتر 

شدن جهانی که کره زمین است، با هم و برای هم تلاش کنند. 

.. 

سوز 

۳۱ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی

21.05.2026


۱۴۰۵ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

دو کلمه از مادر عروس

دو کلمه از مادر عروس

..

قدیما که می گفتند دو کلمه هم از مادر عروس بشنویم… معنی اش جالب نبود 

و حالت انتقادی داشت.

ولی امروز این گفتار مادر عروس، واقعیت هایی بود که خبر ها و کلیپ ها 

و فیلم هایش را ما، در اروپا دیده ایم و شنیده ایم و بسیار بجا بود.

..

مادرعروس

29.05.2026  

این چیزی که می‌نویسم شاید هیچ ارزش ادبی نداشته باشه اما باید نوشته باشه 

جهت ثبت در تاریخ تا حداقل خودم یادم نره توی این چند ماه چی‌گذشت. 

هنوز هیچی نشده جریاناتی کمر بسته اند تا جلوی چشم ما تاریخ رو به شکل 

زشتی تحریف کنند. 

توی چند پاراگراف من از دی ماه داستان رو این‌جوری دیدم:

یک. آتش قیام مردم شجاع ایران در هفدهم و هجدهم دی ماه در سراسر ایران 

شعله‌ور شد. بیشترین شعاری که من آن روزها از کف خیابان شنیدم در 

حمایت از رضا پهلوی بود.‌

دو. انقلاب به سرعت با نهایت خشونت سرکوب شد. چهل هزار نفر کشته شدند 

و بعد هم اینترنت قطع شد و همه جا در تاریکی فرو رفت.

سه. عده‌ی زیادی از ما خارج نشینان صدای مردم شدیم. در تورونتو، سیدنی 

و هزاران شهر دنیا به حمایت از مردم ایران بارها و بارها زیر سیل و برف 

و باران تجمع کردیم.

چهار. طبیعتا همه مثل هم فکر نمی‌کردیم؛ یک عده پادشاهی‌طلب بودند، 

یک عده نه. یک عده موافق دخالت نظامی بودند و یک عده نبودند. خیلی ها 

توی ایران از ترامپ خواستند بمباران را ادامه دهد، خیلی ها در اروپا 

با جنگ مخالف بودند. صرف نظر از موقعیت جغرافیایی هر کسی واکنشی 

نشان داد و این هیچ اشکالی ندارد. اصلا چند صدایی از مشخصه‌های 

هر حرکت ارگانیکی هست.

پنج. با تمام اختلافات ما در چند چیز هرگز با هم اختلافی نداشتیم. 

همه‌ی ما از نابودی خامنه‌ای شادی کردیم، همه‌ی ما خواستار برقراری ارتباط 

با دنیا بودیم و دغدغه‌ی ایران و مردمش را داشتیم و داریم. همه‌ی ما از 

این‌که یک قطره خون از دماغ هم‌وطن‌مون بیاد (چه در جنگ چه اعدام 

و چه کف خیابان) داغ‌دار و پریشان می‌شویم.

شش. شاید بخاطر اختلاف نظر از هم دور شدیم اما حاضر نیستیم خاری 

به پای آن‌ دیگری برود. به چشم می‌بینم که مخالف پادشاهی، با تمام وجود 

کمک می‌کند تا آن‌که فریاد جاوید شاه در ایران سر داده را از اعدام نجات دهد 

و برعکس. 

می‌بینم که در تنگنای معیشت به هم کمک مالی می‌کنیم و هیچ‌کس نمی‌پرسد 

فلان خانواده طرف‌دار حمله نظامی بود یا نه... 

وقتی پای مرگ و زندگی در میان است ما از کسی نمی‌پرسیم که اعتقادش چیست.

هفت. اجازه ندهیم مزدوران اطاق فکر رژیم چیزی جز این در حافظه‌ی 

فراموش‌کار تاریخ بکارند. 

ما به جز هم هیچ پناهی در دنیا نداریم. تنها راه نجات‌ ما خود ماییم.

.

۱۴۰۵ خرداد ۱, جمعه

سکوت اروپا در کشتار مردم ایران

سکوت اروپا در کشتار مردم ایران

سیاسی های اروپا، سکوت مرگ گرفته اند.

