‏نمایش پست‌ها با برچسب چین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب چین. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ اسفند ۱۲, سه‌شنبه

پایان یکی از دیکتاتور ها

پایان یکی از دیکتاتور ها 

……..       …….. 

شاید تنها یک نفر باشد.

اما او قاتل میلیون ها انسان بود.

او قاتل احساسات و آرزوهایی بود که شاید هنوز نشکفته بودند و یا ثمره 

زحمات سالیان پدر و مادری بودند.

او قاتل دل هایی بود که برای آزادی پرپر می‌زدند.

او قاتل همه خوشی‌ها و شادی هایی بود که ۴۷سال مردم ایران 

در دلهای شان خفه کرده بودند.

او قاتل بود.

او مُرد.

پایان یک دیکتاتور.

…

نوشته یه بالا زیر عکس خامنه ای بود

........          ........ 

او در واقع خودش نمی خواست، 

گویا مجبور بوده است راهی را که جلویش باز گذاشته بودند برَوَد. 

در سال های گذشته، همراهی های بسیاری برای ادامه دادن رهبری اش 

شده بود، حتا رئیس جمهور های سابق امریکا، پادشاهی انگلیس،

اروپا، روسیه و چین از او حمایت می کردند.

.

در زمان انتخاب برای رهبر شدنش دیدیم، او می گفت این باعث ننگ است 

که امکان رهبر بودن من برای ملتی، محتمل باشد.

او را مجبور به قبول رهبری کردند، نه این که رفسنجانی کاره ای بود 

و خودش این تصمیم را گرفته باشد، شاید سیستم پنهان سرمایه داری جهانی، 

این راه را برای شان در نظر گرفته بود. 

این نوشته نه برای توجیه کردن او و دیکتاتوری اش هست، بلکه یک دید،  

فراتر می باشد از عمل دیکتاتور ها، که در جاهای دیگر هم، شبیه هم هستند. 

. 

با اصرار کردن برای چیزی که لازم و ضروری برای کشور نبود، و 

کوتاه نیامدن از آن، در حالی که همه جور تهدید برای خودش و خانواده 

و کشور در راه بود، باز همان ایده با درجه ای کم از اهمیت را، 

دنبال می کرد و بر آن پافشاری می کرد. 

چرا؟

خودش ضرر کرد، خانواده اش ضرر کردند، کشوری که در آن، دارای 

جا و مقامی بود ضرر کرد، مردم ضررهای فراوان کردند، کشور 

محرومیت های بسیار کشید و به جای آبادانی، خراب تر شد. 

.

چه کسانی در این سال ها سود بردند؟ 

سازنده گان وسایل اتمی و نظامی و جنگی و مربوط به جنگ از 

کفش و لباس تا ماشین ها و هلیکوپتر ها و هواپیما ها. 

.. 

سوز

۱۱ اسفند ۲۵۸۴ شاهی - ۱۴۰۴ هجری 

02.03.2026 

۱۴۰۳ تیر ۳۰, شنبه

اگر جنگ سرد نبود

اگر جنگ سرد نبود

..

فرض می کنیم که ایده ای به نام کومونیزم و کشور هائی به نام کشور

کومونیستی مانند اتحاد جماهیر شوروی و چین کومونیست نبود...

در آن صورت، دیگر احتیاجی به پیمان ناتو و سیتو و سنتو نبود که

یک نوار حفاظتی به دور شوروی کومونیستی تشکیل دهند برای نگهبانی

از دنیای به اصطلاح آزاد و کشور های همسایه شوروی و چین، از ژاپن

تا هندوستان با «پیمان سیتو» و پاکستان و ایران و ترکیه با «پیمان سنتو»

و کشورهای از ترکیه تا شمال اروپا با « پیمان ناتو» نمی بایست جزو

پیمان های دفاعی باشند و در زیر نظارت و نفوذ امریکا و انگلیس نمی بایست

سیستم دفاعی خود را تنظیم کنند و از امریکا و انگلیس اسلحه و رادار و

وسایل جنگی دیگری را خریداری کنند.

در آن صورتی که کومونیزم و کشور کومونیستی وجود نداشت، به نظر

می رسد که می شد جهانی آرام با صلح و صفا و دوستی بین کشور ها 

و ملت ها داشته باشیم.

.

حالا فرض می کنیم که...

