‏نمایش پست‌ها با برچسب نشاط. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نشاط. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ تیر ۱۵, سه‌شنبه

شراب - ٤

شراب - ٤
..
بياور شرابى كه جان پرورَد
غم از دل بشويد، نشاط آورَد
شرابى به سرخى چو لبهاى يار
كه هوشم ربايد، نماند خرَد
..
سوز
١٩ خرداد ١٣٩٤ - 09.06.2015

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

کوچه پهن است


کوچه پهن است
- در برابر سروده ی کوچه تنگ است، سروده شد -
..
این کوچه چه پهن است، بیا تا که در آن پرسه زنیم
دست ها دو طرف باز، به خود و همدگر، چرخه زنیم
در چرخش ِ خود، گاه به هم پشت و، گَهی رو در رو
چشمان که به آن چشم دگر باز افتاد،‌ به روی هم خنده زنیم
چون مست که از میکده، چند پا به جلو، یک به عقب بیرون رفت
در رقص ِ نشاط ، دو سه پا، به جلو، یک به عقب شانه زنیم
چون کودک ِ شاد که از، چیز ِ خوشایند، بخواهد تکرار
بر شادی و رقص، و چند دور ِ دگر شانه زدن، چانه زنیم
..
سوز
۲۹ فروردین ۱۳۹۵ – 17.04.2016


۱۳۹۳ خرداد ۱۳, سه‌شنبه

رقص خوشحالی ( هپی دانس )

رقص خوشحالی ( هپی دانس )
..
بر شادی یو رقص ، شدند جوانان
در لرزه فتاده ، کاخ ِ دیوان
پانصد تا پلیس ِ باز و مخفی
در گردش و جستجوی سقفی
.
اینترنت و عکس های ِ هوائی
گشتند ، که تا رسند به جائی
کان رقص ِ نشاط و حال ِ شادی
بر عالَم ِ دین ، زَدَست فسادی
.
دست ها و بدن ، تکان به باسن
این کار گُنه است ، فساد ِ روشن
تو سری به خود زدن ،  مجاز است
گر قمه ، زنی ، در آن ثواب است
.
خندیدن ِ مردمان گناه است
قهقهه جزایش ، ته ِ چاه است
رو گریه کن و نوحه بیاموز  
با نماز ِ شب ، شب برسان روز
.
می جوی کنون ، رضایت ِ ما
تا دعات کنیم برای ِ فردا
نذر ت بده امروز ، تو به ما ها
در روز ِ جزا ، شفاعت از امام و مولا
..
سوز
06 خرداد 1393 – 27.05.2014
.......... ..........
آقای رئیس پلیس تهران با افتخار می گفت که با استفاده از
عکس های هوائی و اینترنت توانستیم در مدت شش ساعت،
جای آن ها را شناسائی و این جوان ها را دستگیر کنیم. .

۱۳۹۳ فروردین ۶, چهارشنبه

با جشن و سرور، بهشت توان رفت

با جشن و سرور، بهشت توان رفت
..
مشد حسن می مُرد وصیت این کرد
اکنون بدنم شود بجا سرد
با رقص و طرب بدرقه ام کن
تا من نشدم چنان زمین سرد
..
اون رفته بهشت، حنا به بندید
بشکن بزنید، با هم بخندید
با رِنگ و دف و دایره زنگی
با قِر به کمر با غم به جنگید
.
رفتن به بهشت که غم نداره
اونجا چو زمین که کم نداره
تو سر زدن و گریه برا چی
حوری بغل و پشت و کناره
.
گریه واسه ما، آدما اینجاست
خرج ِ زعفرون، برای ِ حلواست
مغز گردو، توی ِ، خرما بذاریم
پول ِ قیمه پلو گردن ِ ما هاست
.
اون گفته برام نماز بخونید
نه کم و کوتاه، دراز بخونید
در اول و در وسط و آخر
با بشکن و رِنگ و ساز بخونید
.
گر، گریه کنید دلم میگیره
افسرده می شم روحم می میره
از پا کوبی تون، زمین به لرزه
اونجوری دلم، قرار میگیره
.
با رقص و نشاط و ساز و آواز
درهای بهشت برام کنید باز
..
سوز
15 بهمن 1392 – 04.02.2014

۱۳۹۲ مرداد ۲۱, دوشنبه

جهان در گذر است


جهان در گذر است
..
هر دَم گذرآست، هر چه بر آن بار کنی
گر ناله کنی، یا که بر آن زار کنی
احساس ِ وجود ِ خود، از آن خوار کنی
اندوه به خود راه دهی، بر دل ِ خود یار کنی
پیش آمده و ، گذشت ِ بد، چو بنگری
جز خاطر ِ بد، چه چیز از آن یاد کنی؟
سودی ندهد، خانه ای از غم، تو چو بنیاد کنی
پس دور فکن غم، نسزد تا که از آن یاد کنی  
این روز وُ شبان، در ره ِ خود در گذرند
آیا به تو ، با رحم وُ عجب می نگرند؟
خوش باش وُ بیاور به خوشی، هر دَم ِ عمر
پیشین ترا گذاشت، از پیش ِ تو نیز، در گذرند
بر یاد ِ تو آورد نشاط، قافله یه خوش گذران
اندوه فزود بر غم ِ تو، قافله یه نوحه گران
پس خنده بزن، به هرچه که، در گذر است
بر برف ِ سفید، شکوفه یا برگ ِ خزان
..
سوز
12  اسفند 1391 – 02.03.2013