‏نمایش پست‌ها با برچسب رقص. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رقص. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ فروردین ۲۷, چهارشنبه

خوش ِ مونه

 خوش ِ مونه

..

آقا،‌ خوش ِ مونه

چیکار کنیم؟

خُب خوشیم دیگه

مشروب زدیم یک شات با شربت آلبالو و بقیه آب،‌

یکبار با شربت تمشک صورتی قرمز و بقیه آب، 

و یک بار با شربت هولوندر و بقیه آب.

خُب حالا خوشمون شده و با آهنگ و تار عاشقلر، 

به رقص در آمده ایم و قِر ِ کَمَر می دهیم!

آیا این کجاش مخالف دین و مذهب و شریعت است؟

نه زن یکی را به خاطر... صاحب شده ایم.

نه مال یکی را به خاطر... صاحب شده ایم.

و نه خون یکی را به خاطر... ریخته ایم.

فقط حالمون خوشه

از موزیک لذت می بریم و هماهنگ با موزیک، بدن را

به چپ و راست می بریم و از این حرکت هم خوشیم.

تا چِش ِ اونائی که نمی تونن به بینن، درآد.

..

سوز

  ۲۷ فروردین ۲۵۸۴ شاهی – ۱۴۰۴ هجری

16.04.2025



۱۴۰۲ مهر ۴, سه‌شنبه

نوای موسیقی ۳

 نوای موسیقی ۳

..

به آهنگ موزون و نوای شادی بخش

آدمی و حیوان و گیاه، آمدند در رقص

بچه درون شکم مادر، به رقص می آید  

مرده خوار گوید، کزان گناه می زاید

..

سوز

۳۰ دی ۱۳۹۷ -  20.01.2019

.

نوای موسیقی ۲

نوای موسیقی ۲

..

چو آهنگ و نوا به شادی، نواخته شود 

آدمی و شتر به شادی، ز ِ جا به شوند 

درون شکم مادر، بچه ، به رقص می آید 

مرده پرست، به خیالش از آن گناه، می زاید 

..

سوز

۳۰ دی ۱۳۹۷ -  20.01.2019

----------    ----------- 

با دیدن کلیپ یک بچه در شکم مادر که با موزیک و ریتم گیتار به جنب و جوش

افتاده بود و برجسته شدن های شکم مادر در جاهای مختلف شکم، نشان می داد

که دست و پای بچه و سر و تن اش در رقص هستند،

و از داخل به بیرون، شکم مادر را تغییر می دادند.

.


نواى موسيقى

  نواى موسيقى 

..

خوش است آدمى به ترّنم، شتر به نواى جَرَس

كه دل مرده گان، ز ِ آهنگ شاد دارند ترس

آن كه تار ميزدى خود در زمان قديم

حال بر منكران آن، نشسته است در راس

..

سوز

۲۳ دى ١٣٩٧-  13.01.2019


۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۵, دوشنبه

زنده گی اینه؟‌

زنده گی اینه؟‌
..
آره، این زنده گیه
همین، یه کم لوبیا بریزی تو پیاله
یه کم لیمو و روغن زیتون بهش بزنی 
با یک قاشق مربا خوری، دو سه تا، دو سه تا
از اون پیاله برداری و بخوری
یک لیوان شراب، یا یک لیوان آبجو
بکشی بالا و بعدش، اَ ه ه ه ه بکنی
دوباره مزه لوبیا با مزه ترش و شیرین
بعدش  هم یک زمزمه ای از آهنگی 
هرچه باشه...، آهنگی که اون موقع خودش میاد
حالا اگر رو حوضی هم باشه که نبایستی ردش کرد
اون آهنگ، اون موقع حال میده
زمزمه کن و خجالت نکش که داری می خونی
حق قه ته، چرا نخونی؟ کی گفته که نخونی؟‌
بخون و اگه هم شد و تونستی بشکن بزنی، بزن
یه قر ِ کمر و یک تکان دودی به خودت بده
و برقص و یا ادای رقصیدن را در بیاور
در هر حال، اونی که از دور می بینه
اگر والس دانوب آبی هم برقصی
اگر رقاص ماهری هم باشی
باز هم از دور بیخودی به نظر می رسد
خودت باش،  و برای خودت باش
برای خودت بخون، و برای دل ِ خودت برقص
اونی که حال تو را ندارد، حال تو را درک نمی کند
از سوی اون شاید، نگاهی با تعجب و یعنی چی، باشد
ولی تو که داری زمزمه می کنی، و به تن ِ خودت
حرکت می  دهی و مثل دود، بی برنامه در چرخش هستی 
خوش باااااش، که رمز زنده گانی، این است
اهه، لوبیا تموم شد که، بدو لوبیا بیار
حالا چون دو سه جرعه دیگه آبجو مونده که نمی شه ولش کرد
اگر تنبلی کردی، خوشی هایت پرید
هر جرعه ای، با مزه اش را بایدی، منظور داشت
مزه یه شاهی چو خواهی، بایدی تخمی به کاشت
سبزی یه تازه به بالکن، چیده و با مزه اش تو حال کن
حال ِ حالا را، کنون تو در بی یاب
فکر فردا را کنون،‌ هیچ مَشه تاب
..
سوز
۱۵ اردی بهشت ۱۳۹۹ -  04.05.2020

