۱۳۹۴ دی ۶, یکشنبه

شب یلدا ۶، ساز و ضربی

شب یلدا ۶، ساز و ضربی
..
امشب شب ِ یلداست، ینی، بلند ترین شب
بشکن بزن و شادی بکن، تا بگذره شب
تخمه هندونه، گلپر زده، پسته شکفته
با هندونه وُ ، انارو، با قیسی تو سفره
سیب یا پورتاقال یا که نارنگی
با هم بخورین، با مریضی، باید به جنگی
با خنده میشه، بر همه یه دردا، بخندی
لبخند بزنی، خنده کنی، خیلی قشنگی
با، قِر تو کمر، دستا به رقص، لب ها به خنده
تنبک نزنی یو، ساز نزنی، یه جاش می لنگه
مادر شوهرو، خواهر شوهر، ماچ کن وُ بوس کن
مادر زنُ ، یک وری بغل کرده وُ بوس کن
که لاچ (کلاچ) را بگیر، دنده بذار، دستی رو، ول کن
اخما تو خلاص کن، بابا جون، ابرو رو شل کن
خرمای ِ بمُ ، حاجی آباد، گردوی شِمرون
با کیشمیش ِ سبزه، بی دونه، بخور عزیز جون
اون آقا بزرگ، اهل ِ دِله، خودش می دونه
قِر، از توو کمر بیرون نیاد، با درد می مونه
حالا با دست، حالا با دست
آقایون دست، خانوما رقص (دو بار)
حالا بر عکس، حالا بر عکس
خانوما دست، آقایون رقص (دو بار)
..
سوز
۳۰ آذر ۱۳۹۴ -  21.12.2015
---------
برای دوست داران شب یلدا به خوشی و شادی

شب یلدا - ۵

شب یلدا - ۵
..
شب ِ یلدا، کنار ِ یار مبارک
شب ِ یلدا، به شادی ها مبارک
شب ِ یلدا وُ لب، خندان مبارک
شب ِ یلدا، دراز تر باشد از شب های دیگر
چو خوش باشی در آن، صبح آیدت، با خنده از در  
شب ِ یلدا، کنار یار، بن شین
سخن های خوش از دوران، برچین
چو مردان و زنان با خوش دلی، با هم بیایند
به آهنگ و به شعر، شب را به دست صبح سپارند
همه گویند چه خوش بود آن شب وُ، اما چه کم بود
همه غم ها به گرمی در سخن هامان، شدند دود
شب ِ یلدا، به آجیل ُ انار ُ و هندوانه
کنار همدلان ، خورده شوَد، چه خوشدلانه
شنیدن از ، شاعران ِ جاودانه
کُنَد، کوتاه ُ کم، بزم  ِ شبانه
شب ِ یلدا، به جمع ُ گفت و گو باشد چه زیبا
همه شب ها خوشی باشد، چو شب، با نام یلدا
..
۲۵ آذر ۱۳۹۴ – 16.12.2015

۱۳۹۴ آذر ۲۶, پنجشنبه

مادر - ۹

مادر - ۹
..
مادر یعنی محبت
مادر یعنی زندگانی
مادر یعنی فداکاری
مادر یعنی خود را ندیدن و برای دیگری کوشیدن
مادر یعنی برای راحت بودن ِ فرزند، تا صبح بیداری
مادر یعنی برای سلامت ِ فرزند، از خوردنی ها ، خودداری
مادر یعنی بعد از دردِ فراوانِ زایمان
به روی آن که این درد را به خاطر ِ او دارد، لبخند زدن
بچه را در آغوش گرفتن و با شوق بوسیدن
مادر بودن افتخاری ست که به مردان نمی دهند
درود به همه مادران ِ جهان
درود به مادران ِ مادر دار
و درود به مادران ِ بی مادر
و درود به آن ها که به مادر خدمت می کنند
.
و بدان! هر قدمی که برای رضای مادر برداری
قدمی ست که به پله ای بالاتر در بهشت بر میداری
..
سوز
۲۶ آذر ۱۳۹۴ – 17.12.2015
-------              
به مناسبت روز مادر

