۱۳۹۸ مهر ۹, سه‌شنبه

بدنام کردن مردم ایران...

بدنام کردن مردم ایران...  
با شعر های به ظاهر دلسوزانه
..
شعری در مدیا ها به گردش در آمده است که ایرانی را مقصر 
و گناهکار وضع امروز ایران می نامد.
«یگانه دشمن ایران ِ امروز است ، ایرانی».
این شعر فقط می تواند از سوی دشمن ایرانی باشد.
همه ما می دانیم، آن که زیر علم و کتل، سینه زنان در محرم عزاداری می کند 
و شاید خود را گِل مالی می کند،‌
آنی نیست که برای کوروش در هفت آبان بزرگداشت برگزار می کند.
این خانم ها با قیافه هايی که آرایش غلیظ دارند و لباس هائی که اگر خانم های معمولی 
با این وضع، در شهر و خیابان ظاهر شوند، گشت ارشاد، به علت بدحجابی، آن ها را 
به زور سوار ماشین های گشت می کنند... آمده اند و جلوی علم و بیرق، 
عکس های بد حجابانه می گیرند، 
یا وقتی که «سگ گردانی»، در خیابان ممنوع است و گشت ارشاد سگ ها را 
از صاحبان شان  بزور می گیرد و با خود می برد... 
چطور این خانوم با سگ و با حالت «بد حجاب» در جلوی عَلَم و سلام، ایستاده 
و عکس می گیرد... پس از خودشون هستند و مزدور.
این ها، اون هائی نیستند که برای کوروش بزرگداشت می گیرند و آریا اندیش 
و ایرانی خواه باشند.
رئیس مجلس اسلامی می گوید که ایرانی ها قبل از اسلام وحشی بودند 
و با اسلام متمدن شدند... 
یعنی که این سالوس و عراقی زاده، خود را ایرانی نمی داند و خود را عرب 
و آورنده ی اسلام می داند که می گوید ایرانی ها وحشی بودند،  
و یک زمانی هم گفته بود که کوروش، بیش از یک آدم کش نبوده است.
این ها دشمنان ایران هستند، آیا مردم ایران می خواستند که یک چنین ضد ایرانی، 
رئیس مجلس ایران باشد؟‌
نه که نمی خواستند.
آن که شهنامه می خواند، به دُل دُل و کوفه کاری ندارد.
آن که لنین پرست است که از کوروش، به دستور حزب اش بد می گوید.
شکم باره و بر زبان قرآن، آخوند است و نه مردم عادی.
این یاوه گو، همه را با هم مخلوط کرده  و نمی داند که چه می گوید.
این کدام عقل گُم کرده است 
که ایرانی را با چنگیز و حجاج و عمروعاص یکی می خواند؟
او دیوانه ای بی فرهنگ و دانش و معلومات است که همه چیز را قاطی کرده 
و به ایرانی نسبت می دهد. 
خودش در میان کی و چی و هستی، علاف و ویلان است،‌ نمی داند چه را 
به که، نسبت می دهد.
«ز ِ باد آمد خبر، تاریخ در گوش زمان می گفت»
و این بی سواد و بی فرهنگ، که عشقم را «اشغم»‌ نوشته است،‌
صحبت تاریخ را در گوش زمان شنیده است که می گوید فرزندان ایران خیانت کار هستند 
و روس و انگلیس نه!
معلوم است که این شعر را برای تبرئه روس و انگلیس گفته اند 
که عامل اصلی بدبختی امروز  مردم ایران هستند و به این وسیله و با این شعر 
و موسیقی متن، خود ایرانی را مسئول بدبختی و نابسامان بودن وضع امروز معرفی می کند.
آیا رهبر مذهبی، فرمانده بسیج و... آن ها که دستمال فلسطینی به گردن می اندازند، 
نماینده ی مردم ایران هستند؟‌
نه که نه.
مسئول بیمه های اجتماعی می گوید که ما به مردم غزه و لبنان حق بازنشستگی می دهیم.
مسئول سپاه می گوید که ما در مدت چهل و پنج روز روستاهای غزه و لبنان را 
آباد کردیم و برق دادیم و جاده ها را آسفالت کردیم...
پس چرا به مردم کرمانشاه و سر پل ذهاب پس از زلزله، این سرویس را نمی دهند؟‌
برای این که این ها ایرانی نیستند و فقط به فارسی صحبت می کنند.
در دقیقه 00:02:23 ویدئو، به روسی نوشته... و شعر فارسی، 
با خط نستعلیق اون بالا نوشته و عشق را اشغ نوشته است
و فروغ عشق را «فوروگه ایشک» نوشته و بر فشان را «بر سه شان» نوشته 
و خورشید از دامن را «دومان» یعنی دامن...
این یک سند آشکار از روسی بودن این نوشته و شعر است که خود ایرانی را مقصر 
و گناهکار به نمایاند و به گفته ی شاعر تبهکار... انگلیس و روس بی گناه هستند...
می خواهند مردم ایران را منفعل و شرمنده از خود بکنند که بی عرضه هستند و 
باری به هر جهت...، ولی مردم ایران در مقابل روانشناسی و مردم شناسی های 
انگلیس و روس و پول بی حساب، که خمینی را بزرگ می کنند، چه می توانند بکنند؟‌
.
مثل زمان مصدق که  بدخواهان ایران، می گویند مردم ایران صبح می گفتند 
زنده باد مصدق و شب می گفتند زنده باد شاه...
که یک اتهام بزرگ بر مردم ایران است و حالا می دانیم که مردم صبح 
طرفدار مصدق بودند، 
و  با مردم شب که از سوی «سیا» اجیر شده بودند و با پول امریکائی ها 
لات و لوت های شهرنو  را به خیابان آورده بودند فرق داشتند.
مردم عادی به فکر آب و نان شب شان هستند 
و در فکر و کار سیاست و تعیین روش اداره کردن مملکت نیستند که… 
این کار مردان دوراندیش و سیاسی کشور است، و نه مردم عادی...
.. 
سوز 

