‏نمایش پست‌ها با برچسب مسلمان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسلمان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ مهر ۵, دوشنبه

قرآن صلح ۲

قرآن صلح ۲
..
آقای دالائی لاما در یک سخنرانی می گوید که:
همه مذهب های بزرگ و اصلی یک پیام دارند:
«پیام:‌ عشق، شفقت و مهربانی، بخشش، تحمل، قناعت و خودداری از هوس.»
و این ها زمینه های مشترک هستند که می توانیم:
احترام متقابل، یادگیری ِ متقابل و تحسین متقابل را پایه گذاری کنیم.
دالائی لاما می گفت: اسلام می گوید وقتی شما خونریزی کنید دیگر مسلمان نیستید...
دالائی لاما، از اسلام اطلاع کامل ندارد و قرآن را نخوانده است و
دارد می گوید همه مذهب های قدیمی و اسلام یکی هستند.
ایشان نمی دانند که بر خلاف تمام مذهب های دیگر، اسلام،
نه احترام متقابل را قبول دارد و نه یادگیری ِ متقابل را و نه تحسین متقابل را.
اسلام می گوید: آن قدر از کافر ها را به کُشید تا به دین ِ شما روی بیاورند.
اسلام می گوید:
یهودی و مسیحی هم کافر هستند ولی نه صد در صد، پس باید برای زندگی
در میان مسلمانان، جریمه برای مسلمان نبودن را، به مسلمان ها به پردازند.
اسلام می گوید فکر نکنید آن ها که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند،
بلکه زنده هستند و در پیش خدا به آن ها روزی داده می شود.
.
هیچ مذهب و دین بزرگ دیگری نمی گوید، به کُشید آن ها را که دین شما را قبول ندارند.
.
گویا آقای دالائی لاما، ترجمه هائی از بخش هائی از قرآن را خوانده است
که این ترجمه ها از قسمت های خوب و مورد قبول ِ جامعه بشری امروز است،‌
برای همین چنین صحبت می کند.
این هم خیلی خوب است که قسمت های، کافران را به کُشید،
در راه خدا به کُشید، را از قرآن بردارند و حذف کنند و قرآنی چاپ کنند
که این آیه های خشن در آن نباشد.
قرآنی را که آیه های خشن و دستور به کشتن نداشته باشد، می توان
با خیال راحت به دیگران نشان داد و عمل به آن را توصیه کرد.
در آغاز پیدایش اسلام، برای جلوگیری از اختلاف در نوشته ها و آیه های قرآن مجید،
آیه ها را جمع آوری کردند و چهار قرآن بدست آمد که سه قرآن دیگر را سوزاندند و
یکی را نگه داشتند  و از روی آن یک نسخه موجود کپی کردند
تا وحدت و یگانگی در گفتار قرآن برقرار باشد.
امروز هم می توان برای جلوگیری از بدنام شدن اسلام، و جلو گیری از سوء استفاده،
آیه های خشن را از قرآن مجید جدا کرد و قرآنی چاپ شود که خشن نیست.
.
دیگر عده ای سوء استفاده چی، با اشاره به آیه های کافران را به کُشید،
نمی توانند ساده لوحان را به خدمت در راه خدا تشویق و قانع کنند
که آن ها را به عنوان خدمت به خدا، برای انفجار های انتحاری
و کشتار دیگران به نام خدمت به خدا، راضی کنند.
..
سوز
۰۵ مهر ۱۳۹۵ – 26.09.2016