۱۳۹۴ آذر ۲۴, سه‌شنبه

خدا و تبعیض نژادی

خدا و تبعیض نژادی
..
آیا خدا هم طرفدار تبعیض نژادی هست؟
چرا خدای یگانه، پیامبران را از ایران و از خاورمیانه انتخاب می کند؟
خدا، با نام های «میترا» و «اهورا مزدا» و «یزدان و آفریدگار»، از ایران،  
و «یهوه»... و «پدر، پسر، روح القدس»... و «الله» از غرب خاور میانه هستند.
زرتشت بزرگ، اندیشه و پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک را بشارت می دهد.
حضرت موسی، ده فرمان خدا را بشارت می دهد.
حضرت عیسی، پیام پدر را بشارت می دهد و روح القُدُس رابط پدر و پسر است.
حضرت محمد، پیام الله را بشارت می دهد.
مردم افریقا چی؟ آیا خدا آن ها را دوست نداشت که برایشان پیامبر بفرستد؟
مردم افریقا آدم می خوردند و برای جلوگیری از این کار زشت، چرا خدا پیامبری
برای مردم افریقا نفرستاد؟
مردم امریکا در چند صد سال گذشته، پیش از کشف امریکا توسط غربی ها و
کریستف کلمب،
یعنی سرخ پوست ها چی؟ آیا خدا سرخ پوست ها را هم دوست نداشت؟
پس چرا برای سرخ پوست ها پیامبر نفرستاد؟
مردم دنیا از وجود سرزمین سرخ پوست ها خبر نداشتند، ولی خدا که از وجود
قاره امریکا، خبر داشت و مردم آن جا برایش آشنا بودند.
برای قاره سرخ پوست ها چرا پیامبر نفرستاد و گذاشت که بُت پرست باشند؟
خداوند با حضرت موسی صحبت کرد و خود را «یهوَه» نامید.
حضرت عیسی، خداوند را «پدر ما که در آسمان هست» نامید.
حضرت محمد، خدا را با نام «الله»‌ معرفی کرد و گفت هرکه خداوند را با
نام «الله» صدا نکرد کافر است، یا باید خدا را بنام ٰ«الله» صدا کند و یا
اینکه جزیه و جریمه بدهد و یا کشته شود.
این بزرگواران و پیامبران از جانب خداوند آمده اند و پیام او را آورده اند،
چرا خداوند هر بار خواسته است که او را با نام دیگری صدا کنند؟
و بار آخری تعصب دارد که نامی عربی، برای او بکار برده شود،‌ چرا؟
آیا عقیده و نظر خداوند، زمان به زمان تغییر می کند که هر بار خودش
را به نامی دیگر می خواند؟
آیا در واقع خداوند، نژاد پرست است که می خواهد بنامی از یک قوم عرب
نامش «الله» خوانده شود؟
خداوند، خدای همه مردم از سفید و سیاه و زرد و سرخ است،  
و هر کدام با هر اسمی که او را صدا کنند، خدا خودش می داند که
منظور شان خدا هست.
آیا اگر مردمی از خداوند، «آب» بخواهند و به زبان انگلیسی «واتر» یا به
آلمانی «واسر» یا به فارسی «آب» و یا به فرانسه « او دو» بگویند،
به هیچ یک گوش نمی دهد و می گوید حتمن «ماء» باید بگویید تا
به شما ها آب برسانم؟
به نظر منطقی نمی آید که چنین باشد، چون خداوند به همه چیز آگاه است
و مردم را با زبان های مختلف می شناسد و می بایستی حرف همه را
متوجه شود، و دعا های آن ها را گوش کند و آرزوهای مردم را بر آورده کند.
.
در روز جزا یا در قیامت که همه باید جوابگوی کارهای خودشان باشند، مردم
با زبان های مختلف حضور خواهند داشت، از هر‌کدام سئوال خواهد شد و
آن ها باید به زبانی که آشنا هستند، جواب بدهند.
.
آیا به آن ها ایراد گرفته خواهد شد که چرا نام مرا به عربی نگفته اید؟
به نظر نمی رسد که چنین باشد.
..
سوز
۲۰ آذر ۱۳۹۴ – 11.12.2015

۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

اعتماد صد در صد نه - ۱


اعتماد صد در صد نه - ۱
.
گروه اسب، خورده شدن با پیشانی به درخت.
..
حسن آقا تعریف می کرد که در دورانی که شاگرد هنرستان صنعتی تهران بود، دوستی
داشت بنام «س» که با دو نفر دیگر از شاگردان ِ همان کلاس، دوستی شان طولانی بود.
این دوستی از کلاس اول هنرستان یعنی معادل دهم دبیرستان بود، بعد از کلاس
نهم دبیرستان، می شد به کلاس اول هنرستان صنعتی رفت.
در رشته مکانیک اتوموبیل دو کلاس پارالل بود و همشاگردی های همان کلاس، با هم
به کلاس بالاتر می رفتند و این دوستی در کلاس بالاتر هم ادامه داشت.
حسن آقا، آقای «س» و دوستانش را بنام گروه «اسب» می نامید.
حرف اول نام این دوستان، « ا » و «س» و «ب» بود که باهم می شد «اسب».
«س» تعریف کرده بود که یک روز سه تایی داشتند توی خیابان پهلوی، بالاتر از میدان
ولیعهد قدم می زدند و صحبت از با چشم بسته راه رفتن بود.
یکی می گفت: شب که می خواهد برود از یخچال آب برای خوردن بردارد، دیگر چراغ را
روشن نمی کند، چون مسیر و جاها را از حفظ است و در تاریکی به سمت یخچال می رود
و در یخچال را که باز می کند، چراغ یخچال روشن می شود و... بعدش بر می گردد به
سوی رختخواب.
آن یکی می گفت: آره شنیده ام که خلبان های جنگی هم یک دوره آموزشی در کابین خلبان
برای «هدایت کور» دارند. یعنی که اگر هواپیما دچار نقص فنی شد و کابین خلبان را دود
فرا گرفت، خلبان ها بدون اینکه درست چیزی از دستگاه ها را به بینند، باید بتوانند هواپیما را
هدایت کنند و بزمین به نشانند.
بعدش «ب» به «س» گفت: خب الان این پیاده رو پهن و عریض است، آیا می توانی با
چشم بسته بیست، سی قدم راه بروی؟ «س»‌ هم گفته: خب آره، ولی اگر راه را کج رفتم،‌
شما به من بگوئید که من یکدفعه نه افتم توی جوی آب، یا نخورم به دیوار...
آن دو دیگر هم قبول می کنند و «س» با چشمان بسته، شروع می کند به راه رفتن، بعد از
چند قدم «س» سئوال می کند که آیا راه را درست می روم؟ و «ب» گفته آره، برو، ادامه بده.
ناگهان «س» سرش با پیشانی به درخت می خورد و آن دو دیگر می خندند.
«س» با ناراحتی می گوید: پس چرا به من نگفتید که دارم به درخت می خورم؟
«ب» می گوید یعنی تو، چشمت را باز نکردی و به اطمینان ما همانطور چشم بسته
می رفتی؟ خب باید از لای چشم هم نگاهی به جلو می کردی!
«س» گفته،
خب قرار بود من با چشم بسته راه بروم و نمی خواستم در کارم درست نباشم و
قرار بود شما به من خبر بدهید.
«ب» خنده کنان گفت:
خب تو نباید به حرف ما اطمینان می کردی و با چشم بسته راه می رفتی.
«س» با اعتراض به « ا » گفت: خب تو چرا چیزی نگفتی؟
« ا » با خنده ای زورکی، سرش را به چپ و کمی پائین چرخاند و شانه ها را
بالا کشید و چیزی نگفت.
«س» فکر می کرد حتمن «ب» مانع شده که « ا‌ « چیزی بگوید.
«س» رفت تو خودش و بیشتر، از حرفهای آن دو دیگر چیزی یادش نیست
و همه اش فکر می کرد که چرا من باید تا این اندازه به اون ها اطمینان می کردم
که برای اطمینان خودم،
یک دفعه هم از لای چشم به مسیری که می روم نگاه نکرده ام.
پس بخودش گفت، به دیگران نباید صد در صد اطمینان  داشت،  
و فقط باید خودت همه چیز را امتحان کنی…  
و روی فکر و تصمیم خودت عمل کنی.
بعدش یاد کلاس چهارم ابتدائی و شکستن دندان جلو، افتاده بود...
..
سوز
۱۶ مهر ۱۳۹۴ – 08.10.2015

۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه

سنگسار

سنگسار
..
آنها که به تو سنگ می زنند
به گناه خود سنگ می زنند
آن ها خود را مجازات می کنند
آن ها خود را رها می کنند از گناهی که دارند
گناهی را که دارند و جر‌ات ندارند آن را عیان کنند
زیرا از آن شرمسار هستند
حالا یک موضوع پیدا کرده اند که بتوانند
گناه خود را به چشم به بینند و آن را سنگسار کنند
کدام یک از آن ها، در پنهان گناه نکرده اند
هر کدام، گناهی را که مشابه این بوده است که بر تو نامیده اند
به پنهانی و با ترس و لرز انجام داده اند
گناه آن ها، علنی نشده است ولی آن ها خود را هم چنان
در فشار روانی و عذاب وجدان اسیر می بینند
و حالا یک مظهری پیدا کرده اند تا گناه خود را
سنگسار کنند و روح خود را آرامش بخشند
که به چنین گناهی، سنگ ِ «دور شو» زده اند
آن ها تو را نمی زنند، روح خود را مجازات می کنند
..
سوز
۱۶ آبان ۱۳۹۴ – 07.11.2015

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

دوستت «نه» دارم 3

دوستت «نه» دارم 3
..
به «نه» گفتن، خرابم کردی، ای دوست
ز ِ بادام  ِ تن ام، بَر کنده شد، پوست
که می انگاشتم ات، چون نصف ِ بادام
کنون که می روی، پس بوده ای، پوست
..
سوز
۳۰ شهریور ۱۳۹۳ -  21.09.2014


۱۳۹۴ مهر ۱۲, یکشنبه

امروز مال ماست

امروز مال ماست
..
آنچه مهم است اين است كه:
در هر زمان، ما بهترين ها را با توجه به امكانات وموقعيت موجود و اطلاع و آگاهى هايمان،
انجام داده ايم و آنچه در گذشته شده است بهترين انتخاب ِ ما بوده است.
شايد بعد ها به نظر برسد كه، اگر جور ديگرى انجام مى داديم، بهتر بود.
ولى افسوس ِ گذشته را نبايست خورد، زيرا
آنچه كه شده است، بهترين گزينه در زمان خودش بوده است.
امروز دانش و آگاهى و اطلاع بيشترى نسبت به گذشته داريم
و ديد و نظرمان به گذشته، وسيع تر شده است.
اگر آگاهى و امكانات امروز را، ديروز داشتيم، شايد به خاطر موقعيت و شرايط،
باز هم كار ديروز را انجام مى داديم، پس هيچ تاسف بر گذشته.
به امروز فكر كنيم، آيا امروز
از بين انتخاب ها، چه، را انتخاب مى كنيم؟ بد را، خوب را، يا بهتر را.
بنابرين، فردا اجازه نداريم به تصميم امروز تاسف بخوريم.
زيرا امروز بهترين گزينه براى ما، همين است كه انتخاب كرده ايم و انجام داده ايم.
..
سوز
٣ مهر ١٣٩٤- 25.09.2015

۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه

دكل دزدى

دكل دزدى
..
دكل نفتى چو دزديدى هنر نيست
چو دزدى هاى ما، بى درد سر نيست
به يك چشمك بريم، سه هزار ميليارد
چو كوه يخ ،نهان، ميليارد دلاريست
..
سوز
١٢ تير١٣٩٤ - 03.07.2015