۰۸ مهر ماه ۱۳۹۸ -  30.09.2019 
....


.

۱۳۹۸ مرداد ۲۰, یکشنبه

ما صاحب مملکت خودمان نیستیم

ما صاحب مملکت خودمان نیستیم
..
بایستی این حقیقت را قبول کنیم که ما مردم ایران، صاحب مملکت خودمان نیستیم.
تعارف هم ندارد، آن چه که نامش ایران است و قسمتی از این کره خاکی هست، و ما
در آن خاک و در آن منطقه به دنیا آمده و بزرگ شده ایم و خود را ایرانی می نامیم و 
خود را بدهکار آن سرزمین و مردمانش می دانیم و برای آبادانی و رفاه مردم آن جا
دل می سوزانیم و سعی می کنیم که کاری خوب برای آن چه که وطن نامیده می شود،
انجام دهیم و خود را راضی کنیم که وظیفه خود را نسبت به وطن تا اندازه ای انجام 
داده ایم، اما با عجز و ناتوانی و ضعف و قبول این که، کاری از دست ما بر نمی آید،
حیران می مانیم که چه باید بکنیم، چطور می توانیم برای آن مردم، و آن کشور
مفید باشیم که نامش ایران است؟
زور و توان ِ ما به این گروهی که بر ایران مسلط کرده اند نمی رسد، حمایت های
جهانی و همه جانبه ای از این گروه حاکم بر ایران هست، برای این که همین ها 
بر سر ِ کار باشند و به وسیله ی همین ها، آن کشور را به نابودی به کشانند
و وابسته به صنعت و علم ِ کشور های به اصطلاح پیشرفته نگه دارند و
منابع معدنی و نفتی و انسانی از آن منطقه از جهان را برای تجارت خودشان
با قیمت های بسیار ارزان ببرند و مردم ما را به بی لیاقتی و بی هویتی متهم
می کنند و خودمان را از خودمان شرمنده بسازند،
که مردمی بی تفاوت و باری به هر جهت هستیم.
گاهی از تلویزیون های خارجی و گاهی در صفحه های اجتماعی، یکی به عنوان 
دلسوز مردم ایران، چند تا به نعل می زند و چند تا به میخ، دلسوزانه از مشکل های 
پیش آمده برای مردم ناله سر می دهد و آخر سر می گوید که حق ما همین است، ما 
مردمی بی تفاوت هستیم و بعضی ها با بی شرافتی، مردم ایران را به بی غیرتی متهم 
می کنند.
مردم ایران چه می‌توانند بکنند؟‌
هان؟
کجا مردم ایران توانستند خودشان کاری از پیش ببرند و در نهایت، کار ها 
در دست مردم ایران باقی مانده بود که بتوانند برای خودشان در راهی مفید 
برای کشورشان پیش بروند؟
.
قبل از زمان محمد رضا شاه، پدر آن شاه را که چه بسیار برای آباد کردن این
سرزمین کوشید، با نیروی نظامی خارجی که بر ایران مسلط شده بود از ایران
بیرون کردند. 
.
قبل از رضا شاه، مردی دلسوز برای این کشور و مردم را، میرزا تقی خان
امیرکبیر را با توطئه و دسیسه ها و دخالت های کشور های خارجی در
حمام فین کاشان کشتند. 
و نخست وزیری ایرانی نما ولی با تابعیت انگلیس به جای امیر کبیر نشست. 
.
در زمان مصدق، که مردی وطن پرست بود، امریکا از او حمایت کرد، وقتی
انحصار نفت ایران از دست انگلیس خارج شد، امریکا به مصدق گفت که دیگر
نمی توانیم از شما حمایت کنیم، چون کومونیست ها در دولت شما نفوذ زیاد،
بدست آورده اند، و پس از آن امریکا با همان انگلیس شریک شد و مصدق را