۱۳۹۵ فروردین ۲۲, یکشنبه

قرآن صلح


قرآن صلح
..
برای نجات اسلام، برای بهبود سیمای اسلام، می بایست آیه های خشن
و توصیه به قتل را از قرآن خارج کرد.
می بایست قرآنی در دست باشد که آیه های خشونت در آن نباشد.
در کتاب مقدس مسلمانان، آیه ها و توصیه های خوبی وجود دارد
که اجرای آن برای مردم و جامعه خوب است.
وقتی از خشونت در باره بعضی از آیه های قرآن صحبت می شود، آن ها که
اسلام را با تعصب قبول دارند، با ناراحتی می گویند که چرا این آیه ها را
عنوان می کنید، آیه های بسیار خوب دیگری هم در قرآن هستند.
آن ها درست می گویند.
طرفداران قرآن می گویند که این آیه های خشن، مال اون زمان ها هست،
این آیه ها برای اون موقع که پیامبر بود، گفته شده و برای حالا نیست.
خب، اگر این آیه ها برای حالا نیست، پس می توان آن ها را از قرآن برداشت
و آیه هائی که برای زمان امروز است در قرآن باقی گذاشت.
آیه های خشونت از سوی برخی مورد سوء استفاده قرار می گیرد و با اشاره
به این که این آیه ها از طرف خدا به پیامبر نازل شده است، خشونت و
قتل کافر ها را توجیه کرده و اجرای آن را درست و امروزی می دانند.
.
بعد از پیامبر اسلام، سعی شد که قرآن یگانه ای در دسترس باشد و بنا بر
آنچه که گفته شده است، عمر، ابوبکر و عثمان سعی کرده اند که از روایات
عراقی و دمشقی، یکی را تایید کنند تا
از ایجاد اختلاف با وجود چند قرآن جلوگیری کنند.
آن قرآن جمع آوری شده که تایید شد و مورد قبول بیشترین ها قرار گرفت،
نگه داشته شد و بقیه قرآن ها را سوزاندند.
آیا آن ها که قرآن های دیگر را سوزاندند، به قرآن و اسلام خیانت کردند، یا
با این کار، یک قرآن مورد قبول اکثریت را در دسترس قرار دادند تا از اختلاف
و دو گانگی در آیات قرآن جلوگیری کنند؟
.
آنچه در مورد قرآن، در آغاز اسلام انجام شد،
برای نگهداری از منافع اسلام و جامعه اسلامی لازم بود.
آنچه امروز لازم است انجام شود، خارج کردن آیه های خشونت از قرآن،
برای نگهداری کردن از منافع اسلام و جامعه اسلامی است.
.
آیه هائی که اجازه یا دستور خشونت و قتل را می دهد، بایستی
از «قرآن صلح» جدا کرد،  
و قرآنی در دست باشد که آیه های خشن، در آن نباشد.
چنین قرآنی برای دنیای امروز مناسب است و راهنمای منطقی و عقلانی
و امروزی، برای هدایت و راهنمائی کردن است.
سنگسار کردن و گردن زدن مسلمان، یا دستور ِ کشتار آنان که اسلام
را نمی پذیرند، عملی زشت و ناپسند برای مردم و زمان امروز است.
.
آن ها که اصرار دارند در بعضی چیز ها، سنت پیامبر باید اجرا شود،
نبایستی از موبایل و کامپیوتر و اتوموبیل و هواپیما و... استفاده کنند،
زیرا این چیزها در آن زمان نبوده و جزو سنت پیامبر نیست.
..
سوز
۱۷ آذر ۱۳۹۴ -  08.12.2015
---------------                    
روایات تاریخی در مورد سوزاندن قرآن به دست مومن ترین مسلمانان زمان پیامبر:
سيوطي اين مطلب را از وي در الإتقان : ج 1 ص 60 نقل نموده است .
ابو بكر دستور داد كه قرآن را از جايي به جاي ديگر رونويسي نمايند - زيرا آنها به صورت ورقه هاي پراكنده در خانه رسول خدا بود - پس شخصي تمام آن را در يك جا گرد آورد .
و يا از خانه هاي صحابه ؟
