۱۳۹۷ آبان ۱۴, دوشنبه

آبادانی بجای خرابی

آبادانی بجای خرابی
..
آن چه که از مدیا ها به گوش می رسد، مجموع قرارداد های فروش اسلحه به عربستان
در حدود پانصد میلیارد دلار شده است. یعنی برای چند سال آینده، این مقدار اسلحه
و تجهیزات جنگی به عربستان فروخته شده است.

این پول را شرکت های بزرگ دریافت می کنند، ولی آیا چند در صد از آن به مردم
امریکا می رسد و برای آبادانی و بهداشت و رفاه مردم امریکا استفاده خواهد شد؟
به  نظر می آید که فقط آن چه که به عنوان مالیات از این شرکت ها دریافت می شود به
صندوق دولت می رود و آن درصد کمی هست، از سودی که شرکت ها دارند.
.
صاحبان شرکت های مورد معامله، ثروتمند تر می شوند و آن ثروتی هست که به آن
احتیاجی ندارند و فقط عدد دارائی شان را بالا می بَرد و فقط یک رضایت فکری دارند.  
.
اسلحه جنگی، کارش خراب کردن و نابود کردن است.
آیا نمی شود و آیا نمی شد که این مبلغ های چندین میلیاردی که برای فروش وسایل
جنگی خرج می شود، برای ساخت و ساز و آبادانی و رفاه مردم به کار رود؟
.
شاید بتوان گفت که پول این همه نفت که از عربستان و... خارج می شود، تنها به
عربستان و... تعلق ندارد، بلکه این پول برای همه مردم جهان است.
چون این مقدار نفت که مصرف می شود، نتیجه آن گاز های کربنیک است
که باعث گرمایش بیشتر زمین می شود و باعث آلوده گی هوا در کره زمین
می شود، پس وقتی که ضرر آن به همه مردم دنیا می رسد،
پول آن هم به همه مردم دنیا تعلق دارد.
.
هوای کره زمین را بیشتر، یعنی در حدود چهل درصد آن را، امریکا و چین
خراب و آلوده می کنند، ولی ضرر های آلوده گی های هوای کره زمین
به همه مردم دنیا می رسد، از گرم تر شدن تمام سرزمین ها و خشکسالی و
از بین رفتن کشاورزی و دامداری در تمام کره زمین، تا آب شدن یخ های قطبی
و بالا آمدن آب دریاها، که هر کدام ضرر ها و خسارت های مربوط به خودش
را برای طبیعت و محیط زنده گی مردم دارد.
یعنی که رعایت نکردن بهداشت و نگهداری از محیط زیست در هر کجای
دنیا که باشد، اثری دارد که مشکل آن بر جاهای دیگر جهان هم تاثیر دارد.
.
به تازه گی آماری از پلاستیک های استفاده شده و رها شده در طبیعت منتشر شده
است که رقمی در حدود یک صد و چهل میلیون تن در سال است.
این مقدار پلاستیک در دریا ها و اقیانوس ها هم، جابجا شده که از مرغ های دریائی
تا ماهی های کوچک و بزرگ از این مواد پلاستیکی صدمه دیده اند.
کشور های فقیر که سیستم درست برای جدا سازی و استفاده از این پلاستیک ها را
ندارند، آن را در طبیعت رها می کنند و ضرر «پلاستیک های سرگردان» در همه
جا و برای طبیعت و محیط زیست دیده می شود و خسارت می زند، پس برای
جلوگیری و بهبود و به داشت محیط زیست، همه کشور ها می بایست همکاری کنند،
فرقی نمی کند که پلاستیک را کشور های فقیر استفاده کرده اند یا کشورهای ثروتمند.
.  
از پول فروش نفت و طلا و الماس و مس و نقره و هرچه که در یک جائی از
جهان هست، حدود سی تا چهل درصد به «صندوق جهانی برای همه» پرداخت
شود، تا این صندوق با در نظر گرفتن فوری تر بودن، برای محل و یا نوع حفاظت
از محیط زیست، از این پول ها خرج کند، فرقی نمی کند که این خرج کردن در
کجا و در کدام کشور است، هدف به سازی و نگه داشت محیط زیست است.
.
داستان های ساخته گی و خطرناک نشان دادن کومونیست و خطر های
ایده ئولوژیک دیگر، بایستی به داستان های سازنده گی برای محیط زیست
و بهداشت تبدیل شود.
.
بایستی فکری جهانی شود که میلون ها انسان گرسنه را از فقر و نداری
نجات داد، بایستی آموزش را به روستا های جهان برد که یک خانواده افریقائی
برای خودش بیست تا بچه نسازد و یا جمعیت هند و چین را کمتر کرد که
مردم رفاه بیشتری داشته باشند و گرسنه در آن جا ها هم نباشد.
در چین یک عددی نزدیک به هشتاد میلیون انسان را گرسنه اعلام می کنند.
چه فایده ای دارد، داشتن یک چنین جمعیتی؟‌ غیر از مشکل و درد سر چه
انتظاری می توان از این جمعیت گرسنه داشت؟
پر واضح است که اگر جمعیت چین به نصف تعداد امروز برسد، یعنی حدود
هشتصد میلیون نفر جمعیت داشته باشد، بسیار بهتر از امروز می تواند به
خدمات و بهداشت آنان رسیده گی کند، تا حالا که حدود یک و نیم میلیارد
جمعیت دارد.
مشکل جهانی، بالاتر رفتن روز به روز جمعیت و کم تر شدن روز به روز
محصول کشاورزی و دامی هست.
.
آن چه باید انجام شود،‌ کم تر کردن جمعیت کره زمین از راه صلح آمیز و
زیاد کردن محصول های کشاورزی و خوراکی و دامی در همه جا هست.
.
روش های کم کردن جمعیت، با هماهنگی کشور ها می تواند به سرعت
شروع شود، زیرا زمان زیادی لازم دارد تا جمعیت کم تر شود.  
زیاد کردن محصول های خوراکی و دامی، کاری چند جانبه هست... با
جلوگیری از گرمایش زمین و رساندن آب به منطقه های رو به خشکی،
و در نتیجه نگه داشتن روستائی ها در منطقه های رو به  خشکی فعلی
و زمین های آب دار بعدی با زیاد کردن امکان کشاورزی در محل.
..
سوز
۴ آبان ۱۳۹۷ -  26.10.2018