سرنگون کردند، که پس از آن قرارداد هائی که سود فراوان برای خارجی
ها داشت، بسته شد. 
.
در زمان مصدق، نیروهای امنیتی انگلیس و امریکا، چند روز با شاه صحبت
کردند و او را برای رفتن به خارج از کشور وادار کردند تا در غیاب او اوضاع
را به حال عادی برگردانند و از سوی دیگر در بین مردم شایع کردند که شاه
ترسو هست و تا اتفاقی می افتد از کشور فرار می کند و به این وسیله مردم
ایران را از داشتن چنین پادشاهی شرمنده و تو سری خور می کردند و اعتماد
مردم را به خودشان، از مردم می گرفتند. 
از سوی دیگر، یکی می آید و در تلویزیون و رادیو، این عملیات را توطئه
و خیال بافی می نامد و نا کارآمد بودن مردم را بزرگ می کند و می گوید
که مردم ایران کجا بودند؟ 
مردم خودشان می توانستند کاری بکنند، چرا نقش مردم را نادیده می گیرید؟ 
و کارهای برنامه ریزی شده عوامل خارجی را به حساب مردم ایران
می گذارند. 
در حالی که مردم نه در جریان کارها بودند و نه از آن چه که پیش خواهد
آمد و به صورت پنهان توسط نیروهای اطلاعاتی و خرابکاری خارجی
انجام می شد، خبر داشتند. 
زمان محمد رضا شاه که ایران اولین کشور صنعتی در خاورمیانه شده بود،
اقتصاد و پیشرفت آن در جهان سرآمد و یگانه بود و چند سال پشت سر هم، 
رشد  اقتصادی بیش از ده درصدی داشت و در زمینه های هنری و صنعتی 
پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشت 
و از لحاظ نظامی هم قدرتی شده بود...
آیا در زمان محمدرضا شاه، می‌شد بر خلاف نظر شاه حرفی زد
و عملی انجام داد؟
او می گفت حزب رستاخیز و همه باید به این حزب رأی بدهند و هرکه نمی خواست، 
می بایست پاسپورت اش را بگیرد و از این کشور برود بیرون...
یکی هم که جرات کرد که بگوید من به حزب رستاخیز رای نمی دهم، پاسپورت
مرا بدهند که بروم، از سوی همکاران و رئیس و حتی آبدارچی مورد نصیحت
قرار گرفت که بابا چرا می خواهی خودت را با ساواک درگیر کنی؟ 
پدرت را در می آورند، 
یک امضا پای این لیست بکن، دیگر نه کسی با تو کاری دارد و نه در واقع 
تو عضو حزب رستاخیز هستی که از تو توقعی داشته باشند، امضاء کن، 
خودت را راحت کن…
به یک باره موجی اعتراضی با رهبری مذهبی و دینی شروع شد و… 
پس از آن چه شد؟‌ 
سرداران رشید و لایق و کارآمد و افراد شایسته و مدیر و متخصص را با تسلط
نیروهای اسلامی، به جوخه های اعدام سپردند و ایران را از افراد لایق و شایسته
و مدیر خالی کردند و گفتند که: ما متخصص نمی‌ خواهیم ما متعهد می خواهیم.
متعهد های بی سواد و ناکارآمد بر سر کار ها نشستند و خرابی های بی شمار
به بار آوردند، آیا مردم ایران، مردم کوچه و بازار، مردمی که دل شان برای
ایران و ایرانی می تپید، چه می توانستند بکنند؟‌ وقتی که حاکم کل، یک بی
لیاقت و نادان و خیال پرداز را به عنوان رئیس جمهور تایید می کند 
و می گوید که:‌
نظر من به نظر ایشان نزدیک تر است...
