۱۳۹۷ مرداد ۸, دوشنبه

ناتو عربی علیه ایران

ناتو عربی علیه ایران – 28.07.2018
..

ایالات متحده امریکا
ترامپ به دنبال ایجاد «ناتو عربی» برای مقابله با ایران است
بوسیله Euronews  با استفاده از رویترز
• به روز شده در: ۲۸/۰۷/۲۰۱۸
.            
گروهی از مقامات آمریکایی و کشورهای عربی می گویند واشنگتن به دنبال ایجاد یک اتحاد امنیتی
و سیاسی با مشارکت مصر، اردن و شش کشور عربی حاشیه خلیج فارس است.
به گفته آنها ایده این اتحاد امنیتی و سیاسی جدید برای مقابله با گسترش نفوذ ایران در منطقه مطرح شده است.
به گزارش خبرگزاری رویترز دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا قصد دارد زمینه همکاری
گسترده ای را بین کشورهای عضو این اتحادیه در مورد دفاع موشکی، تمرینات نظامی و مقابله
با تروریسم فراهم کند. یکی دیگر از اهداف این تشکیلات تقویت همکاری های دیپلماتیک و اقتصادی
در سطح منطقه خواهد بود.
از این طرح در کاخ سفید و برخی کشورهای خاورمیانه به عنوان «ناتو عربی» یاد می شود.
طرح این اتحاد جدید امنیتی و سیاسی در حالی مطرح می شود که تنش ها بین واشنگتن و تهران
بر سر خروج آمریکا از برجام و برنامه ایالات متحده برای
وضع مجدد تحریم های هسته ای علیه ایران افزایش یافته است.
بنا به همین گزارش دولت آمریکا امیدوار است ایده ایجاد این اتحاد سیاسی و امنیتی در اجلاسی
که پائیز امسال با شرکت مقامات کشورهای عربی و آمریکا در واشنگتن برگزار می شود
مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
کاخ سفید تائید کرده است که
طرح ایجاد اتحاد امنیتی و سیاسی جدید طی چند ماه گذشته در دست بررسی بوده است.
سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا در این مورد اظهار داشت:
« اتحاد استراتژیک خاورمیانه (MESA) سنگری در مقابل تهاجم ایران، تروریسم،
افراط گرایی خواهد بود و در خاورمیانه ثبات ایجاد خواهد کرد.»
یکی از موانع پیش روی ایجاد اتحاد امنیتی و سیاسی جدید می تواند تنش های یک سال گذشته
بین قطر و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان و امارات متحده عربی باشد.
یک منبع مطلع به خبرگزاری رویترز گفته است که ایجاد سپر دفاعی ضد موشکی در منطقه
و ارتقای عملکرد ارتش کشورهای عضو هدف اتحاد امنیتی و سیاسی جدید در خاورمیانه خواهد بود.

 