۱۳۹۷ مهر ۱۳, جمعه

بشو خوش دل، بزن لبخند


بشو خوش دل، بزن لبخند
..
حافظه ای کوتاه، مانند ماهی.
یکی از دوستان می گفت که تو مانند ماهی حافظه ات کم شده است.
می گویند حافظه ماهی پانزده ثانیه است.
گفتمش، چه خوب و چه زیبا
به به، چه نعمتی هست این
در دنیائی که پُر از جفا هست و نامردی
در دنیائی که همه اش، دوروئی هست و دل‌سردی
خیلی خوب است که زود فراموش کنی بدی ها را
و دوباره دوستی کنی و در نظر داشته باشی خوبی ها را
از هم صحبتی، دلگیر نیستی، تا با خشم با او صحبت کنی
از همراهی، دل‌سرد نیستی، تا از او دوری کنی
وقتی که رفاقت و دوستی در رابطه را، در پیش داری
ذهنی راحت و فکری آرام، از او، با خویش داری
تو خوبی می کنی، با این که از او، بد به بینی
تو باشی چون فرشته، ز ِ بالا آمده، اندر زمینی
که وزن کینه ها، در دل زیاد است
اگر کاری برایش می کنی، بخشی عناد است
برایم زشت باشد، که در کارم ریا هست
ولی دانم که هر کارش، در آن، نوعی بلا هست
من آن نیستم که بد خواهم، برای ِ کار ِ مردم  
به هر حرفی، یکی نیشی زنم، چونان چو کژدم  
به دل خواهم که نیک سازم، برای ِ جمله مردم
اگر چه بد دل است او، مشکلی سازد برایِ کار مردم  
اگر بینم که با، یک بد دلی، هستم بر این کار
نمی خواهم که در کارش شَوم، هم چون مددکار
چو در کارم، نباشد از برایش بغض و کینه
کنم کاری که گویم از براش، بهتر همینه
خودم راحت، دلم راحت، از این خوبی شدن ها
چو در خلوت رَوَم، بوئی رسد از یاسمن ها
نه دل، از فکر ِ بد های، به روز، در جوش باشد
نه شب چون کوره ای در دل، و لب خاموش باشد
جهان چون بگذرد با دل خوشی، با خنده و شاد
رها کن پس بدی ها را، که در راه تو افتاد
بدی ها، گر که در خاطر تو را، در یاد باشد
چو باری خسته زا، بد بو، تو را همراه باشد
بشو خوش دل، بزن لبخند، که دنیا نیک باشد
گهی روشن، شود راه و، گهی تاریک باشد
..
سوز
۰۸ شهریور ۱۳۹۷ -  30.08.2018