آیا کسی از مردم ایران، جرأت مخالفت و مقاومت در مقابل رهبر را داشت که
بتواند از مسلط شدن این آدم بی سواد،‌ بی تدبیر و... بر سر کار، مانع باشد؟‌
آیا کسی می توانست جلوگیری کند از این که بیست سال تمام پول مردم ایران
را برای غنی کردن اورانیوم خرج کردند و شعار های حکومتی می دادند که
«انرژی هسته ای حق مسلم ماست»؟
پس از این همه پول که برای غنی کردن اورانیوم خرج کردند چه شد؟
جامعه جهانی پخ کردند و همه این ها، ترسیدند و جا زدند و همه آن چه که 
رشته بودند پنبه کردند و اورانیوم غنی شده را با خرج هزینه های دوباره،
به اورانیوم های زیر چهار درصد برگرداند.
آیا مردم ایران، مردمی که دلسوز هدر رفتن سرمایه های ملی بودند، مردمی 
که این غنی سازی را برای ایران نامفید می دانستند، آن ها که  مردم ایران 
می نامند شان، چه می توانستند بکنند؟
آیا می توانستند جلوی غنی شدن اورانیوم را بگیرند و هزینه سنگین و بسیار
بالای آن غنی کردن را برای آباد کردن کشور بکار گیرند؟‌ 
نه که نمی توانستند.
.
در زمان آقای خمینی، ایشان به مردم و ارتش عراق خط می داد که بر علیه
صدام قیام کنید، آیا مردم ایران می توانستند و یا توانستند که آقا را وادار کنند
که این حرف ها را نزند؟ 
خب نه، و جنگ هشت ساله با عراق، خرابی ها و کشته شدن جوانان را
به دنبال داشت و خسارت هائی به ایران زد که هنوز هم این خرابی ها
درست نشده است. 
آیا مردم ایران چه می توانستند بکنند، وقتی که رهبر مذهبی و انقلابی
می گوید که اگر سی و پنج میلیون هم بگویند آری، من می گویم نه… 
خب پس چه زمانی مردم ما برای کشور خودشان می توانستند کاری بکنند
که بشود گفت که صاحب مملکت خودشان بوده اند؟‌ 
پیش از انتخابات، رهبر مذهبی، مردم ایران را دعوت به رای دادن می کند
ولی پس از انتخابات نماینده ایشان می گوید مردم که حقی ندارند، مردم
بایستی هر چه که رهبر یا ولی فقیه گفت انجام دهند و مردم نمی توانند رهبر
یا ولی فقیه را انتخاب کنند و ایشان از جانب خدا انتخاب می شود! 
در سوریه پول های فراوانی خرج می کنند و نیرو برای حمایت از حاکم
سوریه می فرستند که پس از سال ها مردم تازه می فهمند که پول های شان
در کجا خرج می شود، پولی که برای مردم این کشور بایستی خرج شود را
به میل و اراده ای که از سوی مردم ایران نیست برای جاهای دیگر
در دنیا خرج می کنند. 
آیا مردم ایران می توانند مانع این خرج ها بشوند؟ 
آیا مردم ایران می توانند مانع شوند که پول مردم ایران در یمن و سوریه و
لبنان و سودان و... خرج نشود،‌ بلکه برای بهبود وضع مردم خوزستان و
سیستان و بلوچستان و هزار جای دیگر ِ ایران که احتیاج به بازسازی و
نوسازی دارد خرج بشود؟
نه که نمی توانند، تصمیم ها گرفته می شود و اجرا می شود، بدون این
که مردم ایران در تصمیم های گرفته شده سهمی داشته باشند و بتوانند
نظر بدهند.
..
سوز
۱۹ تیرماه ۱۳۹۸ -  10.07.2019 