-----------                  ------------           
۰۷ امرداد ۱۳۹۷ -  29.07.2018
بی چاره مردم این کشور ها که برای خاطر این که کارخانه های کشور های بزرگ پول در بیاورند،
این نمایش های مسخره را باید تحمل کنند و حاکمان و اداره کننده های این کشور ها بایستی جزو
دسته بندی های پیشنهاد شده از طرف «گیگا» ها بشوند و کارهای پیشنهاد شده از طرف «گیگا» ها را
انجام بدهند وگرنه روزگار شان تباه و سیاه می شود و هر کدام از این سران که سرپیچی از دستور
کرده باشند به اتهام های مختلف رسوا می شوند و یا به علتی مرگ ناگهانی برایشان پیش می آید.
.
حدود هفتاد سال که شوروی را به عنوان دشمن آزادی به مردم دنیا معرفی می کردند و برای مبارزه
با خطر کومونیزم، ساخت و پرداخت های مختلف می کردند و هر از گاهی یک پیشرفت کومونیست
ها را بزرگ می کردند و در بوق و کرنا می دمیدند و کشور های مختلف را به خرید اسلحه های
ساخت «گیگا» ها وادار می کردند و از پیشرفت کومونیزم، مردم امریکا را می ترساندند و به این
وسیله از کنگره امریکا لایحه های بودجه های کلان نظامی برای ساخت سلاحی جدید تر و قوی تر
از سلاح کومونیست ها را به تصویب می رساندند.
کومونیزم و مبارزه با کومونیست ها دیگر رنگ و روئی نداشت، مبارزه با اسلامی های افراطی...  
طرح جدید و تازه برای دوشیدن مردم امریکا و دنیا شد و با نشان دادن کارهای خطرناک
از اسلامی های افراطی، کشورهای مختلف را به همکاری با خودشان وادار می کردند و فروش
اسلحه به این کشور ها را ضامن صلح آن کشور ها نشان می دادند و پیمان های نظامی می بستند و
دخالت های مختلف در کار کشور ها به اسم همکاری بر ضد اسلامی های افراطی انجام می شد،
که بعد ها معلوم شد که این اسلامی های افراطی را خودشان به وجود آورده اند.
.
جمهوری اسلامی هم شد یک لولوی ترسناک در مقابل کشورهای خاورمیانه که با ترساندن مردم
منطقه از کارهای بی منطق و سلطه جویانه از جمهوری اسلامی، توانستند میلیارد ها دلار دیگر
به کشور های منطقه اسلحه بفروشند.
گویا از داخل خود ایران اسلامی هم همکارانی دارند که بطور مثال روی موشک دو هزار کیلومتری
ساخت ایران، می نویسند برای نابودی اسرائیل...
و این می شود مدرکی برای کمک به اسرائیل و ترساندن بقیه کشور های همسایه که به بینید، سردار
سپاه می گوید که بُرد موشک های ما تا ریاض و تل آویو هست...
یا بایستی هم پیمان ما باشید و از ما اسلحه بخرید که حمایت ما را داشته باشید و یا توسط جمهوری
اسلامی مورد حمله قرار خواهید گرفت...
.
خنده دار است که چند سال پیش می خواستند که سپر الکترونیکی در مقابل حمله ی اتمی از سوی
ایران برای لهستان و چکسلواکی درست کنند و برای این کار هفده میلیارد دلار برای آن کشور ها
صورت حساب داده بودند.
آخر بین ایران تا، لهستان و کشور چک، حدود پنج شش کشور دیگر قرار دارند و چرا باید ایران از
این چند کشوری که بین دو کشور هستند، عبور کند و بیاید تا لهستان و چک را هدف قرار دهد؟
یعنی از این مسخره تر و خنده دار تر داستانی نمی شد پیدا کرد و بخورد آن دو کشور داد که بتوان
از آن ها قرار داد هفده میلیارد دلاری به دست آورد...
این بدان معنی هست که... اگر شده «گیگا» ها به طور پنهانی به ایران اطلاعات و وسایلی را بدهند
که توانائی ایران را در اتمی بودن و موشک های دور بُرد داشتن را قوی تر نشان بدهد،
تا همین امریکای ضامن صلح جهان... بیاید وسط و شروع کند با قرارداد های جدیدتر، کشور ها را
وادار به خرید اسلحه های جدیدتر بکند تا صلح جهان حفظ شود...
چون آن موقع ایران از داشتن سلاح های جدید کشور های منطقه و حمایت امریکا از آن ها، کمی
محتاط تر خواهد شد و خطر حمله از سوی ایران کم می شود...
تا «گیگا» ها که مجموعه ای از شرکت های چند ملیتی و گردن کلفت هستند، در این وسط از
فروش اسلحه های جدید تر و قرارداد های بزرگ تر، پولدار تر بشوند...
..
سوز
۰۷ امرداد ۱۳۹۷ -  29.07.2018