۱۳۹۷ مهر ۶, جمعه

ازدواج کشیش های کاتولیک را آزاد کنید ۳

ازدواج کشیش های کاتولیک را آزاد کنید ۳
..
آقای پاپ، با یک اقدام انقلابی و آزاد کردن ازدواج کشیش های کاتولیک،
کلیسا نجات پیدا می کند، اعتماد مردم به کلیسا برگردانده می شود
و از بدنام شدن بیشتر کلیسا جلوگیری می شود.
مقاومت در مقابل احساس های طبیعی و نادیده گرفتن احتیاج طبیعی و نیاز
های جنسی، همیشه امکان پذیر نیست و همه کشیش ها، اراده ای،  
چون عیسی مسیح را ندارند و نمی توانند مانند عیسی مسیح پاک باشند.
کشیش ها انسان هائی هستند، با احساس های شبیه به مردان دیگر،
گرما و سرما و تشنگی و گرسنگی و خواب را مانند دیگران حس می کنند،
ولی احساس جنسی خود را بایستی سرکوب کنند، زیرا کلیسا اجازه ازدواج به
کشیش ها را نمی دهد.
با اجازه دادن برای ازدواج کشیش های کاتولیک، آن ها مجبور نخواهند شد
که احساس طبیعی خود را پنهان کنند و در پنهان، برای رفع احتیاج خود، اقدامی
بکنند، کاری که با وجود این که می دانند غیر اخلاقی هست، ولی فشار و نیاز
طبیعی، آنها را وادار به این  تلاش و کوشش نادرست می کند.
و چون می دانند که آن عمل نکوهیده و زشت است، آن را پنهانی انجام می دهند.
فریب دادن جوانان که حدود پنجاه درصد آن ها زیر سیزده سالگی بوده اند، عملی
است که در اجتماع،  بسیار نکوهیده است و عملی مجرمانه است و جزا و جریمه
های نسبتا سنگین دارد. و برای همین است که تا به حال کلیسا سعی کرده است که
خانواده و بچه های سوء استفاده شده را با پول و وعده ساکت کند.
پس بیائید و کشیش های کاتولیک را از زیر فشار خارج کنید، ازدواج کشیش ها
را آزاد کنید تا به مقدار زیادی از گمراه شدن کشیش ها جلوگیری شود.
تا از خراب شدن رابطه و فکر مردم نسبت به کلیسا جلوگیری شود.
در حال حاضر، نگاه مردم به کشیش ها، در اولین نظر، نگاهی سئوالی هست
که آیا این کشیش هم، بچه ای را فریب داده است؟
این نگاه و این سوء ظن، به مقدار بسیار زیادی، از جذب مردم
به سوی کلیسا ها، جلوگیری می کند.         
ما همه می دانیم که هیچ کشیشی مانند مسیح مقدس نیست.
و هیچ کشیشی مانند مسیح پاک سرشت و مقاوم در مقابل هوس نیست.
پس نمی توان از کشیش ها، ایمانی، هم چون ایمان مسیح را، انتظار داشت.
پس کشیش ها را، در آزمایش های خویشتن داری از هوس، قرار ندهید و
اجازه دهید که آن ها هم بتوانند ازدواج کنند.
..
سوز
۰۶ مهر ۱۳۹۷ -  28.09.2018

۱۳۹۷ مهر ۵, پنجشنبه

پائيز ۳

پائيز ۳
..
باز،  پائيز آمدست ، باشد زمان ِ برگ ريز
برگ هاى سرخ و زرد ، يا پهن و ريز
يا كه باشد قهوه اى ، رنگ مويز
مى وزد بادى دمادم ، گاه تيز
زرد ِ زرد است برگ ها، گاه ، سرخ نيز
قطره باران، گاه درشت و ، گاه ريز
بوى برگ ِ خيس، در هر دَم و هر بازدم، باشد  لذيذ
چون ، هواى ، شسته با باران، كنون باشد تميز  
روز و شب ها، شاد باد... ياران عزيز !
خنده هاتان ، پُر دوام و... ريز ، ريز
..
سوز
اول مهر ١٣٩٧-  23.09.2018