۱۳۹۸ تیر ۲۲, شنبه

روزگاری او هم نگاری بودست

روزگاری او هم نگاری بودست
..
روزگاری دل ِ من، بند ِ سر ِ زلف ِ نگاری، بودست
در بند ِ نگاه ِ دلبر و، چشم ِ نگاری بودست
هر جام که پُر کرده و با عشوه و ناز، دستم داد
از گوشه ی چشم، منتظر ِ خنده، خماری بودست
.
آن نگار ِ دل نشین رفت، زنی گوژپشت، گشت
سال ِ من رفت ز ِ هفتاد و، پی ِ دل می گشت
تا که دل، در پی ِ ناز ِ رُخکی، وا بدهد
آن که ناز کرد به من، بود زنی هشت در هشت**
..
سوز
۲۲ تیرماه ۱۳۹۸ -  13.07.2019
** ۶۴ ساله

۱۳۹۸ تیر ۱۶, یکشنبه

ویزای امریکا برای ایرانی ها

ویزای امریکا برای ایرانی ها
وکیل ایرانی اجازه نیافت به مراسم خاکسپاری پسرش در آمریکا برود
..
چرا این وکیل ایرانی نتوانست برای خاکسپاری فرزندش که در امریکا در اثر تصادف
کشته شده است به  امریکا برود؟
برای این که این وکیل در ایران زاده شده است و بر اساس دستور رئیس جمهور امریکا،
مردم هفت کشور که نام برده شده است به راحتی نمی توانند به امریکا مسافرت کنند...
دلیل این تصمیم مشخص نیست در حالی که تروریست های شناخته شده تا بحال از
عربستان و کشور های دیگر غیر از ایران بوده اند ولی آقای رئیس جمهور دلش
خواسته است که مردم ایران را برای سفر به امریکا در محدودیت شدید قرار دهد!
ولی مردم عربستان را برای ویزای سفر به امریکا محدود نکرده است، در حالی که
تروریست اصلی در ۱۱ سپتامبر و نابود شدن ساختمان های دوقلو در نیویورک،
از مردم عربستان بوده است.
تا به حال گفته می شد که امریکا سرزمین قانون  و آزادی است، ولی آن چه که این
آقای رئیس جمهور می کند مانند رفتار یک دیکتاتور، در یک کشور دیکتاتوری
هست که قانون را به میل رهبر و پیشوا، نادیده می گیرند، کاری که حالا دارد
در امریکا توسط این رئیس جمهور انجام می شود.
«در مدرکی که به رؤیت دویچه وله فارسی رسیده، کنسولگری آمریکا در فرانکفورت
دلیل رد درخواست ویزای شهرام ایران‌بومی را با استناد به پاراگرافی مطرح کرده
که می‌گوید: 
کسی است که خواسته ویزای آمریکا یا منافع مهاجرتی آن را
با "سندسازی یا صحنه‌سازی" بدست آورد.» تاریخ 05.07.2019

این دلیل از سوی کنسولگری نشان می دهد که هیچ احساس انسانی و بشر دوستانه در
این دلیل آوردن شان در نظر گرفته نشده است.
وقتی که کنسولگری به ساده گی می تواند مرگ فرزند این وکیل داغدیده را بررسی
کند و درست بودن آن را تایید کند، ولی این «مصیبت» را سند سازی بنامد، یعنی که
نمی توانند احساس ‌بشر دوستی و انسان دوستی خود را در نظر بگیرند و فقط طبق
دستور سختگیری از سوی حکومت ترامپ، سعی می کنند اشکال تراشی کنند.
عنوان کردن مرگ فرزند، به صحنه سازی و سندسازی، نشان از عاری بودن
از هر نوع احساس بشر دوستانه است، آن هم از سوی دولت امریکا که خود را
مدافع حقوق بشر می داند و می نامد، که باید از خود پرسید که آیا این طور است؟  

کنسولگری امریکا به راحتی می تواند بررسی کند که شخصی چون این وکیل ایرانی
که حدود چهل سال است در آلمان زنده‌گی می کند و وکیلی مشغول کار در
فرانکفورت است و تابعیت آلمان را دارد، با این سابقه کاری و موقعیت اجتماعی
که در آلمان دارد، احتیاجی ندارد که به امریکا برود و برای زنده‌گی در امریکا
از صفر شروع کند.
این دلیل آوردن شان:
او کسی است که خواسته ویزای آمریکا یا منافع مهاجرتی آن را با
"سندسازی یا صحنه‌سازی" بدست آورد.
یعنی این که از سوی کنسولگری فرانکفورت، نه به مدرک مرگ فرزند این وکیل
توجه کرده اند و نه به چهل سال سابقه ی اقامتش در آلمان و تابعیت آلمان داشتن اش.
پس چه چیزی را در نظر گرفته  اند؟
فقط دستور از بالا و اشکال تراشی و ندادن ویزا به آلمانی های ایرانی تبار، بدون
در نظر گرفتن شرایط استثنائی و دردناک یک پدر، در مرگ فرزند...
و اجرای این شرایط غیر انسانی و غیر منطقی، از تمایل شخصی و انسانی مامورین
کنسولگری نیست و فقط می تواند تابع باشد از شرایط سخت و محدود اداری کنسولگری،  
در اشکال تراشی، برای دادن ویزا به مردم این هفت کشور، که آن هم
می بایستی از سوی مرکز و مقامات بالای کشوری اصلاح گردد.
..
سوز
۱۴ تیرماه ۱۳۹۸ -  05.07.2019
.