‏نمایش پست‌ها با برچسب مذهب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مذهب. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ مرداد ۲۹, دوشنبه

عشق، مرز نمی شناسد

 عشق، مرز نمی شناسد

...

.

این عکس زیبا نشان می دهد که عشق، مرز نمی شناسد.

.

در حالی که دولت ها،‌ برای شرکت های بزرگ جنگ ها را پیش می برند،‌ ولی

مردم، خواستار صلح و آرامش هستند و می خواهند که زنده گی کنند، و نه جنگ.

.

این دو جوان اسرائيلی و فلسطینی در کنار پرچم های کشورشان، بوسه ای از عشق

 را باهم رد و بدل می کنند و دوستی و محبت را به هم ابراز می کنند.

.

دولت های شان باهم در جنگ هستند، ولی مردم عادی، با دو مذهب مختلف، از دو

کشور مختلف، به همدیگر علاقه نشان می دهند و با سختی های موجود، از بالای

دیواری که آن ها را از هم جدا کرده است، عشق شان را به هم نشان می دهند.

..

سوز

۲۹ امرداد ۲۵۸۳ شاهی - ۱۴۰۳ هجری

19.08.2024


۱۳۹۵ مهر ۵, دوشنبه

قرآن صلح ۲

قرآن صلح ۲
..
آقای دالائی لاما در یک سخنرانی می گوید که:
همه مذهب های بزرگ و اصلی یک پیام دارند:
«پیام:‌ عشق، شفقت و مهربانی، بخشش، تحمل، قناعت و خودداری از هوس.»
و این ها زمینه های مشترک هستند که می توانیم:
احترام متقابل، یادگیری ِ متقابل و تحسین متقابل را پایه گذاری کنیم.
دالائی لاما می گفت: اسلام می گوید وقتی شما خونریزی کنید دیگر مسلمان نیستید...
دالائی لاما، از اسلام اطلاع کامل ندارد و قرآن را نخوانده است و
دارد می گوید همه مذهب های قدیمی و اسلام یکی هستند.
ایشان نمی دانند که بر خلاف تمام مذهب های دیگر، اسلام،
نه احترام متقابل را قبول دارد و نه یادگیری ِ متقابل را و نه تحسین متقابل را.
اسلام می گوید: آن قدر از کافر ها را به کُشید تا به دین ِ شما روی بیاورند.
اسلام می گوید:
یهودی و مسیحی هم کافر هستند ولی نه صد در صد، پس باید برای زندگی
در میان مسلمانان، جریمه برای مسلمان نبودن را، به مسلمان ها به پردازند.
اسلام می گوید فکر نکنید آن ها که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند،
بلکه زنده هستند و در پیش خدا به آن ها روزی داده می شود.
.
هیچ مذهب و دین بزرگ دیگری نمی گوید، به کُشید آن ها را که دین شما را قبول ندارند.
.
گویا آقای دالائی لاما، ترجمه هائی از بخش هائی از قرآن را خوانده است
که این ترجمه ها از قسمت های خوب و مورد قبول ِ جامعه بشری امروز است،‌
برای همین چنین صحبت می کند.
این هم خیلی خوب است که قسمت های، کافران را به کُشید،
در راه خدا به کُشید، را از قرآن بردارند و حذف کنند و قرآنی چاپ کنند
که این آیه های خشن در آن نباشد.
قرآنی را که آیه های خشن و دستور به کشتن نداشته باشد، می توان
با خیال راحت به دیگران نشان داد و عمل به آن را توصیه کرد.
در آغاز پیدایش اسلام، برای جلوگیری از اختلاف در نوشته ها و آیه های قرآن مجید،
آیه ها را جمع آوری کردند و چهار قرآن بدست آمد که سه قرآن دیگر را سوزاندند و
یکی را نگه داشتند  و از روی آن یک نسخه موجود کپی کردند
تا وحدت و یگانگی در گفتار قرآن برقرار باشد.
امروز هم می توان برای جلوگیری از بدنام شدن اسلام، و جلو گیری از سوء استفاده،
آیه های خشن را از قرآن مجید جدا کرد و قرآنی چاپ شود که خشن نیست.
.
دیگر عده ای سوء استفاده چی، با اشاره به آیه های کافران را به کُشید،
نمی توانند ساده لوحان را به خدمت در راه خدا تشویق و قانع کنند
که آن ها را به عنوان خدمت به خدا، برای انفجار های انتحاری
و کشتار دیگران به نام خدمت به خدا، راضی کنند.
..
سوز
۰۵ مهر ۱۳۹۵ – 26.09.2016

