‏نمایش پست‌ها با برچسب دین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دین. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ فروردین ۲۷, چهارشنبه

خوش ِ مونه

 خوش ِ مونه

..

آقا،‌ خوش ِ مونه

چیکار کنیم؟

خُب خوشیم دیگه

مشروب زدیم یک شات با شربت آلبالو و بقیه آب،‌

یکبار با شربت تمشک صورتی قرمز و بقیه آب، 

و یک بار با شربت هولوندر و بقیه آب.

خُب حالا خوشمون شده و با آهنگ و تار عاشقلر، 

به رقص در آمده ایم و قِر ِ کَمَر می دهیم!

آیا این کجاش مخالف دین و مذهب و شریعت است؟

نه زن یکی را به خاطر... صاحب شده ایم.

نه مال یکی را به خاطر... صاحب شده ایم.

و نه خون یکی را به خاطر... ریخته ایم.

فقط حالمون خوشه

از موزیک لذت می بریم و هماهنگ با موزیک، بدن را

به چپ و راست می بریم و از این حرکت هم خوشیم.

تا چِش ِ اونائی که نمی تونن به بینن، درآد.

..

سوز

  ۲۷ فروردین ۲۵۸۴ شاهی – ۱۴۰۴ هجری

16.04.2025



۱۴۰۳ مرداد ۲۹, دوشنبه

عشق، مرز نمی شناسد

 عشق، مرز نمی شناسد

...

.

این عکس زیبا نشان می دهد که عشق، مرز نمی شناسد.

.

در حالی که دولت ها،‌ برای شرکت های بزرگ جنگ ها را پیش می برند،‌ ولی

مردم، خواستار صلح و آرامش هستند و می خواهند که زنده گی کنند، و نه جنگ.

.

این دو جوان اسرائيلی و فلسطینی در کنار پرچم های کشورشان، بوسه ای از عشق

 را باهم رد و بدل می کنند و دوستی و محبت را به هم ابراز می کنند.

.

دولت های شان باهم در جنگ هستند، ولی مردم عادی، با دو مذهب مختلف، از دو

کشور مختلف، به همدیگر علاقه نشان می دهند و با سختی های موجود، از بالای

دیواری که آن ها را از هم جدا کرده است، عشق شان را به هم نشان می دهند.

..

