۱۳۹۹ تیر ۱۷, سه‌شنبه

چه کسی کمک خواهد کرد؟‌

چه کسی کمک خواهد کرد؟‌
سوگنامه برای وطن
..
مردم ایران در فشار
و تبلیغ مذهبی برقرار
دشمن در لباس ایرانی در کنار
و دوست داران وطن بی قرار
.
از گفته های ایرانی های خارج از کشور که در هر شهری
چند تن از آنان کارهای جمهوری اسلامی ایران را تایید می کنند،
چنین بر می آید که گسترش و پخش بودن عوامل جمهوری اسلامی
بسیار زیاد است.
به وسیله مدیا های ایرانی، آن چه که در ایران انجام می شود را به نحوی
به شوخی های مختلف پیش مردم مسخره و عادی جلوه می دهند،
در مدیا های خارجی، آن چه که در مورد حکومت شاه
به عنوان رعایت نکردن حقوق بشر، بزرگ می کردند،
در هیچ کدام از مدیا های خارجی بزرگ نمائی نمی شود
و اگر هم خبری از آن خلاف ها و نادرستی ها و قانون شکنی ها و
زیر پا گذاشتن اصل های حقوق بشر بیان شود، به مقدار بسیار کوتاه و
جزئی بیان شده و تکرار نمی شود.
امریکا در ظاهر با ایران و حکومت ایران دشمنی نشان می داد، ولی
از زمان کارتر چهار سال، ریگان هشت سال، بوش پدر چهار سال،
و پس از آن کلینتون، بوش پسر، اوباما هرکدام هشت سال یعنی حدود
چهل و سه سال... اگر دستور کندی را به «سیا» در مورد جایگزین کردن
آقای خمینی به جای شاه را «حدود هفده سال» حساب نکنیم... در پشت پرده،
با سران حکومت اسلامی ایران همکاری داشته اند و همه این رئیس جمهور
های امریکا گفته اند که با مردم ایران هستند و مردم ایران را از حکومت جدا
دانسته و طرفداری خود را از مردم ایران اعلام کرده اند.
.
ولی در عمل دیده شد که بی منطق بودن سران حکومت ایران و گاهی
تروریست پرور خواندن مسئولین جمهوری اسلامی به نفع حکومت
امریکا و کشور های صنعتی و بزرگ از شرق و غرب سابق بوده است
و با این ببر کاغذی که درست شده است، همسایگان ایران را ترسانده
و به مقدار بسیار زیاد، اسلحه و وسایل جنگی و دفاعی به همسایگان ایران
فروخته اند و به عنوان حمایت از آنان در مقابل دشمنی چون ایران، با همسایه
های ایران همکاری کرده اند و بطور عملی در همه کارهای آن همسایگان
در مقابل ایران دخالت و تاثیر داشته اند.
.
ایران در چهل سال قبل، می شود گفت که صنعتی ترین کشور در خاورمیانه بود.
آن چه که بر ایران رفته است، در زمان این چهل سال، به هم ریختن سیستم آموزش
در دانشگاه ها و مدرسه ها و از علوم زمان به علوم دینی توجه داشتن را پیش
گرفته اند. در زمینه های دیگر، تعطیل شدن کارخانه ها،  
از بین رفتن کشاورزی و جنگل ها و به باد دادن منابع آبی و تبدیل دریاچه ها
و تالاب ها به شن زار های تولید کننده ریزگرد ها هست که با وزش باد در
آن جا ها، توفان ریزگرد و یا در آذربایجان توفان نمک درست می شود.

مردم ایران در این زمینه و برای جلوگیری از نابود شدن کشورشان، چه می توانند
بکنند؟‌
نیروهای امنیتی با شنود های تلفنی و موبایلی از مردم که تکنیک آن را از کشور های
بزرگ گرفته اند و یا خریده اند، کنترل همه چیز مردم در دست شان است.
اگر تظاهرات بر خلاف میل حکومت انجام شود با دوربین های مدرن که از فاصله
چند صد متری در جاهای بلند بطور دائم و یا موبایل و موقت قرار دارند، شناخته
می شوند و به سرعت دستگیر شده به عنوان های مختلف در زندان ها هستند و یا
حذف فیزیکی شده اند، یعنی هیچ حرکتی از سوی مردم نمی تواند کاری انجام دهد.

