‏نمایش پست‌ها با برچسب مسیحی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مسیحی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ اسفند ۱۷, شنبه

چی بود، کدام؟

چی بود، کدام؟

..

بوی گل سنبل را با نفس به درون سینه کشیدم، خوشبو بود.

آبجوی داخل جام را سر کشیدم، گوارا بود

چیپس سیب زمینی نمکی را چشیدم، خوشمزه بود

موسیقی ملایم و دل پسندم را از یوتیوب می شنوم، آرامش دارم

حالت مَلَنگ و این جوری، آن جوری را در اثر خوردن

مشروب الکلی، حس می کنم و احساس بی خیالی دارم

نه نگران آینده هستم و نه به گذشته افسوس می خورم...

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

یا این که چند دور، دور کعبه بزنم

چندین نماز در جاهای مختلف بخوانم

و پیاده از جائی به جای دیگر دوان دوان بروم

و چند سنگ به یک سنگ دیگر بزنم

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

یا این که، کنار دیواری سنگی بایستم

و دائم خود را تکان بدهم و سرم را جلو و عقب ببرم

و چیزهائی را زیر لب تکرار کنم

و خواست و آرزوی خودم را

روی کاغذی در شکاف سنگ بگذارم

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

یا این که یکشنبه ها به کلیسا بروم

و به سخنان کشیش گوش کنم

و آرزو کنم که خداوند روزی مرا امروز بدهد

و برای  صلح و آرامش مردم دنیا دعا کنم

و پولی کم را، به صندوق کلیسا هدیه کنم

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

یا این که به رودخانه ای مقدس بروم

و سر ِ خودم را در آن جا، زیر آب بکنم

و دعا های مختلف بخوانم که

دنیا برای مراد و آرزوی من بچرخد

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

یا این که هدایا و پول را

به مجسمه ای طلائی هدیه بدهم

که خود آن مجسمه نمی تواند استفاده کند

و عود و مواد خوشبو را بسوزانم

و امید داشته باشم که سلامت و سعادت

به سراغم بیایند و راحت و رفاه داشته باشم

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

یا این که خودم را، در خودم پنهان کنم

با خوردن آبجو و ویسکی و الکل های دیگر

حالت بی خودی و مَلَنگی و بی مسئولیتی را حس کنم

و لبخند بی خودی زدنم، با نگاه بی ارزش به دنیا، 

خوش بودن زمان را، در نگاه بی تفاوت به دنیا بدانم،

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

یا خواندن کتابی که با باور های من هماهنگ است

و سر تایید تکان دادن به موضوع های آن

و شاید خواندن چیز های جدید از آن که نمی دانستم

و تایید آن که خب، این ها را یاد گرفتم  

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

یا حساب و کتاب کردن درآمد روزانه

که امروز استفاده ای بیشتر از دیروز داشتم

و آن چه که خریدم و فروختم سود آور بود

و امروز سود بیشتری داشته ام از دیروز

آیا این است بهترین  زنده‌گی؟

.

زنده‌گی، دل خوش بودن به دل خوشی های اندکی هست که

برای دیگران، آن چنان با ارزش نیست. 

..

سوز

۱۶ اسفند ۱۳۹۸ -  06.03.2020

۱۳۸۹ آذر ۱۹, جمعه

اعدام کشیش در ایران

اعدام کشیش در ایران
..
در خبر ها آمده بود، حکم اعدام برای یک کشیش در رشت به جرم ارتداد تایید شد.
چون این آقای کشیش در نوزده سالگی مسیحی شده است.
ندرخانی، کشیش حدود چهار صد نفر در رشت می باشد.
"ایران امروز – نشریه خبری سیاسی الکترونیک" 16 آذر 1389 - 07.12.2010

قاضی گفته است : چون از پدر و مادر مسلمان بدنیا آمده ای، مسلمان هستی
و چون به دین دیگری ایمان آورده ای مرتد شناخته می شوی.
برای همین می خواهند او را اعدام کنند.
.
ندرخانی در محاکمه اش گفت: "اتهام ارتداد را قبول ندارد، چون پس از رسیدن
به سن بلوغ ، تا ۱۹ سالگی دین خاصی را قبول نکرده است .
" پس از سئوالات متعدد، ندرخانی گفت: "بازپرس بمن القاء کرد
کسی که از پدر و مادر مسلمان متولد می شود و
پس از رسیدن به سن بلوغ دینی [۱۵ سال برای مردان]
جز دین اسلام را قبول نکند مسلمان است."
-----    -----
خوب اگر این بنده خدا قبل از پانزده سالگی هم به مسیحیت می گروید ،
که می گفتید بالغ نشده است و رای و نظر او اعتبار ندارد.
بعد از بلوغ اسلامی هم اگر از اسلام خارج شود که مرتد شناخته می شود.
.
پس این « لا اکراه فی الدین » چی شد؟ کجا رفت؟
تا آنجا که از معنی اش بر می آید، یعنی در دین کراهت و
دوری گزینی و زشتی وجود ندارد.
معنی اش باید این باشد که در هیچ دینی کراهت، روی گردانی
و زشتی وجود ندارد.
یعنی هیچ دینی کریه و زشت نیست.
.
ولی آنطور که معلوم هست، این « لا اکراه فی الدین » را برای
غیر مسلمانان می گویند. یعنی ای شما غیر مسلمان!
برای گرویدن به دین اسلام، بگوئید « لا اکراه فی الدین » و
به دین اسلام روی بیاورید و آنرا قبول کنید.
 بنظر ، این فقط یک شعار یکطرفه است، از دین دیگر به دین اسلام.
.
اسلام دین محبت و عطوفت و مهربانی است. با محبت شما
را به اسلام دعوت می کنیم و اسلامی شدن شما را با محبت
پذیرا می شویم ولی اگر بخواهید از اسلام بیرون بروید به جرم
ارتداد شما را اعدام می کنیم . " مرتد قتلش واجب است "
یعنی اگر دینی غیر از اسلام داشتی، 
اکراه به دین اسلام نداشته باش،
بیا به دین اسلام، دین محبت و دین رحم و شفقت، اما
اگر بگوئی نمی خواهم مسلمان بمانم، آنوقت قتل تو واجب می شود.
.
‎« لا اکراه فی الدین » شعار ماست، اما اگر مسیحی یا یهودی باشی،
چون دین شما صاحب کتاب است، باید به مسلمان ها جزیه بدهی، و
آنها که صاحب کتاب نیستند ، کافر به حساب می آیند.
کافران یا باید اسلام بیاورند و یا باید کشته شوند.
در دین اکراه و روی گردانی نیست، بشرطی که شما هم مسلمان باشید.
وگر نه : دین ما گفته است : با کافران با شدت رفتار کنید.
ما به شما با مهر و محبت می گوئیم که به اسلام روی بیاورید حالا
اگر شما محبت و عطوفت اسلامی ما را نمی پذیرید ،
تقصیر خودتان است، باید با شما به شدت رفتار کرد!
..
سوز
18 آذر 1389 – 09.12.2010