عده ای پولدار که کار نمی کنند، دور هم نشسته اند و با هم فکر می کنند

که چطوری پول در بیاوریم، پس با تبلیغ و بزرگ کردن ایده های چند

دانشمند و فیلسوف، چند تائی را پیدا می کنند که طرفدار ِ عقیده و

سیستم کومونیستی هستند، پس آن انقلابی ها را با پول هائی که برای شان

از جا های مختلف فرستاده می شود، کمک می کنند، تا کشوری با

ایده های کومونیستی به وجود آید و با مدیا هائی که در اختیار دارند،

ایجاد یک کشور کومونیستی را در ذهن مردم جهان جا می اندازند

و با پول های مخفی که در بین عده ای طرفدار کومونیزم پخش می

کنند، شورش های خیابانی به نفع کومونیزم راه می اندازند و زمینه

و کار برای پیاده شدن ایده ای کومونیستی، از هر سو آماده می شود.

.

کشور کومونیستی ایجاد شد و حالا نوبت تبلیغ بر ضد کومونیزم است

که با سرمایه داری مبارزه می کند، ولی سرمایه داری نماینده ای از

آزاد بودن مردم و دموکراسی و جهان آزاد است، چون در کشور

کومونیستی، کسی اجازه ندارد رادیوی دو موج داشته باشد، زیرا

گفته می شود که از راه گوش کردن به رادیو، مردم کشور های

کومونیستی، فریب سرمایه داران ضد کارگر را می خورند و

از راه انقلاب کارگری منحرف می شوند.

تئوری برای انقلاب کارگری، انقلاب توده ها هست، یعنی انقلاب

بیشترین مردم که فقیر هستند و حالا حکومت کارگری و فقیران

می خواهد که مردم را به رفاه و آسایش برساند.

آن چه که از حکومت کومونیستی برای مردم در طول هفتاد سال

دیده شد، فقر عمومی، عقب مانده بودن از صنعت و علم و هنر

بود. تنها هنر برجسته در حکومت کومونیستی، یک باله بود که

آن هم در زمان غیر کومونیست بودن نوشته شده بود.

در طول هفتاد سال حکومت کومونیستی، یک شاعر یک نویسنده

یا یک هنرمند بزرگ پیدا نشد، چون همه مردم فهمیده و باشعور

و با استعداد را با برچسب مخالف انقلاب، از بین می بردند.

در طول این هفتاد سال حکومت کومونیستی، غرب یا دنیای آزاد

یا به عبارتی امریکا، مظهر دنیای آزاد، با نشان دادن تهدید شوروی

مظهر کومونیزم، اعتبار های بزرگ را به تصویب مجلس ها رساندند

که سلاح های مقابله با کومونیزم و شوروی را بسازند که در مقابل

خطر کومونیزم، ضعیف نباشند.

.

در یک برنامه در مورد جنگ ویتنام گفته شد که حدود نُه میلیون تُن

بمب روی ویتنام ریخته شده است، یعنی عدد نُه با نُه تا صفر جلویش

می شود کیلو.

برای هر کیلو بمب، چقدر پول از دولت امریکا گرفته شده است.

تازه فقط پول بمب ها به تنهائی نیست، پول حمل و نقل این بمب ها

از کارخانه به ارتش امریکا، هزینه و سوخت و هواپیمای حمل این

بمب ها از انبار و فرودگاه تا محل پرتاب بمب به دشمن، هزینه پرسنل

و خرج وسایل جنبی و آماده سازی و... چندین هزینه ای دیگر...

.

گفته شد در جریان جنگ سرد و آماده سازی برای ناو های هواپیما بر،

۱۵۰۰۰ نوع کالا از سوی شرکت ها برای ساخت هر یک ناو

فرستاده شد که در حدود ۱۴ فروند، ناو هواپیما بر ساخته شد.

بی چاره آن سربازان و کادر نظامی که می بایست چند ماه در این ناو

ها به دوراز خانواده و بچه ها در خدمت و کاربری ناو ها باشند.

.

کشور های اروپائی هم به نوبه خود، به کشور های آزاد و مخالف

کومونیزم، اسلحه های جنگی مواد انفجاری و ماشین های جنگی،

رادار برای کشف هواپیما و هواپیما های جنگی فروختند.

.

رنگ و بوی کومونیزم که کهنه شد و کشور های کومونیستی از

هم پاشیده شد، اسلام گرائی افراطی از افریقا و آسیا تند و تند از

زمین جوشید.

در عراق و سوریه و افغانستان گروه های اسلامی قدرت پیدا

کردند و خشونت اسلام را به جهانیان نشان دادند و در افریقا

چندین اسلامی گرای افراطی دختران را می دزدیدند و درس

خواندن دختران را گناه به حساب می آوردند و خلاصه با این

تئوری اسلامی های افراطی در خاورمیانه و افریقا آشوب

به وجود آوردند و از آب گل آلود ماهی گرفتند.

.

در ایران حکومت اسلامی همه پیشرفت های مدرن قبل از

انقلاب را انکار کرد و کارخانه های صنعتی را به تعطیلی

کشاند و مردم را به زنده گی با روش ۱۴۰۰ سال پیش دعوت

می کرد.