۱۳۹۷ خرداد ۹, چهارشنبه

اگر همین حالا آخرش باشد چی؟

اگر همین حالا آخرش باشد چی؟
..
داشتم از جلوی تلویزیون به سوی انبار کوچولوی خونه می رفتم که یک بسته چیپس سیب زمینی بیاورم
و در حال تماشای تلویزیون، چیپس را مزمزه کنم.
به ذهنم رسید که اگر همین حالا بمیرم، چی می شود؟
... در حال خوردن چیپس در جلوی تلویزیون؟
شانه ها را بالا انداختم و با چشم های خسته ای که تمایل به خواب دارند ولی خوابشون نمی بره، ابروئی به
بالا بردم و سرم را به یک سوئی تکان دادم و گفتم: چی می خواد بشه؟ هیچ چی.
زنم که توی اون یکی اتاق دارد تلویزیون خودش رو نگاه می کنه، اگر به زودی متوجه بشود،‌ اول وحشت
می کنه و سعی می کند که نزدیک من نشود و فریادی، جیغی می کشد و از همسایه ها کمک می خواهد،
و اگر خیلی دیرتر متوجه بشود که، کمی بیشتر می ترسد که این همه وقت است که من این جا کنار یک
مرده نشسته بوده ام و حواسم نبود.
و من خودم که خب... احساسی نخواهم داشت، نه دردی را حس خواهم کرد و نه از رفتاری ناراحت می شوم
و نه از تعریفی خوشحال خواهم شد.
بعد از چند روز، هم خانم و هم بچه ها به نبودن من عادت خواهند کرد و شاید پیش خودشان، فکری از
ذهن شان گذر کند که کاش این کار را نکرده بودم یا... کاش اون کار را می کردم، که باز هم برای من
فرقی نمی کند.
شاید در اون موقع که خبر می دادند که وقت شما تمام است و باید به دنیای دیگر بروی، در هنگام ِ نفس آخر،
من در پیش خودم فکر می کردم، که ای کاش چند روز دیگر و چند روز بیشتر عمر می کردم؟
که چکار کنم؟
که چند تا قهوه بیشتر می خوردم؟ که باز هم ساحل دریاچه را می دیدم‌؟
که برای آخرین بار خوراک مورد علاقه ام را می خوردم؟ که چی؟
هزار بار همین خوراک ها را خورده ام، هزار بار قهوه خورده ام... اگر دوبار دیگر هم بیشتر بخورم،
چه فرقی می کند؟
ولش کن، هر چی که تا به حال خورده ام، اگر دوبار بیشتر هم بخورم، فرقی نمی کند؟
برای اون یکی دنیا که نمی توانم مزه اش را با خودم ببرم.
.
اصلا فکر می کنم که این ده بار آخری که این خوراکی را خوردم، قبل از آن بایستی مرده باشم و
این ده بار آخری، فرصتی بود که به من داده بودند که برای آخرین بار، نه که دوبار، بلکه
ده بار دیگر از هر کدام از چیز هائی که یک بار دیگر می خواستم، لذت به برم  و یا کار هائي را
که یکبار دیگر می خواستم بکنم، انجام بدهم و بعدش مرا خواهند برد.
.
چه جالب می شود... فکر کنیم که امروز زنگ رفتن را می زنند و ما که بی خیال بوده ایم
و به فکر یک بار دیگر برای آخرین بار...
و یک بار دیگر ها نبوده ایم، خواهش می کنیم که
اجازه دهند که از هر فرصت خوش آیندی ده بار یا صد بار دیگر استفاده کنیم
و تا استفاده نکرده ایم از این دنیا نرویم، یا ما را با خودشان نخواهند بُرد!
و با خواهش ما موافقت می شود و ما خوشحال از این که چند تا «یکبار دیگه» فرصت داریم،
پس حالا بایستی برویم و دنبال برای آخرین بار لمس کردن ها و  
احساس آن و این... را داشتن ها... و فکر کنیم که دیگر دستمان به آن نمی رسد و تا می توانیم از آن...
لذت ببریم و آن... را حس کنیم، و با لذت حس کنیم، بدی هایش را نادیده بگیریم چون دیگر وقت نداریم
به بدی ها فکر کنیم، و به خوشی هائی که از آن و این... می توانیم دریافت کنیم، فکر کنیم...
دیگر زمان نداریم که به بدی ها فکر کنیم، فقط بایستی تا می توانیم لذت به بریم، چون دیگر،
بیشتر از این وقت نخواهیم داشت و بیشتر نخواهیم توانست چیزی را لمس کنیم، یا احساس داشتن
آن چیز را درک کنیم.
.
چطور است که این فرصت را به هزار بار استفاده کردن برسانیم و چانه بزنیم که اگر تا هزار بار
از هر آنچه که دوست داریم، استفاده نکرده ایم، زنگ رفتن ما را نزنند و ما را با خود نخواهند بُرد.
.
موافقت شد، اجازه داده شد که از هر چیز خوش آیندی، می توانیم هزار بار استفاده کنیم.
زود باشیم و شروع کنیم.
وقتی این احساس را داشتیم که می خواسته اند ما را به برند و با خواهش ما که می خواستیم
«یک بار دیگه» چند تا چیز را امتحان کنیم و چند تا کار انجام دهیم، موافقت شده است... یعنی،
«یک بار دیگه» اون چیز را بخوریم، «یک بار دیگه» فلانی را به بینیم، «یک بار دیگه» به
اون محل سر بزنیم و اون جا را به بینیم، ٰ «یک بار دیگه» پیش اون مردم برویم و از اون ها
تشکر کنیم، «یک بار دیگه» در اون کافه یا قهوه خانه چیزی بنوشیم و «یک بار دیگه»...
و «یک بار دیگه» از این، «یک بار دیگه» از اون، «یک بار دیگه» از اون یکی، «یک بار دیگه»...
و فکر کنیم که این استفاده ها از مورد علاقه های مان فقط برای چند بار دیگر ممکن است
و بعد از هزار بار لمس و دریافت مورد علاقه های مان، به سراغ مان بیایند و بگویند
که خب دیگه، برویم... آن وقت،
از این چندین بار بیشتر استفاده کردن های مان، از «یک بار دیگه» ها خوشحال خواهیم بود.
و دیگر، رفتن برای مان با حسرتی، پُر از احساس نکردن ِ «یک بار دیگه» ها نخواهد بود.
پس کاری را برای حسرت خوردن باقی نگذاریم.
این فرصت های «یک بار دیگه» هستند که از دست می روند و می گذرند،
تا از دست نرفته اند، یک بار دیگر استفاده کنیم.
..
سوز
۲۶ شهریور ۱۳۹۶-  17.09.2017

۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۳, یکشنبه

روز مادر


روز مادر
..
دست مادر، بوسه زن، لبخند را، بر لب بیار
زحمت اش، بر راحتی های خودت را، یاد دار
خدمتی بی مزد و منت می کند، فرزند را
با گُلی، یا جمله ای، پس حرمت اش را، پاس دار
روز مادر، روز تقدیر تو، از یک مادر است
گر شود، با هر نشان، شو، بر سپاس ات، پایدار
..
سوز
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ -  13.05.2018

….                  ….
در ۱۰۰ کشور دنیا،‌ دومین یکشنبه از ماه (مه) مای
به عنوان روز مادر گرامی داشته می شود.