زيرا عده اي مي گويند كه وي مصحف ابو بكر را از ورقه هايي كه در دست صحابه اي بود كه قرآن را جمع آوري كرده بودند گرفت ؛ زيرا از قرآن چند نسخه موجود بود ؛ نويسندگان وحي نسخه اي از آنچه را كه نوشته بودند به رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مي دادند و حضرت آن را در خانه خويش ( و ظاهرا به دست امير مومنان ) نگاه مي داشته و خود كاتبان نيز نسخه اي شبيه آن را براي خويش نگاه مي داشتند .
...................                      
صحيح البخاري : ج 6 ص 98 و 102 .كتاب الاحكام باب يستحب للكاتب ان يكون امينا عاقلا
چنين به نظر من مي رسد كه دستور دهي تا قرآن را جمع آوري كنند ؛ پس ابو بكر به او گفت : چگونه كاري را انجام دهيم كه رسول خدا ( ص) آن را انجام نداده است ؟ ... پس ابو بكر به زيد گفت : تو مرد جواني هستي كه كسي تو را متهم به بدي نمي داند ؛ ... زيد گفت : پس به دنبال تمام قرآن رفته آن را از پوست خرما و سنگ ها نازك و سينه هاي مردمان جمع آوري نمودم .
و گاهي از انس مخالف اين روايت را نقل مي كند :
«مات النبي (ص) ولم يجمع القرآن غير أربعة : أبو الدرداء ، ومعاذ بن جبل ، وزيد بن ثابت ، وأبو زيد ، ونحن ورثناه» .
صحيح البخاري : ج 6 ص 98 و 102 . كتاب فضائل القرآن :باب القراء من أصحاب النبي صلي الله عليه وآله وسلم
رسول خدا از دنيا رفت در حاليكه هيچ كس از صحابه غير از چهار نفر تمام قرآن را جمع آوري نكرده بودند : ابو درداء معاذ بن جبل و زيد بن ثابت و ابو زيد كه ما از وي آن را ارث برده ايم .
.................                
مقصود از جمع قرآن در زمان عمر:
اما اينكه مي گويند : اولين كسي كه قرآن را در يك مصحف جمع آوري كرد عمر بود :
منتخب كنز العمال هامش مسند أحمد : ج 2 ص 45
اين نظر بسيار ضعيف تر از نظر دوم است ؛ و كسي از بزرگان اهل سنت آن را قبول ننموده است و شايد مقصود از آن همان كلام سابق عمر باشد كه از صحيح بخاري نقل شد كه وي به ابو بكر گفت تا قرآن را به صورت يك مصحف جمع آوري نمايد . نه اينكه خود وي و يا در زمان خلافت وي چنين شده باشد .
.......                  
صحيح البخاري : ج 6 ص .رقم 5038 و رقم 3546 كتاب فضائل القرآن باب جمع القرآن
حذيفة بن يمان به نزد رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) آمده - در حاليكه بر ضد اهل شام در فتح ارمنستان و آذربايجان به همراه اهل عراق - مي جنگيد . پس حذيفه از اختلاف ايشان در مورد قرائت نگران بود ؛ پس حذيفه به عثمان گفت : اي امير مومنان ؛ اين امت را درياب قبل از آنكه در مورد كتاب ( خدا ) مانند اختلاف يهود و نصاري اختلاف كنند ؛ پس عثمان به نزد حفصه فرستاده تا قرآن را به نزد ما بفرست تا از روي آن در قرآن هاي ديگر نسخه برداريم ؛ سپس آن را به تو باز مي گردانيم ؛ پس حفصه قرآن خويش را به نزد عثمان فرستاده پس به زيد بن ثابت و عبد الله بن زبير و سعيد بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام دستور داد تا از روي آن رو نويسي كردند ؛ و عثمان به اين گروه سه نفره قريش گفت : اگر شما و زيد بن ثابت در چيزي اختلاف كرديد آن را به لهجه قريش بنويسيد ؛ زيرا قرآن با لهجه ايشان نازل شده است ؛ تا اينكه وقتي قرآن ها را از روي آن رو نويسي كردند آن را به نزد حفصه فرستاده و هركدام از قرآن ها را به منطقه اي فرستاد و دستور داد تا ساير قرآن ها را بسوزانند .

گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
---------------------                     
جمع آوری قرآن در عصر عثمان
  پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) جمع آوري قرآن به صورت رسمي به دستور خليفه اول و به همّت «زيد بن ثابت» صورت گرفت، پيش از آن حضرت علي (ع) نيز كه از همه به قرآن آشناتر بود مصحفي را تدوين نمود.
  با گسترش فتوحات اسلامي در دهۀ‌ دوم و سوم هجري و گرايش روز افزون به اسلام و علاقه زيادي كه به كتابت قرآن داشتند، سبب شد تا آنها كه سواد كتابت و نگارش داشتند، به اندازه توان و امكانات خويش، به كتابت قرآن همّت كرده از مصحف‌هاي معروف و موجود در هر منطقه، استنساخ نمايند. در منابع تاريخي مواردي متعدد از وقوع اختلاف ميان مسلمانان در قرائت قرآن گزارش شده و گفته‌اند كه اين اختلافات سبب گرديد تا براي حل آن، بعضي به چاره‌جوئي بپردازند.[1]
تشكيل گروه براي يكي كردن قرآن‌ها (مصاحف)
 پيشنهاد يكي كردن قراءات مصاحف از سوي «حذيفه» بود، عثمان نيز بر ضرورت چنين اقدامي واقف گشته، از اين رو صحابه را به مشورت فرا خواند و آنها همگي بر ضرورت چنين كاري، با همه دشواريهاي آن نظر مثبت دادند.
 عثمان كميته‌اي مركب از چهار نفر تشكيل داد كه عبارت بودند از: زيد بن ثابت، عبدالله بين زبير، سعيد بن عاص و عبدالرحمن بن حارث و بعداً مجموع آنها به دوازده نفر رسید و به آنان دستور داد كه چون قرآن به زبان قريش نازل شده است، آن را به زبان قريش بنويسند.
---------------------  

۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه

باورهای دینی3 (خدا)

باورهای دینی3 
خدا
..
خدا، آفریدگار، پدیده آورنده یا سازنده ای است باهوش و دانا،
که سیستمی را برای اشیاء درست کرده است که بطور خودکار، راه و روش اولیه را انجام می دهند.
از کنار هم نشستن یک ماده با ماده های مختلف دیگر ، از حالتی به حالتی دیگر تبدیل می شوند،
ولی باز هم بعد از جدا شدن از ماده ای دیگر ، حالت و خاصیت اولیه خود را دارند.
مثلن کربن و اکسیژن در مسیر زمان، در ماده نفتی بعد بصورت دود و بعد در برگ و گیاه و میوه و
شیر و سبزی، حالت ها و خاصیت های مختلفی را ارائه می دهد، و همان ماده از چند هزار
سال پیش، در همه جا حضور دارد و همانطور خاصیت اولیه خودش را هم حفظ کرده است.
.
خدا، خدای ِ پدر نیست که پسرش را به قول عده ای برای ِ بخشش ِ گناهان ِ بشر، به زمین
فرستاده است تا قربانی به شود.
خدا، خدائی نیست که بگوید: با کافر ها با شدت عمل برخورد کنید و بین خودتان مهربان باشید
و با رحم و شفقت عمل کنید.
کافر از نظر این خدائی که الله می نامند، کافر های رسمی و غیر رسمی هستند. یعنی کافرانی
که پیغمبران آنها را الله، تایید می کند ولی باز هم کافر هستند و کافر های غیر رسمی،
که پیغمبرانشان از طرف الله تایید نشده است.
از نظر ِ خدایِ « الله نام » ، کافران رسمی، یعنی کافرانی که کتاب مذهبی شان مورد قبول است،
باید در کشور مسلمان به مسلمانان جریمه بدهند، چون که مسلمان نشده اند.
و کافرهای غیر رسمی، یعنی آنها که کتاب مذهبی شان مورد تایید الله نیست باید کشته شوند.
.
تصور کنید آنهائی که خدا را به اسم شیوا، یهوه، یا پدر نامیده اند، به گویند، باید بقیه مردم ِ دنیا
یا فقط خدا را به این نام که ما می گوئیم بخوانند و یا باید کشته شوند.
آنوقت چه وضعی پیش می آمد؟
.
خدائی که از حدود هفت میلیارد جمعیت کره زمین (دنیا) ، فقط یک میلیارد و دویست میلیون
آنرا قبول دارد و به یک میلیارد و نیم آن توهین کردن را مجاز می داند و از آنها جریمه طلب می
کند که چرا نام خدا را الله نمی گویند.
خدائی که بیش از نیمی از جمعیت دنیا را یعنی حدود بیش از چهار میلیارد انسان ِ روی زمین
را به مرگ محکوم می کند چون اسم خدایشان الله نیست و اسم ِ دیگری دارد.
چنین خدائی خدای جهان نیست، خدای متعصب و مخصوص ِ گروه ِ خاصی است
و نمی تواند خدای ِ همه مردمان ِ جهان باشد.
.
آن خدائی که خداست و آفرینش و پایه گذاری ِ جهان و ستارگان و کهکشان ها را به او نسبت
می دهند، خدائی مهربان نیست (رحمن رحیم) و خدای ظالم نیست (قاسم جبارین)
اگر خدائی مهربان بود ، نمی گذاشت ناگهان دویست سیصدهزار نفر در سونامی نزدیک
تایلند با امواج ِ آب ِ دریا کشته شوند. آیا همه آنها با هم گناهکار بودند؟
.
گویا آن خدا، نظارتی بر جهان ِ ما زمینی ها ندارد و گرنه مانع می شد که در جنگ جهانی
در قرن اخیر حدود ِ سی میلیون نفر انسان کشته شوند، آیا همه آنها، به جرم ِ گناهشان
و به خواست خدا مجازات شدند؟
و بعد از آن در یک کشور بنام شوروی، بیست میلیون نفر از روشنفکران آن کشور، توسط
یک دیکتاتور کشته شدند، آیا خدای مهربان می تواند بی اعتنا به این جنایت ها نگاه کرده
و از کنار ِ آن بگذرد؟
یا خدای انتقام گیرنده تمام گناهکاران جهان را بصورت ِ روشنفکران روسی در آورده بود تا
توسط آن دیکتاتور نابود شوند؟
.
آن خدای مهربان، آیا می تواند ناظر باشد که در کشور های افریقائی، انسانهای بسیاری
از گرسنگی و فقر ِ غذائی بمیرند و او کاری نکند؟
پس یا نمی تواند کاری بکند، یا سنگدل و بیرحم است؟ که هیچ کدام از اینها نیست.
.
اگر خدا مهربان و رحیم بود، اگر خدا پسرش را برای ِ بخشش ِ گناهان ِ بشر، بصورت ِ
انسان به زمین فرستاده بود تا گناهان ِ بشر را به بخشد، نمی گذاشت حدود ِ
پنجاه هزار نفر در هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن، توسط بمب اتمی، یکباره دود شوند و
به هوا بروند یا در اثر تشعشعات ِ اتمی دچار مرگ شوند یا بدنبال ِ اثر مواد رادیواکتیو
با بیماری های غیر ِ قابل ِ علاج، زجر به کِشند و بعد از مدتی بمیرند.
.
آیا همه مردم این دو شهر از بچه و کوچک و بزرگ، پیرمرد و پیرزن، حتا مردم روحانی
در آن دو شهر، همه باهم گناهکار بودند و به عذاب الهی گرفتار آمدند؟ نه.
.
سیستمی فیزیکی شیمیائی بر جهان حکومت می کند و جهان بر اساس این سیستم
اداره می شود و عمل می کند. کسی این سیستم را از بالا اداره نمی کند و قوانین آن
را تغییر نمی دهد.
انسان ها در زمین، با استفاده از بعضی خواص فیزیکی و شیمیائی، کارهائی می کنند
و بر اساس ِ همان قوانین ِ اساسی، گاهی اثرات بد و گاهی خوب بر جای می ماند.
.
نیک اندیشان و بزرگ مردان ِ تاریخ بشریت: کنفوسیوس ، بودا، زرتشت، موسی و عیسی،
راهنمائی هائی کرده اند برای رفتار ِ انسان ها با یکدیگر، 
که رعایت این توصیه ها برای بهبود ِ روابط بشری مفید است و کارگشا.
.
به نظر، خلاصه ترین و مفید ترین و جامع ترین ِ این راهنمائی ها ، در گفته های زرتشت
خلاصه می شود:
اندیشه و پندار نیک، عمل و کردار نیک، سخن و گفتار نیک.
.
ما مردم در کره زمین، بایستی خودمان برای ِ همراهی و همدردی و بهبود ِ وضع انسان
های دیگر کوشش و تلاش کنیم تا کمک و یاور مردم دیگر باشیم.
هرچه کنیم خودمان کرده ایم و همان خواهد بود.
نمی شود منتظر هیچ کمکی از آسمان بود.
..
سوز
07 تیر 1390 -  28.06.2011 