سوز

۲۹ امرداد ۲۵۸۳ شاهی - ۱۴۰۳ هجری

19.08.2024


۱۳۹۰ مهر ۱۸, دوشنبه

در دین، روی گرداندن نیست

در دین، روی گرداندن نیست
لا اکراه فی الدین *
..
لا اکراه فی الدین، یک اوتوبان یکطرفه است بسوی اسلام.
لا اکراه فی الدین، یک اوتوبان یکطرفه است برای مذاهب دیگر، نه برای مسلمانان.
در این دعوت و در این آیه، به پیروان ِ مذاهب ِ دیگر گفته می شود که از
روی آوردن به مذهب ِ اسلام روی گردان و ناراحت نباشید،
در معنی، اکراه یعنی مورد پسند نبودن و روی برگرداندن و تمایل نداشتن،
در این جا دعوت می شود که ای مردم با خیال راحت دین و مذهب خود را رها کنید
و به اسلام روی بیاورید و مسلمان شوید.
ولی اگر مسلمان شدید دیگر این آیه شامل ِ شما نمی شود.
چون برگشت از اسلام الحاد است، کسی که بخواهد از اسلام بیرون برود مُلحد
شناخته می شود و ریختن خون ِ مُلحد هم، حلال یا واجب است.
یعنی نباید بخواهی که بعنوان مسلمان به «لا اکراه فی الدین» فکر کنی
و خیال کنی که خوب در دین که کراهتی نیست، حالا بروم مسیحی بشوم.
نه نه، همچین اجازه ای به یک مسلمان داده نشده است. مسلمان که شدی
تا آخر عمر باید نام مسلمان روی تو باشد و اگر بخواهی مسلمانی را رد کنی
و پیرو دین دیگری باشی و گرایش به دین دیگری داشته باشی، حکم مرگ
در مورد تو باید اجرا بشود.
منادیان ِ دین اسلام می گویند: دین اسلام کامل ترین دین ها هست و بنابرین
کسی نمی تواند از کامل ترین دین ها به دین درجه کمتری برود و این می شود
توهین به دین اسلام و کسی هم که به دین اسلام توهین کرد مجازاتش مرگ است.
آن کسی هم که دین اسلام را قبول نکند و بقول منادیان اسلام کافر باشد و
بخواهد کافر باقی بماند باید کشته شود.
اگر کسی هم پیرو دین یهودی و مسیحی باشد، باید جزیه یعنی جریمه برای
غیر مسلمان بودن بدهد، با وجود اینکه پیامبر آنها مورد تایید اسلام است،
و اسلام، آنها را پیامبران و فرستادگان خدا می شناسد ولی خوب، اگر مسلمان
نبودی و یهودی یا مسیحی بودی باید جزیه و جریمه بدهی، چرا که مسلمان
نیستی و آنقدر این جریمه و جزیه را باید بدهی تا بالاخره شاید
به اصطلاح، آدم شدی و تصمیم گرفتی که مسلمان شوی.
.
پس عطوفت اسلامی کجاست؟
«اسلام دین مهر و محبت است» این جمله را مبلغان اسلامی می گویند.
مهر و عطوفت اسلام را در چه چیزی باید دید؟
اگر شخصی بنا به نظر و برداشت و درک خودش از دین اسلام روی گردان شد
و به دین دیگری روی آورد، چرا باید او را به مرگ محکوم کرد؟
چطور از دین دیگری روی گرداندن و به اسلام روی آوردن شیرین است و با
روی خوش از او استقبال می شود؟
ولی از اسلام به دین دیگر رفتن را با مرگ مانع می شوند؟
با دلالت و آگاهی دادن و از مزایای اسلام گفتن، شخص را ترغیب به
قبول اسلام کنند، و اگر دلش سنگ شد و نرمی نگرفت و بر عقیده یه خود
باقی ماند، خوب خداوند دلهای آنها را سنگ کرده و بر آن مُهر نهاده است.
گوش هایشان می شنود ولی آنها نمی شنوند.
چشم هایشان می بیند ولی آنها نمی بینند.
و برای آنها جزای عظیمی است و به آتش جهنم خواهند سوخت.
خوب بگذارید آنها دل سنگ بمانند و خداوند آنها را جزا خواهد داد.
.
دستور مرگ یکنفر را که از اسلام روی برگردانده است را دادن،
به اسم این که ما برای تو رستگاری می خواهیم و می خواهیم ترا
از عذاب ِجهنم نجات دهیم، و اگر نخواهی رستگار شوی ترا خواهیم کشت،
به مانند ِ دوستی یه خاله خرسه هست که برای ابراز دوستی و محبت
و پراندن ِ مگس از پیشانی آن مرد، با سنگ بزرگ به پیشانی او کوفت.
..
سوز
21 شهریور 1390 – 12.09.2011 
...       ...       ...

* تبیان     سه شنبه 12 مهر 1390 - 6 ذيقعده 1432 - 4 اکتبر 2011

شان نزول آیه « لا اکراه فی الدین »
مردى از اهل مدينه به نام" ابو حصين" دو پسر داشت؛ برخى از بازرگانانى كه به مدينه كالا وارد مى‏كردند، هنگام برخورد با اين دو پسر آنان را به عقيده و آيين مسيح دعوت كردند، آنان هم سخت تحت تاثير قرار گرفته و به اين كيش وارد شدند و هنگام مراجعت نيز به اتفاق بازرگانان به شام رهسپار گرديدند. "ابو حصين" از اين جريان سخت ناراحت شد و به پيامبر (صلي الله عليه و آله) اطلاع داد و از حضرت خواست كه آنان را به مذهب خود برگرداند و سؤال كرد: آيا مى‏تواند آنان را با اجبار به مذهب خويش باز گرداند؟ آيه 256 نازل گرديد و اين حقيقت را بيان داشت كه: "در گرايش به مذهب اجبار و اكراهى نيست".
در تفسير" المنار" نقل شده كه ابو حصين خواست دو فرزند خود را با اجبار به اسلام باز گرداند، آنان به عنوان شكايت نزد پيغمبر آمدند. "ابو حصين" به پيامبر عرض كرد: من چگونه به خود اجازه دهم كه فرزندانم وارد آتش گردند و من ناظر آن‏ باشم؟ آيه 256 به همين منظور نازل شد.

۱۳۸۹ اسفند ۸, یکشنبه

باورهای دینی2

باورهای دینی2

..