۱۳۹۰ مهر ۱۸, دوشنبه

در دین، روی گرداندن نیست

در دین، روی گرداندن نیست
لا اکراه فی الدین *
..
لا اکراه فی الدین، یک اوتوبان یکطرفه است بسوی اسلام.
لا اکراه فی الدین، یک اوتوبان یکطرفه است برای مذاهب دیگر، نه برای مسلمانان.
در این دعوت و در این آیه، به پیروان ِ مذاهب ِ دیگر گفته می شود که از
روی آوردن به مذهب ِ اسلام روی گردان و ناراحت نباشید،
در معنی، اکراه یعنی مورد پسند نبودن و روی برگرداندن و تمایل نداشتن،
در این جا دعوت می شود که ای مردم با خیال راحت دین و مذهب خود را رها کنید
و به اسلام روی بیاورید و مسلمان شوید.
ولی اگر مسلمان شدید دیگر این آیه شامل ِ شما نمی شود.
چون برگشت از اسلام الحاد است، کسی که بخواهد از اسلام بیرون برود مُلحد
شناخته می شود و ریختن خون ِ مُلحد هم، حلال یا واجب است.
یعنی نباید بخواهی که بعنوان مسلمان به «لا اکراه فی الدین» فکر کنی
و خیال کنی که خوب در دین که کراهتی نیست، حالا بروم مسیحی بشوم.
نه نه، همچین اجازه ای به یک مسلمان داده نشده است. مسلمان که شدی
تا آخر عمر باید نام مسلمان روی تو باشد و اگر بخواهی مسلمانی را رد کنی
و پیرو دین دیگری باشی و گرایش به دین دیگری داشته باشی، حکم مرگ
در مورد تو باید اجرا بشود.
منادیان ِ دین اسلام می گویند: دین اسلام کامل ترین دین ها هست و بنابرین
کسی نمی تواند از کامل ترین دین ها به دین درجه کمتری برود و این می شود
توهین به دین اسلام و کسی هم که به دین اسلام توهین کرد مجازاتش مرگ است.
آن کسی هم که دین اسلام را قبول نکند و بقول منادیان اسلام کافر باشد و
بخواهد کافر باقی بماند باید کشته شود.
اگر کسی هم پیرو دین یهودی و مسیحی باشد، باید جزیه یعنی جریمه برای
غیر مسلمان بودن بدهد، با وجود اینکه پیامبر آنها مورد تایید اسلام است،
و اسلام، آنها را پیامبران و فرستادگان خدا می شناسد ولی خوب، اگر مسلمان
نبودی و یهودی یا مسیحی بودی باید جزیه و جریمه بدهی، چرا که مسلمان
نیستی و آنقدر این جریمه و جزیه را باید بدهی تا بالاخره شاید
به اصطلاح، آدم شدی و تصمیم گرفتی که مسلمان شوی.
.
پس عطوفت اسلامی کجاست؟
«اسلام دین مهر و محبت است» این جمله را مبلغان اسلامی می گویند.
مهر و عطوفت اسلام را در چه چیزی باید دید؟
اگر شخصی بنا به نظر و برداشت و درک خودش از دین اسلام روی گردان شد
و به دین دیگری روی آورد، چرا باید او را به مرگ محکوم کرد؟
چطور از دین دیگری روی گرداندن و به اسلام روی آوردن شیرین است و با
روی خوش از او استقبال می شود؟
ولی از اسلام به دین دیگر رفتن را با مرگ مانع می شوند؟
با دلالت و آگاهی دادن و از مزایای اسلام گفتن، شخص را ترغیب به
قبول اسلام کنند، و اگر دلش سنگ شد و نرمی نگرفت و بر عقیده یه خود
باقی ماند، خوب خداوند دلهای آنها را سنگ کرده و بر آن مُهر نهاده است.
گوش هایشان می شنود ولی آنها نمی شنوند.
چشم هایشان می بیند ولی آنها نمی بینند.
و برای آنها جزای عظیمی است و به آتش جهنم خواهند سوخت.
خوب بگذارید آنها دل سنگ بمانند و خداوند آنها را جزا خواهد داد.
.
دستور مرگ یکنفر را که از اسلام روی برگردانده است را دادن،
به اسم این که ما برای تو رستگاری می خواهیم و می خواهیم ترا
از عذاب ِجهنم نجات دهیم، و اگر نخواهی رستگار شوی ترا خواهیم کشت،
به مانند ِ دوستی یه خاله خرسه هست که برای ابراز دوستی و محبت
و پراندن ِ مگس از پیشانی آن مرد، با سنگ بزرگ به پیشانی او کوفت.
..
سوز
21 شهریور 1390 – 12.09.2011 
...       ...       ...

* تبیان     سه شنبه 12 مهر 1390 - 6 ذيقعده 1432 - 4 اکتبر 2011

شان نزول آیه « لا اکراه فی الدین »
مردى از اهل مدينه به نام" ابو حصين" دو پسر داشت؛ برخى از بازرگانانى كه به مدينه كالا وارد مى‏كردند، هنگام برخورد با اين دو پسر آنان را به عقيده و آيين مسيح دعوت كردند، آنان هم سخت تحت تاثير قرار گرفته و به اين كيش وارد شدند و هنگام مراجعت نيز به اتفاق بازرگانان به شام رهسپار گرديدند. "ابو حصين" از اين جريان سخت ناراحت شد و به پيامبر (صلي الله عليه و آله) اطلاع داد و از حضرت خواست كه آنان را به مذهب خود برگرداند و سؤال كرد: آيا مى‏تواند آنان را با اجبار به مذهب خويش باز گرداند؟ آيه 256 نازل گرديد و اين حقيقت را بيان داشت كه: "در گرايش به مذهب اجبار و اكراهى نيست".
در تفسير" المنار" نقل شده كه ابو حصين خواست دو فرزند خود را با اجبار به اسلام باز گرداند، آنان به عنوان شكايت نزد پيغمبر آمدند. "ابو حصين" به پيامبر عرض كرد: من چگونه به خود اجازه دهم كه فرزندانم وارد آتش گردند و من ناظر آن‏ باشم؟ آيه 256 به همين منظور نازل شد.