‏نمایش پست‌ها با برچسب خوشی ها. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خوشی ها. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ دی ۲۲, شنبه

خوشی ها را دریاب

خوشی ها را دریاب

..

چه زیبا می نماید،

فضای باز ِ چمن و دید از دور، دریا را،

نمائی از آزادی...

گل های خوش رنگ تا دور تر،

نمای زمان گذران که خوش و زیباست،

ولی حصار در کنار زمان،

ناشَو‌َد ها و ناگذر ها، در کنار خوشی های زمان

ولی چه زیبا هست که، پشت به نمی شود ها کرد

و به آینده ای روشن و دور، در کنار خوشی های رنگارنگ

دل سپرد و خوش بود که آینده روشن است و نزدیک است.

..

سوز

۲۱ دی ماه ۲۵۸۳ شاهی - ۱۴۰۳ هجری

10.10.2025

. 

.

۱۳۹۸ آذر ۱۹, سه‌شنبه

باید که رفت

باید که رفت

..

گرچه می شد، خوش به ماند روز تو

ناچشیده روز را، باید که رفت

خوب گذشت یا، این که بد

در میانه چاره نیست، باید که رفت

خوب بودی تو در این سال ها، یا این که بد

نیست فرصت، چون زمان، از دست که رفت

با خوشی ها، روز و شب، بر تو گذشت

یا که با درد و غم و اندوه، ولی باید که رفت

سود ِ ما، یا که زیان در پایه، چیست

مال بسیار اندوخته هم، باید که رفت

نان خشک را خورده ای، یا گوشت مرغ

خورده و ناخورده از روی مراد، باید که رفت

دل خوشی هامان از آن باشد که هان

نام نیک را داشتیم، در حال ِ رفت

هم چو نور یک جرقه، کوته است این عمر ما

تگ، درخشید و خموش، در جا که رفت (تگ، صدای جرقه)

حاصل عمر را، یادی و نامی هست به جا

نام نیک برجا گذاشت، باید که رفت

مِی به دست و یار در بر، حاضر است

بی شراب و یار و باده، نامراد، باید که رفت 

باده نوش و، مست و، هم بسیار مست  

جام ها را ز دست بگذاشته، باید که رفت

بر نماز و، گر دعائی، شب و روز

جانماز ها، جا گذاشته، باید که رفت

با هزار نوکر و چاکر، در کنار و، دور و بر

بی مراقب یا که همراه، بایست که رفت

گر سواره رفته ای، در طول ِ عمر

بی کجاوه، تنها و تک،  باید که رفت

یا که درویش بوده ای و، مال ندار

بی گلیم و بی قبای ژنده ات، باید که رفت

گر همه دنیا، به دست ات بوده است

دست خالی، بی مال ها ، باید که رفت

گر دلی بشکستی از راه خطا و اشتباه

خود ولی، با یک دل بشکسته ای، باید که رفت

مال به دست ات آمده بسیار، اما کنون

واگذاشته این همه مال و منال، باید که رفت

ای خوش آن که، بشنود چند بار در حال و بعد

نیکی اش بسیار بود، از دنیا که رفت

..

سوز

۲۳ آذر ۱۳۹۸ -  14.12.2019