دین داشتن ، اعتقاد به نیروئی قوی تر و مورد ِ اعتماد ، به نام خدا بسیار خوب است .
داشتن ِ ایمان به اینکه نیروئی برتر و موجود در همه جا هست ، احساس امنیت
به شخص می دهد.
داشتن ِ ایمان به خدائی با آگاهی های همه جانبه و اِعمال قدرتش در همه جا و
ناظر بودنش در همه جا ، یک حالت ِ پشتیبانی به شخص می دهد.
انسان با دعا هایش ، یعنی با خواستن از خدا ، با زبان و دل ، امیدوار به برآورده
شدن ِ نیاز و کمبودش می شود.
.
ایمان داشتن به این که او ، خدا ، دوستدار ِ محبت و مهربانی و کمک به ضعیفان
و درماندگان است ، تشویق می کند که انسان محبت و مهربانی را پیشه کند و
در صورت ِ مشاهده کردن ِ درمانده و محتاج به کمک ، آن شخص هم سعی در
کمک و رفع ِ نیاز ِ فرد ِ درمانده می کند.
.
باور داشتن به اینکه با انجام ِ عمل ِ بد در موردی ، خدا او را مجازات خواهد کرد و
برایش بد خواهد آورد ، حالتی ترمز مانند در مقابل انجام عمل بد دارد.
این حالت ِ پلیس ِ مراقب ِ ذهنی ، پلیس ِ مراقب ِ داخلی باعث می شود افراد
سعی کنند تا حد ِ توان از انجام ِ کارهای ِ بد دوری کنند و سعی در انجام ِ کار
های خوب کنند ، یا حداقل اگر کارهای خوب را داوطلبانه انجام نمی دهند ، از
انجام ِ کارهای بد ، تا حد ِ امکان خودداری کنند.
.
در بسیاری موارد انسان تنهاست و به تنهائی تصمیم می گیرد . این مراقب ِ ذهنی
در درون ِ اندیشه ، هنگام ِ فکر و همزمان باعمل ، باز دارنده یه خوبی برای ِ
جلوگیری از بدی هاست و مشوق ِ خوبی برای ِ انجام ِ کارهای خوب و خوش آیند  ِ
خودش و جامعه است.
.
وقتی انسان در انجام ِ کاری درمانده است و تقریباً امیدی به انجام ِ آن کار ندارد  ،
به پشتیبان ِ بزرگ و قوی فکر کردن ، به آن شخص آرامش می دهد و فشار روحی
اش را کم می کند ، شخص در امید به کمک و یاری از آن نیروی بالاتر خودش را
خیلی نمی بازد.
و اگر اعتقاد و ایمان به این هم باشد که مصلحت و یا قسمت هم در کارش دخیل
است ، خیلی خود را در فشار و تنگنای نداشتن و یا نشدن نمی بیند و دل خود را
با دلیل ِ این که شاید صلاح و یا قسمت نبوده است آرامش می دهد.
آن شخص خیلی خود را پاک باخته و یا مقصر در نشدن یا نداشتن نمی شناسد ،
پس خودش را کمتر ملامت می کند ، به خودش نهیب نمی زند که بی عرضه
بوده ام ، تنبل بوده ام و از فشار بر شخصیت درونی ِ خودش کم می کند.
یعنی تقریبا تقصیر را به گردن ِ دیگری می اندازد و تقصیر را به گردن ِ اراده و
خواست ِ فردی یا منبعی یا جائی بسیار قوی تر از خود می اندازد و از سر زنش و
خود خوری اش کم می کند.
.
سلامت ِ روانی یه متوسط در این افراد ِ معتقد بیشتر حفظ می شود.
شخص برای ِ شدن یا نشدن یا انجام ِ چیزی ، کمتر به راههای غیر اخلاقی و
دور از انصاف روی می آورد و همین خود نوعی رعایت و بهبود ِ وضع جامعه است.
شخص سعی نمی کند به دیگران ضرر به زند تا اینکه خواسته و میل خود را
به پیش به بَرَد.
افراد با اعتقاد به نیروی ِبالاتر و عادل و ناظر به همه چیز ، خیلی دچار یأس و
درماندگی یه روحی نمی شوند تا جائیکه دست از زندگی به شویند.  
کمتر دچار ِ پوچی و بیهودگی می شوند و دست از زندگی نمی شویند.
.
القاء پوچی وبیهودگی در میان ِ افراد با توانائی های کم ، آنها را سرخورده می کند
تا جائیکه یک دفعه به این فکر می کنند که ادامه دادن به این زندگی چه لزومی
دارد و تصمیم ِ خطرناکی را برای پایان دادن به زندگی می گیرند و افراد وابسته
به خود را در فشار و اندوه قرار می دهند.
.
پای بند بودن به مبانی اخلاقی و مذهبی و دینی وقتی با خرافات و زوائد زیادی
برای رعایت آن دین و مذهب همراه نباشد ، یعنی افراطی نباشد ،
برای جامعه مفید است.
..
سوز
27.01.2011