۱۳۹۴ شهریور ۲۲, یکشنبه

جلوگیری از گرمایش زمین

جلوگیری از گرمایش زمین
.
انتقال آب از دريا به خشكى ها
..
در كنفرانس چند روز پيش ِ سران هفت كشور صنعتى دنيا G7 در اِلما، در آلمان،
يكى از موضوع هاى مورد بحث، جلوگيرى از گرمايش ِ زمين بود.
با وابستگى هاى صنايع و انسان ها به مصرف انرژى، استفاده ای کمتر از انرژى
كارى بسيار دشوار است.
جايگزين كردن ِ انرژى هاى فسيلى، برای کم کردن گرمایش زمین با ديگر انرژى ها،
که کمتر باعث گرم شدن زمین می شوند، زمانى بسيار زياد لازم دارد.
.
سريع ترين و موثر ترين راه برای جلوگیری از گرمایش زمین، پمپ كردن آب هاى دريا ها
و اقيانوس ها، لوله كشى با لوله های بزرگ برای انتقال آب زیاد، از ساحل ها
به منطقه هاى كم آب و خشك، به مقدار زياد است.
.
صاحبان کارخانجات بزرگ وسایل آبرسانی، می توانند دولت ها را به این سیستم
که کمک برای جبران کم آبی می کند، و باعث کمک به خنک تر شدن
هوای زمین می شود، یعنی انتقال آب از دریاها به خشکی ها، راهنمائی...
و علاقه مند... سازند.
استفاده از موتور های برقی، بخاری، توربینی و یا آفتابی، با پمپ هائی با ظرفیت زیاد
آینده ای خوب برای کارخانجات، برای تهیه این وسایل در سطح جهانی دارد.
ساخت لوله های لوله کشی، پایه گذاری لوله های بزرگ، ایستگاه های تقویتی
در مسیر لوله کشی و طراحی و برنامه ریزی برای این کار، باعث ایجاد شغل
و در آمد برای بسیاری از کارخانجات سازنده و کشور ها می باشد.
مقدار پمپ آب، بایستی حدود صد میلیون بشکه در روز باشد. این کاری بزرگ
و در سطح جهانی است و همه کشور های جهان بایستی همکاری کنند.
پمپ های قوی، آب را از اقیانوس ها به دریاچه های محلی پمپ می کنند.
از تبخیر آب در محل، رطوبت و ابری ملایم و خفیف تشکیل می شود.
این لایه خفیف رطوبت، تا اندازه ای مانع تابش آفتاب و در نتیجه، کمی
مانع گرم شدن زمین می شود.
در نتیجه در همان محلی که آب پمپ شده است، لایه ای خفیف از بخار آب
تشکیل شده، زمین و محیط را خنک تر می سازد.
رطوبت در منطقه ها باعث رشد گیاهان در محل می شود.
آب های نفوذ کرده به زیر زمین در اطراف دریاچه های ایجاد شده، در
محل هائی که آب به آنجا پمپ شده است، چاه های محلی را پر آب تر می کند.
مقدار پمپ کردن آب در سطح جهانی و به مقدار زیاد باعث جلوگیری از
گرمایش زمین می شود و صد ها جزیره از بزیر آب رفتن نجات پیدا می کنند.
پمپ کردن ِ آب به مناطق خشک و کم آب، مانع قحطی و خشکسالی
در مناطق کم آب می شود،  و مردم همه جهان از آن بهره می برند.
در شمال افریقا و در خاورمیانه،‌ توفان های شن که بصورت پودر ماسه و ذرات
گرد و خاک،‌ شهر ها را غیر قابل تنفس می کند، بسیار کمتر می شود.
.

بر اساس آمار در روز به مقدار «هشتاد میلیون بشکه» نفت مصرف می شود.
«هشتاد میلیون بشکه» نفت، از چاه ها به تانکر ها و لوله ها و از تانکر ها
به پالایشگاه ها و از پالایشگاه ها به مصرف کننده ها، رسانده می شود.
آماده سازی نفت، از استخراج تا مصرف، بعلت آتش گیری و آلوده ساختن محیط،
با هزینه های زیادی همراه است.
ولی برای انتقال آب از اقیانوس تا دریاچه های محلی، خطر آلوده گی و آتش گیری
وجود ندارد و هزینه ای بسیار کمتر لازم است.
.
چند سال پس از شروع کردن پمپ آب با مقدار زیاد به خشکی ها، می توان
شاهد ِ بهبود شرایط محل های خشک و بهبود شرایط  زمین شد. و گرمتر نشدن
هوای محل و یا خنک تر شدن هوای محل را می توان هر سال اندازه گرفت.
و با گرمتر نشدن هوای محل و یا خنک تر شدن هوای محل، سیستم پمپ کردن
آب از ساحل به خشکی را، می توان برای محل های دیگر در کره زمین ادامه داد،  
و در نتیجه کمک به گرم تر نشدن زمین کرد.
یعنی مانع زیر آب رفتن بسیاری از جزیره ها در دنیا شده و مانع بالا آمدن آب
در ساحل های دریا شده و از به زیر آب رفتن ِ خانه های ِ کنار ساحل جلوگیری
می شود، که در حال حاضر حساب می شود که هزینه بسیار زیادی برای
شهر ها و دولت ها خواهد داشت، در صورتیکه آب در ساحل ها بالا بیاید.  
.
پیش بسوی پمپ کردن آب از دریاها به خشکی ها.
..
سوز
٢٥ خرداد ١٣٩٤ - 15.06.2015