۱۳۹۶ تیر ۷, چهارشنبه

جنگ بین ایران و عربستان

جنگ بین ایران و عربستان
..
یک دوست فیسبوکی نوشته بود که:
« شبكه هاي اجتماعي بستر ايجاد تنفر ما از اعراب و به خصوص عربستان شده و هر روز نقل قولي
دروغين و يا مجعول و يا حتي درست و مستند ، از شاهزاده اي و يا مقامي سعودي ، خشم ملت ما را
از عرب ها بيشتر مي كند، و از ان طرف ، اعراب ،عامل همه مشكلات منطقه و جهان ! را ايران
مي دانند، و لابي هاي قدرتمند پشت صحنه ، اعراب و اهل تسنن را بر عليه ايرانيان شيعه تحريك مي كنند.
... روشنفكران بايد در حد بضاعت خود مردم را از اين توطئه اگاه كنند، و تنفر از اعراب و وهابيون
و شايعات دروغ و يا حتي راستي كه غرور ملي مردم را خدشه دار مي كند را از اذهان پاك كنند
‎دولتمردان هم بايد آب روي اين اتش خانمانسوز بريزند و هر چه زودتر ، روش كم هزينه ديپلماتيك را
براي دوستي با اعراب در پيش بگيرند و تريبون ها را به دست افراد تندرو ندهند.»
....                       ....   
همراهی در نظر در فیسبوک:
.
نظر شما بسیار منطقی است و سخنان شما بسیار بجا هست،
اما... اما مردم ما نیستند که بر علیه عرب ها در تریبون ها صحبت می کنند، فرماندهی از سپاه
است که بر علیه عرب ها سخنرانی می کند، یا یک آخوندی یا امام جمعه ای.
اجازه ای که امام جمعه ها و رهبران سپاه برای این سخنان دارند نه از سوی مردم است
و نه از سوی دولت، این سخنان از جائی می آید که نه مردم و نه دولت نمی توانند جلوی
این حرف ها را بگیرند.
زمینه سازان جنگ، جنگی که به نفع کارخانه های فروش جنگ افزار هست، هم نفوذ دارند و
هم پول خرج می کنند که این موج تنفر را در دو جامعه مقابل هم، به وجود بیاورند.
آیا مردم عادی می توانند به روزنامه ها بگویند که چه بنویسند؟
نه!
دستور از بالا می آید.
آیا دست مردم به «بالا» می رسد که «بالا» را وادار کنند که صحبت هائی دوستانه کنند
که باعث جنگ نشود؟
نه!
آن چه که روشن فکران جامعه می بینند و حرص و جوش می زنند که نبایستی چنان بشود،
با یک حرف آن که، رادیو و تلویزیون و امام جمعه ها و سپاه را در اختیار دارد، بی اثر می شود.
.
آیا قبل از جنگ ایران و عراق، مردم می توانستند که مانع از جنگ بشوند؟‌
نه!
آقای خمینی «امام» به ارتش عراق می گفت بر ضد صدام شورش کنند و فلان و فلان...
آیا کسی می توانست و جرات داشت که بگوید آقا، این حرف های شما خطرناک است
و تهدید کننده و تحریک کننده؟
نه!
.
حالا هم، همان وضع و حالت است، اگر جنگی بین ایران و عربستان بشود، نه مردم و نه
دولت، باعث آن نیستند و در آن مقصر نیستند.
فقط بایستی از خدا بخواهیم که کارها را به نحوی به گردش در آورد که مانع بشود که
جنگی پیش بیاید. خدا هم که معمولا به این کار ها کار ندارد و هر وقت یک فرمانروا از
یک کشور هوس ایجاد جنگ کرده است، مردم بدبخت مشکلات آن را لمس کرده اند و
خدا هم کاری نکرده است که جنگ نشود.
پس به خداوند در این مورد نمی توان امیدوار بود و بایستی امیدوار باشیم که جنگی نشود،
که این امید ما هم، پشتوانه اش معلوم نیست که چه می تواند باشد.
.
حرص و جوش خوردن و افسوس بر این نباید ها و آن باید ها، می ماند برای دوست داران صلح،  
و دوست داران مردم و میهن... و پول و در آمد از ایجاد جنگ می ماند برای کارخانجات
سازنده و تهیه کنندگان وسایل جنگی، و کشور های بزرگ جهان
که تولید کننده های افزار های جنگی هستند.
دیدیم که صد و ده میلیارد دلار اسلحه به عربستان فروختند.
خب طرف روسی هم مایل است که به ایران در همین حدود اسلحه بفروشد.
در این میان آن چه به حساب نمی آید مردم و جان مردم و خون مردم است.
پاینده و آباد بماناد ایران
..
سوز