۱۳۹۷ شهریور ۱۴, چهارشنبه

آیا می شود از خدا شکایت کرد؟

آیا می شود از خدا شکایت کرد؟
..
حسن آقا می گفت که به بینم، ما از دست خدا به کی باید شکایت کنیم؟
از این زنده‌گی بی مفهوم و بی سر و ته، خوشم نمی آید که همه اش بخواهیم و میل داشته
باشیم که، چنین بشود و آرزو داشته باشیم که چنان بشود،
ولی برای هر میل و آرزوی کوچک مدت ها باید زحمت بکشیم و ناراحتی به بینیم و
تحمل های جوراجور داشته باشیم تا به یک خواسته مان برسیم، آن هم نه به طور کامل...
خب چرا این جوری هست؟‌
برای چی؟
اگه خدا خودش را، یک بار با اسم یهوه معرفی می کند، یک بار به اسم پدر و یک بار
به اسم الله،‌ یکی می گوید شیوا یکی می گوید اهورامزدا، ما کدام اش را بایستی قبول کنیم؟
می گویند مهربان است و قادر است و بخشنده و خیلی چیزهای خوب دیگه
که ما خوش‌مان می آید،
ولی گرسنه‌گی و محرومیت های بیشتر مردم دنیا را که می بینیم، مهربانی اش
مورد شک قرار می گیرد.
نداری و زیر ظلم و ستم بودن بیشتر مردم را که می بینیم، بخشنده‌گی و قادر بودن اش
جای سئوال دارد.
بچه که بودیم، چه خواسته ها و آرزوهائی داشتیم که برآورده نشدند
و حسرت به دل، زمان گذشت.
جوان تر که بودیم هی عاشق این و هواخواه اون یکی می شدیم
و با نرسیدن های بسیار، زمان گذشت.
مشغول کار که شدیم رقابت های کاری، همکاران بدخواه و حسود و کارشکن که نگرانی و
اعصاب را تحریک می کرد.
خوشی ها و دل خوشی ها و رسیدن ها به چیزی، نسبت به نرسیدن ها، بسیار کمتر است.
این همه زحمت و تلاش برای چه چیزی است آخر؟
به طبیعت و پرنده ها که نگاه می کنی، نر های بی چاره، چقدر ادا و اطوار در می آورند و
پر هاشون را رنگی می کنند و به شکل های مختلف در می آورند
که نظر ماده را جلب کنند تا بتوانند دو ثانیه یک قیق بکنند و بروند پائین.
بعدش چقدر به دنبال خوراک و حشره می گردند و خوراک جوجه ها را تامین می کنند و
دائم در تلاش هستند تا جوجه ها پر در بیاورند و بروند دنبال کار خودشان.
که چی؟
آهو، گاومیش، گوزن و گورخر بی چاره برای کمی علف خوردن بایستی دائم مراقب
دور و بر خودشان باشند که گرگ، شغال، ببر، پلنگ و شیر ها، برای دریدن و تکه پاره
کردن شان در اون نزدیکی نباشند و یا هنگام آب خوردن از لب رودخانه، خودشان و یا
بچه شان در چنگ  سوسمار، با صد ها نیش دندان سوسمار، مرگ را حس نکنند؟
ولی خب با این همه نگرانی و مراقبت، باز هم خوراک درنده‌گان می شوند.
خب برای چی؟
خروس در بین مرغ ها با غرور سینه اش را جلو داده راه می رود و قوقولو می خواند
و گاهی  روی یکی از مرغ  ها می پرد و یک قیق می کند و باز دوباره دانه چیدن...
یک موقعی صاحب خانه مثل همیشه که برای دانه دادن، بین مرغ ها راه می رود، به
خروس نزدیک می شود و ناگهان دست دراز کرده و او را می گیرد...
چند ثانیه بعد از آن، خروس و مرغ های دیگر، انگار که هیچ اتفاقی نه افتاده است،
به دانه چیدن مشغول هستند. خروس گرفتار پس از آن سر بریده، پرها کنده شده،  
پخته و سرخ شده روی سفره، خوراک لذیذ برای ما می شود.
ما هم، دست کمی از حیوانات درنده نداریم، پرنده ها را شکار می کنیم، آهو و گوزن
و بز کوهی را خوراک خود می کنیم و گاو و گوسفند ها را در محدوده های خودمان
نگهداری می کنیم و از شیر و گوشت و پوست استخوان شان هم استفاده می کنیم.
این حیوانات موقع کشته شدن، درد و ناراحتی حس می کنند تا ما، به لذت خوراکی
و مزه گوشت و کباب برسیم.
که چکار بکنیم؟
در دنیائی هستیم که درد و ناراحتی و گرسنه بودن ها و مریضی ها بسیار بیشتر
از خوشی ها و لذت ها هست.
مردم به فکر خودشان و در تلاش برای گذران زنده‌گی خودشان هستند و اگر کمی