از سوی دیگر با بلند گو های مختلف با دانشمندان و سخنگویان دلسوز نمای مردم
تفسیرهای بی سر و ته می کنند و بسیاری از آن ها می گویند مردم خودشان بایستی
از خود حرکتی انجام دهند و بعضی دیگر می گویند مردم همان حکومتی را
دارند که لایق آن هستند.
آیا در واقع لیاقت مردم ایران، این حکومت عقب افتاده و به دوران هزار و چهارصد
سال پیش برگشته است؟
با اندوه بسیار دیده می شود که منافع جمعی و کلی که کشور های بزرگ از وجود
این حکومت دارند، آن کشورها را به حمایت آشکار و پنهان از حکومت اسلامی نمای
ایران کشانده است و آن که سرش بی کلاه مانده است، مردم ایران هستند...

کشور های مختلف بزرگ، برای بندر ها و ماهیگیری و صنعت نفت و غنی کردن
اورانیوم و خرید خاک ایران و فروش اتوموبیل و قرارداد های بسیار دیگری که
با حکومت بسته اند، و بسیاری از آن قرارداد ها برای مردم ناشناخته هستند،
هر کدام به گونه ای دارند از قرارداد با ایران سود می برند.

برای مردم ایران روضه امام حسین (ع) را می خوانند و مردم را به گریه
می اندازند که آن راد مرد شجاع در آن صحرا ندا می داد که
«هل من ناصر یَنصُرُنی»
یعنی آیا کسی هست که به من کمک کند؟
حالا خود مردم ایران از چه کسی باید کمک بخواهند؟
حالت مردم ایران، مانند این است که یک آهوی بزرگ و چاق و چله که
در میان چند گرگ که در حال دریدن اش هستند،
بخواهد از یکی از آن گرگ ها کمک بگیرد...
..
سوز
۱۶ تیر ۱۳۹۹ -  06.07.2020

۱۳۹۹ خرداد ۳, شنبه

شاد زی

شاد زی
..
فردا که شود، چه کار ز ِ فردا بکنیم
فردا نشده، چه کار درجا بکنیم
هر چیز ز ِ دل خوشی، که در دست ات هست
با قِر به کمر، دوباره اجرا بکنیم
..
سوز
۰۳ خرداد ۱۳۹۹ -  23.05.2020
.

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه

زنده گی اینه؟‌

زنده گی اینه؟‌
..
آره، این زنده گیه
همین، یه کم لوبیا بریزی تو پیاله
یه کم لیمو و روغن زیتون بهش بزنی 
با یک قاشق مربا خوری، دو سه تا، دو سه تا
از اون پیاله برداری و بخوری
یک لیوان شراب، یا یک لیوان آبجو
بکشی بالا و بعدش، اَ ه ه ه ه بکنی
دوباره مزه لوبیا با مزه ترش و شیرین
بعدش  هم یک زمزمه ای از آهنگی 
هرچه باشه...، آهنگی که اون موقع خودش میاد
حالا اگر رو حوضی هم باشه که نبایستی ردش کرد
اون آهنگ، اون موقع حال میده
زمزمه کن و خجالت نکش که داری می خونی
حق قه ته، چرا نخونی؟ کی گفته که نخونی؟‌
بخون و اگه هم شد و تونستی بشکن بزنی، بزن
یه قر ِ کمر و یک تکان دودی به خودت بده
و برقص و یا ادای رقصیدن را در بیاور
در هر حال، اونی که از دور می بینه
اگر والس دانوب آبی هم برقصی
اگر رقاص ماهری هم باشی
باز هم از دور بیخودی به نظر می رسد
خودت باش،  و برای خودت باش
برای خودت بخون، و برای دل ِ خودت برقص
اونی که حال تو را ندارد، حال تو را درک نمی کند
از سوی اون شاید، نگاهی با تعجب و یعنی چی، باشد
ولی تو که داری زمزمه می کنی، و به تن ِ خودت
حرکت می  دهی و مثل دود، بی برنامه در چرخش هستی 
خوش باااااش، که رمز زنده گانی، این است
اهه، لوبیا تموم شد که، بدو لوبیا بیار
حالا چون دو سه جرعه دیگه آبجو مونده که نمی شه ولش کرد
اگر تنبلی کردی، خوشی هایت پرید
هر جرعه ای، با مزه اش را بایدی، منظور داشت
مزه یه شاهی چو خواهی، بایدی تخمی به کاشت
سبزی یه تازه به بالکن، چیده و با مزه اش تو حال کن
حال ِ حالا را، کنون تو در بی یاب
فکر فردا را کنون،‌ هیچ مَشه تاب
..
سوز
۱۵ اردی بهشت ۱۳۹۹ -  04.05.2020