یا کر و کور شده اند.

یا فشار پنهان و بسیار زیادی روی آن ها هست.

یا منافع بسیار زیادی از ایران ِ اسلامی به آن ها می رسد که می ترسند 

اگر آخوند ها بروند، آن منافع را از دست بدهند. 

.

چرا فکر نمی کنند که اگر ایران از دست آخوند ها آزاد بشود، برای 

بازسازی کردن ِ ایران، سال های سال به ایران، تکنولوژی 

و کالا و جنس خواهند فروخت. 

و بسیاری از ایرانی های خارج از ایران، به ایران بر نمی گردند، 

چون کار و زنده گی و بچه هاشون و نوه هاشون، در خارج هستند.

آن ها نبایستی نگران باشند.

.. 

۱۲ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی 

02.05.2026


۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

چه کسی جلوی اعدام ها را خواهد گرفت

چه کسی جلوی اعدام ها را خواهد گرفت

..

آقا!

در ایران هر روز چند تا از اعتراض کننده ها به ناکارآمد

بودن رژیم آخوندی را اعدام می کنند.

چه سازمانی، چه تشکیلاتی و کدام کشور می تواند جلوی این

کشتار بی رحمانه و بی منطق و غیر عادلانه را بگیرد؟

کی، در این جهان با این بی عدالتی روبرو خواهد شد و

چه کسانی می توانند جلوی این وحشیگری و خونریزی

را بگیرند؟

مردم ایران با چه چیزی می توانند جلوی این وحشی ها

و خون آشام ها را بگیرند؟

..

سوز

۱۵ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ خورشیدی

05.05.2026

۱۴۰۵ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

چه حال و هوای خوبی

 چه حال و هوای خوبی

..

یک زمانی گویا سال 88 میلادی بود، با اتوبوس از تهران

به استانبول می رفتم، پس از ساعت ها معطلی در مرز

بازرگان و بازرسی دم مرز از اتوبوس به اون طرف مرز

در ترکیه رفتیم.

اتوبوس در اولین فروشگاه دم مرز نگه داشت و ما با

اشتیاق به داخل فروشگاه «فری شاپ» رفتیم...

اولین کاری که کردم یک آبجو قوطی که در یخچال بود

را پیدا کردم و به صندوق بردم و بعدش «پاقت» در

قوطی آلومینیومی را باز کردم و آبجو خنک را با

مسرت و شادی از رسیدن به محبوب بالا کشیدم و آه...

یک هوای هاااا ه ه ه بیرون دادن از سینه را دلیلی بر

لذت بردن از آن زمان و حالت، احساس می کردم.

.

حالی داشت...

بعد از برگشتن به ایران، این آخوند دولتی، قرائتی،

داشت تعریف می کرد که، ایرانی ها می روند و

آنور ِ مرزِ، یک آبجو سر می کِشَند و خوشحال هستند

که به آزادی رسیده اند.

آره... من از این حالت لذت می برم، دوست دارم که

آبجو خنک بخورم و لذت به برم.

اگر تو و هم لباسی هایت از نماز شب خواندن، لذت

می برید، نوش جان تان، به من چکار دارید؟‌

آیا توی بهشت، تویه آخوند، می توانی برای آبجو

خوردن ِ من شفاعت کنی و گناه من را به بخشانی؟‌

نه که نه

پس برو دنبال کار ِ خودت و به کار ِ من کار نداشته باش!

.

ما از این که بخواهیم به زور به بهشت برویم،‌ زده شده ایم.

آقا،‌ بهشت ارزونی یه خودتون.

شما چه مسئولیت و تعهدی نسبت به من داری که می خواهی

مرا به بهشت به بری؟

برو و با بهشت ِ مورد ِ علاقه ات خوش باش!

من با این آبجو و حالش، خوش هستم، خب به تو چه؟

مگه من از تو می پرسم که این نماز شب خواندن چه

لذتی دارد و چرا نماز شب می خوانی؟

نه.

پس تو به کار خودت، من به حال خودم.

..

۰۸ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی

28.04.2026