احساس انسانی داشته باشند و پول یا فرصت بیشتری از نیاز خود داشته باشند،
به انسان های درمانده ی دیگر کمک می کنند، وگرنه خدا و خالق بزرگ و قادر و
بخشنده برای مردم درمانده و گرسنه کاری نمی کند،
مگر انسان های دیگر کاری بکنند.
خدای بخشنده و قادر و مهربان و کریم و هر چی اسم و صفت خوب که هست و  
ما برای خدا قائل هستیم، جلوی بمب اتمی را در ژاپن نگرفت و دویست هزار
انسان پودر شدند و یا از اثر بمب اتمی درد و ناراحتی کشیدند و جان دادند.
هزاران سال است که از قبیله های کوچک تا قبیله های بزرگ و بعد از آن
شهرها و کشور های مختلف به همسایه شان حمله می کنند و آن که قوی تر است
از امکانات ضعیف تر استفاده می کند... دارائی ها، زن و بچه و اسب و گاو
گوسفند و هرچه هست را، صاحب می شوند و خدای عادل، هیچ کاری نمی کند.
در جنگ های جهانی اول و دوم در حدود صد میلیون انسان کشته شدند و
زجر کشیدند و سوختند و شکنجه شدند، ولی خدای مهربان و بخشنده و کریم
نه مهربانی نشان داد و نه کریم بودن را.
در روسیه یا شوروی سابق استالین بیست میلیون انسان تحصیل کرده و آموزش
دیده را به نام حفاظت از انقلاب کارگری کشت، در چین کومونیست، مائو حدود
هشتاد میلیون انسان را به اسم محافظت از انقلاب کارگری کشت.
در حال حاضر در هر کجای دنیا یک دیکتاتور دارد مردم را مجبور می کند
که به میل او زنده‌گی کنند، یا باید مدل موهای سرشان را به مدل موی سر رهبر
اصلاح کنند یا عقیده ای جز عقیده ی رهبر را نبایستی داشته باشند.
خدا و خالق و آفریننده، در کجای این زنده‌گی قرار دارد که همه اش، امید
ها و آرزو ها را به او آویزان کرده ایم و امیدواریم که یک زمانی از سوی
او شنیده یا دیده شود و تقاضای ما برآورده شود؟
شاید هم آن ها که زرنگ و فریب کار بودند و مال مردم را می خوردند و حق
ضعیف ها را پایمال می کردند، به فکر افتادند و خدا را ساختند که جلوی
شورش مردم را بگیرند تا خطری از سوی جمعیت بدبخت شده توسط
این ها، برای شان پیش نیاید.
یک امید واهی و بزرگ و قوی و مهربان و بخشنده که پاداش تحمل
این مردم بدبخت را خواهد داد و فقط در خیال می توان آن را دید، ساخته شد،
که مردم به جای انتقام و حق طلبی و ایستادن در جلوی حاکم ظالم،
که خطر کشته شدن و زخمی شدن و آواره شدن را داشت، جلوی
این خدای بزرگ بایستند و جزای این ظالم را از اون خدای خیلی قوی
و خیلی توانا بخواهند که به این بیچاره ها کمک خواهد کرد.
با این امیدی که مردم ضعیف به جزای ظالم و ستم کار از سوی خدا داشتند، آن
ستم کاران به ظلم خود ادامه دادند و هر کاری که خواستند کردند، و ستم دیده ها
هم در خلوت از خدای توانا و قادر خواستند که آن ظالم را جزا دهد.
.
سال ها گذشت و ظالم بر ظلم خود باقی ماند و به ستم کاری ادامه داد و
مظلوم هم به دعا کردن پیش خدای قادر و مهربان ادامه داد که خطر کم تری
داشت و ترس از مورد اذیت قرار گرفتن از سوی اوباش و گماشته های ظالم
را نداشت.
و گذشت آن چنان که گذشته است، ظالم بر ظلم خود ثابت و مظلوم بر دعای خود ثابت.
و هر دو راضی، از وضعی که هست.
راضی بودن ضعیف ها، از رفتار خودشان با شرایط موجود که بهترین وضع
و کم خطر ترین حالت را دارد که انتقام از ظالم را به خدا سپرده اند.

خدا هم که مجازات کردن ظالم را گذاشته برای یک موقعی در آخرت که دیگه
ما ها با حسرت و بدبختی، عمرمان به سر آمده و به خواسته هایمان نرسیده ایم،
و ظالم هم خوشی هایش را داشته و هر کاری که خواسته کرده است…

می ترسم اون دنیا، خداوند بخشش کردن اش گل کند و ظالم ها را به بخشد.
اون وقت، چی؟
..
سوز
۱۲ شهریور ۱۳۹۷ -  03.09.2018