۱۳۹۹ فروردین ۱۰, یکشنبه

بی تو، هم…

بی تو، هم… 
..
بی تو، هم آفتاب در آید
بی تو، هم مهتاب بر آید
بی تو، هم بلبل به خواند
با تو، اما آفتاب گرمای دل پذیر تری داشت
نور مهتاب زیبا تر می نمود و خیال انگیز تر بود
چهچه بلبل خوشایند تر می نمود
چهچه اش اما، حالا سئوال برانگیز است
چرا می خواند؟ این چهچه چه معنی می دهد؟
مردم هم چنان این ور و آن ور می روند
برای شان مهم نیست که تو بودی، یا حالا نیستی
اون موقع روی سنگ های موج گیر کنار ساحل نشسته بودیم
گنجشکی داشت به بچه اش  خوراکی می داد
بچه گنجشک، تند تند، ریز پر می زد و جریک جریک می کرد
چقدر این کار مادر گنجشک زیبا می نمود
به تازه گی که دیدم بچه گنجشک، ریز پر می زند برای خوردنی گرفتن
کار بچه گنجشک، لوس به نظر می رسید
کار گنجشک مادر، یک کار تکراری و غریزی

گنجشک ها همان هستند که بودند
آفتاب و مهتاب همیشه همین طوری بوده اند
قبل از من و تو... و بعد از من و تو
مردم هم، همچنان با کمی عجله، این ور و آن ور می روند
از این که تنها نشسته ام و آن ها را نگاه می کنم
نه کسی خوشحال می شود و نه کسی برایش سئوال است
اون موقع هم که با تو بودم، مردم همین طوری بودند

حالا چه فرقی کرده است که زیبائی ها رفته اند
هیچ، دنیا و دور و بر،‌ فرقی نکرده اند
شادمانی من، دید مرا، زیبا بین کرده بود
حالا هم می توانم همان چیز ها را زیبا به بینم
شادمانی دیگری برای خود پیدا می کنم
چیزی فرقی نکرده است، دید من فرق کرده است
شادمانی های فراوانی را، می توانم مهم بدانم
و باز هم از زیبائی ها لذت ببرم و شاد باشم
..
سوز
۰۹ فروردین ۱۳۹۹ -  28.03.2020

۱۳۹۹ فروردین ۵, سه‌شنبه

سوگنامه برای وطن ام

سوگنامه برای وطن ام
.. 
.
امروز این کلیپ برایم رسید...
فرانسه امروز اعلام کرد که تمام تجهیزات بهداشتی که به ایران برای جلوگیری از
کورونا داده شده بود، بدون هیچ تغییری، به عراق و لبنان فرستاده شده است...

غم و اندوه، جگرم را کباب کرد، دلم سوخت و آه از نهادم بر آمد، زمانی کوتاه
درنگ کردم و شانه هایم به پائین افتاد، مانند این بود که بار سنگینی را بر روی
دوشم گذاشته اند.

یا باید قبول کنیم که این مسئولان ایرانی هستند و در انجام وظیفه ی خود کوتاهی می کنند،
که باید برکنار شوند. و یا ایرانی نیستند و دشمنان ایران و ایرانی هستند که بر مسند
قدرت نشسته اند و مال مردم ایران را به تاراج می برند و برای عراق و لبنان و سوریه
و یمن و سودان و هزار جای دیگه خرج می کنند، پس باید که برکنار شوند.

این مسئولان از صندوق مردم ایران حقوق می گیرند، برای خدمتی که بایستی برای
مردم ایران انجام دهند، وقتی که کار خود را در نماینده بودن مردم ایران، درست انجام
نمی دهند، پس باید برکنار شوند.
یا دشمن هستند و پُست های اداره ی کشور ایران را به دست گرفته اند، که باز هم باید
از این پُست ها برکنار شوند و جواب پس بدهند، محاکمه بشوند و مجازات بی لیاقتی
و نادرستی خود را در کارها، تحمل کنند.
چه کسانی و چند در صد از مردم ایران، وظیفه و تکلیف ِ دفاع از مردم فلسطین را
به عهده دولت ایران گذاشته اند؟‌
کی گفته است که پول ها و امکاناتی را که برای مردم ایران ضروری تر و لازم تر
هست، به سوریه و لبنان و عراق و یمن و سودان داده شود؟
..
سوز 
۰۲ فروردین ۱۳۹۹ -  21.03.2020
………………          ………………  
دنباله...
اگر خبر بالا شایعه باشد ولی این که دیگر شایعه نیست.

بنا به نوشته های روزنامه های داخل ایران،‌ دبیر شورای امنیت ملی، میلیون ها
ماسک بهداشتی را به عراق هدیه کرده است، آن هم در زمانی که در داخل ایران
به شدت به این ماسک ها نیاز هست!