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

اعدام کشیش در ایران

اعدام کشیش در ایران
..
در خبر ها آمده بود، حکم اعدام برای یک کشیش در رشت به جرم ارتداد تایید شد.
چون این آقای کشیش در نوزده سالگی مسیحی شده است.
ندرخانی، کشیش حدود چهار صد نفر در رشت می باشد.
"ایران امروز – نشریه خبری سیاسی الکترونیک" 16 آذر 1389 - 07.12.2010

قاضی گفته است : چون از پدر و مادر مسلمان بدنیا آمده ای، مسلمان هستی
و چون به دین دیگری ایمان آورده ای مرتد شناخته می شوی.
برای همین می خواهند او را اعدام کنند.
.
ندرخانی در محاکمه اش گفت: "اتهام ارتداد را قبول ندارد، چون پس از رسیدن
به سن بلوغ ، تا ۱۹ سالگی دین خاصی را قبول نکرده است .
" پس از سئوالات متعدد، ندرخانی گفت: "بازپرس بمن القاء کرد
کسی که از پدر و مادر مسلمان متولد می شود و
پس از رسیدن به سن بلوغ دینی [۱۵ سال برای مردان]
جز دین اسلام را قبول نکند مسلمان است."
-----    -----
خوب اگر این بنده خدا قبل از پانزده سالگی هم به مسیحیت می گروید ،
که می گفتید بالغ نشده است و رای و نظر او اعتبار ندارد.
بعد از بلوغ اسلامی هم اگر از اسلام خارج شود که مرتد شناخته می شود.
.
پس این « لا اکراه فی الدین » چی شد؟ کجا رفت؟
تا آنجا که از معنی اش بر می آید، یعنی در دین کراهت و
دوری گزینی و زشتی وجود ندارد.
معنی اش باید این باشد که در هیچ دینی کراهت، روی گردانی
و زشتی وجود ندارد.
یعنی هیچ دینی کریه و زشت نیست.
.
ولی آنطور که معلوم هست، این « لا اکراه فی الدین » را برای
غیر مسلمانان می گویند. یعنی ای شما غیر مسلمان!
برای گرویدن به دین اسلام، بگوئید « لا اکراه فی الدین » و
به دین اسلام روی بیاورید و آنرا قبول کنید.
 بنظر ، این فقط یک شعار یکطرفه است، از دین دیگر به دین اسلام.
.
اسلام دین محبت و عطوفت و مهربانی است. با محبت شما
را به اسلام دعوت می کنیم و اسلامی شدن شما را با محبت
پذیرا می شویم ولی اگر بخواهید از اسلام بیرون بروید به جرم
ارتداد شما را اعدام می کنیم . " مرتد قتلش واجب است "
یعنی اگر دینی غیر از اسلام داشتی، 
اکراه به دین اسلام نداشته باش،
بیا به دین اسلام، دین محبت و دین رحم و شفقت، اما
اگر بگوئی نمی خواهم مسلمان بمانم، آنوقت قتل تو واجب می شود.
.
‎« لا اکراه فی الدین » شعار ماست، اما اگر مسیحی یا یهودی باشی،
چون دین شما صاحب کتاب است، باید به مسلمان ها جزیه بدهی، و
آنها که صاحب کتاب نیستند ، کافر به حساب می آیند.
کافران یا باید اسلام بیاورند و یا باید کشته شوند.
در دین اکراه و روی گردانی نیست، بشرطی که شما هم مسلمان باشید.
وگر نه : دین ما گفته است : با کافران با شدت رفتار کنید.
ما به شما با مهر و محبت می گوئیم که به اسلام روی بیاورید حالا
اگر شما محبت و عطوفت اسلامی ما را نمی پذیرید ،
تقصیر خودتان است، باید با شما به شدت رفتار کرد!
..
سوز
18 آذر 1389 – 09.12.2010 

۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

تصادفات در جاده ها

تصادفات در جاده ها
یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود:
چند روز پيش با خواندن خبر بازتاب در باره كشته شدن 40 نفر
از زائران عتبات عاليات در تصادفي خونبار و جانخراش در كرمانشاه،
تنم لرزيد و به خود آمدم و با خود گفتم كه اي دل غافل چه نشسته اي
كه ظاهرا در داشتن جان هم قرار است صرفه جويي شود.
--------
درود
‫‫‫‫شاید مشکل در اینجاست که مسئولان آنقدر کار و گرفتاری دارند که
‫فرصت نمی کنند به این جور کارهای پیش پا افتاده که اصلاح جاده ها
‫و کم کردن تصادفات در ‫جاده ها باشد، برسند. و تازه هزینه این کار ها
‫هم مزید بر علت است. آنها هزینه های واجب تری دارند.
.
مثلا به دو‌تا ‫کشور ‫‫خارجی به هر کدام یک میلیارد دلار داده اند،
.
برای برادران مسلمان در غزه ‫‫ده هزار خانه می‌ سازند
.
و قول بازسازی مجلس غزه را به آنها داده اند.
و از این جور مخارج در خیلی از کشور های دیگر هم دارند که
.
فکر و سرمایه ‫‫را جای دیگر مشغول می کند.
.
بنابراین این جور مسائل داخلی در مرحله دوم
‫قرار دارد و شاید بعداً به آن ها هم برسند.
‫موفق باشید
‫‫‫بدرود
..
سوز
۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ - 11.05.2009

۱۳۸۸ فروردین ۲۶, چهارشنبه

نوروز ۴

نوروز ۴
..
یکی از وبلاگ نویسان با درد و اندوه نوشته بود:
سفره هفت سين آراسته شده بود، سبزه و سكه و ... دركنار قرآن،
خانه را مزين نموده بودند، همه به انتظار آغاز سال نو بوديم،
لحظه ها همينطور می گذشتند ولی خبری از تحويل سال نبود!،
شبكه های تلويزيون يكی پس از ديگری عوض شدند ولی هيچكدام
نه تبريكی گفتند، نه توپی شليك شد، نه ساز و نقاره زده شد،
نه طبق روال هر سال، كسی گفت :
آغاز سال يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت .
خيلی حالم گرفته شده بود،
نه بواسطه اينكه فقط اعلام سال جديد نشده بود
بلكه به اين خاطر كه صدا و سيمای ایران، فرهنگ چند هزار ساله
ايرانيان را به هيچ گرفته، به خاطر اينكه توهينی بالاتر از اين
نمی توانست به مردم نمايد كه سال جديد را به آنها اعلام ننمايد.
( سالی كه نكوست از بهارش پيداست).
------
با درود
متاسفانه، در کشور ما ایران، با اظهار علاقه ای با اغراق به اسلام!؟
سعی دارند سابقه و موجودیت تاریخی ایرانیان را نادیده به گیرند.
در صورتی که ایرانی نوروز دوست در زمان کودکی ما
(پنجاه سال پیش)
هم نمازش را میخواند و هم عید نوروز را جشن می گرفت،
هم روزه می گرفت هم در عید فطر، فطریه را کنار می گذاشت.
عید نوروز را جشن گرفتن و تحویل سال نو را با این دقت حساب
کردن و رعایت کردن آن، هیچ مخالفتی با اسلامی بودن ندارد.
ایرانی بودن و مسلمان بودن هم یکنوع اعتبار برای اسلام است.
همین ایرانی ها بودند که حضرت محمد از آنها
بسیار تعریف کرده است. اینکه به گویند:
ایرانی ها هم مسلمان هستند، عرب ها هم مسلمان هستند و امسال
هم تعدادی آلمانی و انگلیسی و آمریکائی مسلمان شده اند، جلوه و
بزرگی اسلام را بیشتر نشان می دهد تا اینکه به گویند:
عده ای بی اصل و نسب و بی هویت مسلمان شده اند.
..
سوز

۲۴ فروردین ۱۳۸۸ - 13.04.2009