۲۳ خرداد ۱۳۹۶ – 13.06.2017

۱۳۹۶ خرداد ۲۸, یکشنبه

آب، نه اسلحه، ۲ - #Water_no_War,2

آب، نه اسلحه، ۲ - #Water_no_War,2
..
آقای اوباما، رئیس جمهور قبلی امریکا، قرارداد فروش شصت میلیارد دلار اسلحه را
با عربستان امضاء کرد، که گفته شد بزرگترین قرارداد فروش اسلحه، تا آن زمان
در طول تاریخ است.
آقای ترامپ رئیس جمهور فعلی امریکا، قرارداد یکصد و ده میلیارد دلاری برای
فروش اسلحه با عربستان را امضاء کرد.
می شد که قسمتی از این پول را برای ساختن وسایل رفاهی و بهداشتی و تفریحی
برای مردم عربستان هزینه کرد و امریکا هم این وسایل و امکانات را فراهم کند.
قسمتی را برای پمپ کردن آب به چاه های نفتی، معادل نفتی که از آن جا ها بر می دارند
و خارج می کنند، هزینه کنند، تا لایه زمین در آن مناطق ضعیف تر نشود که از همان مناطق،
فشار داخلی زمین بر نازکی و کم مقاومت شده های لایه های بالائی اش به چربد و احتمال
خروج آتش فشان ها را از آن جا ها، کمتر کنند.
قسمتی را برای تهیه و ساختن ِ پمپ های آب قوی، و ایجاد «خط لوله آب» برای رساندن
آب به مناطق خشک و کم آب ِ عربستان خرج کرد، با ایجاد دریاچه های مصنوعی و
وسایل تفریحی در اطراف آن.
پمپ کردن آب، از دریا های اطراف عربستان به مقدار زیاد به جا های خشک و کم آبی که
قبلا در آن جا ها چشمه بوده ولی خشک شده است، باعث خواهد شد که احتمالا در
چند سال آینده، دوباره این چشمه ها، دارای آب شوند.
هم چنین دریاچه های درست شده از آب های پمپ شده، مانعی می شوند که توفان های
شن و ریز گرد ها کم تر شود و شن های ریز گرد، از عربستان تا عراق و ایران پرواز نکنند و
در همان عربستان، زمین گیر، یا بهتر بشود گفت، «آب گیر» شوند.
توفان ریز گرد ها، هم به صنعت و هم کشاورزی و هم به سلامت مردم منطقه های
عربستان و عراق و ایران و کویت و بحرین و قطر و دوبی، صدمه می زند.
جلوگیری کردن و مانع شدن از ایجاد توفان ریز گرد ها، جلوگیری از بیمار شدن و کم کردن
هزینه های بیماری برای میلیون ها انسان از مردم چند کشور همسایه عربستان است.  
..
سوز
۰۵ خرداد ۱۳۹۶ – 26.05.2017

۱۳۹۶ خرداد ۲۲, دوشنبه

شرایط مناسب، امکان رشد

شرایط مناسب، امکان رشد
..
در هر کجا که شرایط مناسب باشد، امکان رشد و بزرگ شدن وجود دارد.
هر کجا شرایط مناسب و امکان رشد و نمو باشد، موجودات رشد خواهند کرد، استعداد ها
امکان پرورش پیدا می کنند و خود را نشان می دهند.
در این عکس، درختی از لای شکاف یک سنگ رشد کرده و در اثر بزرگ شدن درخت،
در میان سنگ بزرگ، شکافی بزرگ ایجاد شده است.  
در نظر اول بطور سمبولیک این احساس تداعی می شود
که با کوشش و تلاش در سختی ها هم می توان موفق بود.
نمی توان گفت که سعی و تلاش از تخم این درخت بوده است که با سعی و تلاش
خودش توانسته در شکافِ این سنگ سخت، رشد کند و بزرگ شود.
اگر رطوبت دائم در شکاف سنگ وجود نداشت و گرمای مناسب نبود، آن تخم درخت،
نمی توانست رشد کند و ریشه و ساقه بدهد، اگر شاخه اش به ده بیست سانتی متری
هم  رسیده بود و رطوبت قطع می شد، آن ریشه و درخت خشک می شدند.
پس محیط آن جا، مناسب بوده، مدام آب به ریشه ها می رسیده، که توانسته این شاخه
به تدریج بزرگ شود و شاخه اش قوی تر شود که سنگ را بترکاند.
شاید در اثر شکاف نازک در سنگ، آب باران در پائین های شکاف سنگ جمع می شده
و برای مدت زیادی آب مورد نیاز ریشه ها را تامین می کرده است.
وگرنه هرچه درخت و ریشه سعی و تلاش کنند،
نمی توانند با نبود آب «امکانات» پا بر جا بمانند.
.
یعنی بایستی محیط رشد و پرورش را برای جامعه آماده کرد تا استعداد ها بتوانند شکوفا شوند.
آماده کردن ِ محیط و امکانات رشد است که می تواند جامعه را برای نوسازی و پیشرفت کمک کند.
داشتن ِ حداقل خرج زندگی، داشتن ِ حداقل بیمه های پزشکی، داشتن ِ آزادی های آموزشی و
تحصیلی، داشتن ِ حداقل امکانات زندگی در هر کجای کشور که باشد...
همه از کار ها و مسئولیت های سیستم گرداننده در کشور است.
در کشور های کومونیستی، مردم را از رادیو محروم می کردند، از مسافرت به کشور های
دیگر محروم می کردند که سرمایه داری... می خواهد شما را به انحراف به کشاند...
در کشور های اسلامی، زنان را وادار به پوشاندن خود می کنند، از موی سر تا مچ پا، در
گرما بایستی عرق بریزند و تحمل کنند و خود را پوشیده نگاه دارند...
و امکان تحصیل و کار آزاد را از عده ای می گیرند که این... اعتقاداتش با اعتقاد ما... یکی
نیست. آن بهائی است، آن دیگری سُنی هست، آن یکی عقایدش چپی هست و
هر گروهی را به بهانه ای و عنوانی، از آزادی های شهروندی محروم  می کنند.
.
یعنی امکان رشد و پرورش را از بقیه مردم می گیرند و کشور را مانند یک محوطه چمن
در نظر می گیرند که بقیه را علف هرز، می بینند و خود را گل های شایسته در این
محوطه چمن کاری شده تصور می کنند.
..
سوز
۲۱ خرداد ۱۳۹۶ – 11.06.2017

...