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

کوچه پهن است


کوچه پهن است
- در برابر سروده ی کوچه تنگ است، سروده شد -
..
این کوچه چه پهن است، بیا تا که در آن پرسه زنیم
دست ها دو طرف باز، به خود و همدگر، چرخه زنیم
در چرخش ِ خود، گاه به هم پشت و، گَهی رو در رو
چشمان که به آن چشم دگر باز افتاد،‌ به روی هم خنده زنیم
چون مست که از میکده، چند پا به جلو، یک به عقب بیرون رفت
در رقص ِ نشاط ، دو سه پا، به جلو، یک به عقب شانه زنیم
چون کودک ِ شاد که از، چیز ِ خوشایند، بخواهد تکرار
بر شادی و رقص، و چند دور ِ دگر شانه زدن، چانه زنیم
..
سوز
۲۹ فروردین ۱۳۹۵ – 17.04.2016


۱۳۹۳ فروردین ۶, چهارشنبه

با جشن و سرور، بهشت توان رفت

با جشن و سرور، بهشت توان رفت
..
مشد حسن می مُرد وصیت این کرد
اکنون بدنم شود بجا سرد
با رقص و طرب بدرقه ام کن
تا من نشدم چنان زمین سرد
..
اون رفته بهشت، حنا به بندید
بشکن بزنید، با هم بخندید
با رِنگ و دف و دایره زنگی
با قِر به کمر با غم به جنگید
.
رفتن به بهشت که غم نداره
اونجا چو زمین که کم نداره
تو سر زدن و گریه برا چی
حوری بغل و پشت و کناره
.
گریه واسه ما، آدما اینجاست
خرج ِ زعفرون، برای ِ حلواست
مغز گردو، توی ِ، خرما بذاریم
پول ِ قیمه پلو گردن ِ ما هاست
.
اون گفته برام نماز بخونید
نه کم و کوتاه، دراز بخونید
در اول و در وسط و آخر
با بشکن و رِنگ و ساز بخونید
.
گر، گریه کنید دلم میگیره
افسرده می شم روحم می میره
از پا کوبی تون، زمین به لرزه
اونجوری دلم، قرار میگیره
.
با رقص و نشاط و ساز و آواز
درهای بهشت برام کنید باز
..
سوز
15 بهمن 1392 – 04.02.2014

۱۳۹۱ خرداد ۱۵, دوشنبه

شادمان


شادمان
..
بشکن بزن و به رقص با دف
بر شانه و پا، بده تکانی
شادی بنما، دو دست با کف
دور کن ز  ِ خودت، غم  ِ نهانی
.
چون تکان دهی، به سر و اندام
آورده پیام ، ز  ِ شادمانی
با، بودن ِ خود بیار شادی
چند روز مگر ، درین جهانی
.
افسرده دلان، بخاک بسیار
دارد ز  ِ هزار، دیار  ِ فانی
چرخی بزن و، ترانه بر خوان
چون خنده کنی، غمت برانی
..
سوز
15 خرداد 1391 – 04.06.2012 

۱۳۸۷ شهریور ۱۳, چهارشنبه

‫‫شباب

شباب

..

‫‫مستی ز پی ِ شراب کردی 

‫رقصی به دَف و رُباب کردی 

‫سستی ز پس ِ شباب کردی 

حالی بود ، چه عتاب کردی 

‫ ..

‫سوز 

۱۳ شهریور ۱۳۸۷ -  03.09.2008