رئیس اطلاعات سپاه دستور می دهد که شهر کورونا گرفته ی قم، نباید قرنطینه شود!
و دلیل او این است که امریکا از این موضوع سوء استفاده می کند.
یعنی مردم یک کشور را آماده برای آلوده شدن یک بیماری مسری و خطرناک می کند
که چی؟‌ که امریکا ممکن است از این موضوع سوء استفاده کند.

همه مدیا های ایران، در مورد وجود کورونا در ایران سکوت می کنند و بنا به
«دستور از بالا» اجازه ندارند خبر شیوع کورونا در ایران را اعلام کنند که مبادا مردم
برای احتیاط در خانه بمانند و به پای صندوق های رای نروند... و نشان دادن صف مردم
در جلوی صندوق های رای را مهم تر و بالاتر از سلامتی مردم دانسته اند و مریض
شدن و آلوده شدن مردم به یک بیماری خطرناک و مسری، برای شان اهمیت کمتری دارد.
و پس از انجام انتخابات، تازه کم کم اعلام می کنند که ویروس کورونا در ایران هم
وجود دارد و هست.

تعداد قربانیان کورونا را کم تر از واقع اعلام می کنند، لابد برای این که پنهان کاری
و سهل انگاری خود را بپوشانند.
یکی که از یک بیمارستان تعداد قربانیان را که حدود تعداد قربانیان کل کشور است، با
موبایل خودش عکس گرفته و در مدیا ها قرار داده است، تعقیب و دستگیر می شود و
فوری، قانونی برای مجازات می گذارند که کسی اجازه ندارد راجع به کورونا گزارش
در مدیا ها قرار دهد.

امام جمعه ای که هزار سال سن دارد، برای کودک گرسنه ای در سودان، پای منبر
نماز جمعه اشک می ریزد، یعنی تظاهر به اشک ریختن می کند، البته بدون اشک...
ولی مردم گرسنه و محروم سیستان و بلوچستان را نمی بیند و یادی از این مردم
محروم در گوشه ای از ایران نمی کند.

مردان و زنان در کردستان مجبور شده اند برای گذران زنده‌گی شان، به کولبری
روی بیاورند و از کوه و دره و تپه با پای پیاده، در گرما و سرما و برف و باران،  
بار جابجا می کنند تا نانی برای خوردن خود و خانواده، بدست آورند.

در یک شهری، سرنگ های آلوده به ایدز را برای تزریق، به عنوان سرنگ نو،
در اختیار مردم قرار می دهند. و وقتی فاش می شود که چه جنایتی دارد انجام
می شود، رئیس یا وزیر بهداری دستور می دهد که تا دستور بعدی، در هیچ کجای
ایران، آزمایش ایدز انجام نشود و این اخبار را شایعه دشمن عنوان می کنند و
دیگر هیچکس نمی تواند دنبال موضوع برود، چون به عوامل ضد انقلاب نسبت
داده می شود و جاسوس بیگانه نامیده می شود...
چرا دستور توقف آزمایش و تست ایدز را در سراسر ایران می دهند؟ آیا در
جاهای دیگر هم از این سرنگ های آلوده پخش شده است و می ترسند که  
وجود آن در شهرهای دیگر هم تایید شود؟

کارشناسان جهانی، پس از مطالعه ها که چند سال طول می کشد، محلی را برای
ایجاد سد بر روی رودخانه تعیین می کنند ولی یک مرد کم سواد و بی اطلاع...
می آید و به عنوان رئیس جمهور، دستور می دهد که نخیر! سد را چند کیلومتر
دور تر از محل تعیین شده ی کارشناسان بنا کنند و باعث می شود که کوه نمک در
محل جدید، با آب جمع شده در پشت سد، شسته شده و رودخانه کارون را چند برابر
بیش از حد مجاز، نمک دار می کند که در نتیجه حدود یک میلیون درخت خرما
در خوزستان خشک می شود و کشاورزان را به بدبختی  و بی چاره گی می کشاند.

اختلاس های مختلف میلیاردی انجام می شود و اگر کسی اختلاس را افشا کند، مجرم
است و دستگیر و مجازات می شود.

آیا مردم بی چاره و بی پناه ایران چه تقصیری دارند که در زیر چنین فشار و خفقان
و بی مسئولیتی بایستی زنده‌گی کنند؟


۱۳۹۸ اسفند ۲۰, سه‌شنبه

دعای سال نو و نوروز

دعای سال نو و نوروز
..
ای خداوند جان و جهان
روزگار ما را هر روز بهتر بگردان

ای خداوند هستی بخش
نعمت فراوان به ما به بخش

نیکی و راستی را بر دل ها مسلط کن
دل های مردم را پُر محبت کن  
..
سوز
۰۴ اسفند ۱۳۹۸ -  23.02.2020
.