انقلابی های ایران با تمام دنیا سر جنگ داشتند و به همه کشور

های همسایه به هرکدام نوعی، بد و بیراه می گفتند و امریکا

ستیزی شعار اصلی آن ها بود که با اسرائیل ستیزی همراه شد

و گاهی هم به انگلیس ستیزی، می پرداختند.

.

با نشان داده شدن ایران به عنوان یک حکومت افراطی و زیاده

خواه و طالب بمب اتمی و دشمن عرب ها، توانستند به عرب ها،

صد میلیارد و صد و بیست میلیارد و در آخر پانصد میلیارد دلار

اسلحه بفروشند.

.

از جنگ سرد به جنگ سبز «اسلامی افراطی» روی آورده شد.

.

این تاجران پول دوست و سیری ناپذیر، برای شان جان مردم،

کشته شدن مردم، بی خانمان شدن مردم، هیچ اهمیتی نداشته است

و فقط آن چه در نظر داشته اند، پول در آوردن است، با هر روشی

و از هر راهی که ممکن است.

.

آرزومندیم که پول دارهای جهان، روشی دیگر برای پول در آوردن

پیشه کنند، اگرچه کمتر از درآمد فروش اسلحه های جنگی هست،‌

ولی باز هم درآمد است و در راهی انسانی و صلح آمیز به دست

می آید که از نظر اخلاقی باعث نکوهش نباشد.

..

سوز

۲۰ تیرماه ۲۵۸۳ شاهی -  ۱۴۰۳ هجری

10.07.2024

۱۳۹۱ خرداد ۲۶, جمعه

شریک های کشتار مردم سوریه

شریک های کشتار مردم سوریه
..
نقل از: سایت اینترنتی صدای آمریکا، پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۴ ژوئن ۲۰۱۲
سارا لیا ویتسون، نماینده سازمان دیده بان حقوق بشر می گوید تا زمانی که روسیه و چین
مانع تراشی کنند، کشتار در سوریه ادامه پیدا می کند: «به نظر من روسیه بیشترین سهم
را در ناکامی یک اقدام بین المللی در مورد سوریه دارد. اقدام مناسب و بسیار مهم این است
که اروپا و ایالات متحده سوریه را تحریم کنند. تا زمانی که تحریم های جهانی بر حکومت اسد
اعمال نشوند و تا زمانی که روسیه و چین در این تصمیم شرکت نکنند، دیپلماسی بین المللی
کارآمد و اثرگذار نخواهد بود.»

شریف باسیونی می گوید ممکن است روسیه و چین، منتظر باشند که به آنان اطمینان داده
شود در صورت سرنگونی اسد، منافع اقتصادی و نظامی شان در سوریه محفوظ می ماند.
«مسئله این بود که کلیه امتیاز های نفتی و قرارداد های اقتصادی و بازرگانی برای بازسازی
لیبی به قدرت های غربی اعطا شد و روسیه و چین در این میان منفعتی نبردند.
بنابراین آن ها در این زمینه احساس انزوا کردند و حالا در مورد سوریه موضع دیگری اتخاذ
کرده اند و انعطافی به خرج نمی دهند و این امر به طور قطع
نقض همه اصول قانون حقوق بشر است.»
..
یعنی باز هم از این خبر ها معلوم می شود که روسیه و چین، شریک کشتار مردم
سوریه هستند.
مردم دنیا و دیگر کشور های قوی و قدرتمند ِ دنیا باید به نشینند و جنایت های حکومت
سوریه را تماشا کنند، چون روسیه و چین از حق وتو استفاده می کنند و مانع تصویب رأی
در شورای امنیت علیه سوریه می شوند، که شورای امنیت نمی تواند اقدامی موثر کند
و مانع ِ کشتار  ِ مردم توسط بشار اسد بشود.


1-  مشخص است که حق وتو که پنج کشور بزرگ ِ جهان آنرا دارند، حقی ناروا و نابجا هست.
حق وتو باید برای پنج کشور سازمان ملل منحل شود
و حق وتو دیگر نباید در سازمان ملل باشد.
  وقتی اکثریت کشور های دنیا در موردی نظر می دهند، همان نظر باید از طرف
سازمان ملل اجرا شود و یک موضوعی بنام
حق وتو نباید مانع اجرای خواست ِ اکثریت اعضاء سازمان ملل بشود.
2-  قدرتهای غربی هم در  کشتار مردم سوریه شریک هستند زیرا به روسیه و چین
اطمینان نمی دهند که منافع روسیه و چین در سوریه محفوظ می ماند.
یعنی مثل لیبی می خواهند منافع سوریه را هم بین خود غربی ها تقسیم کنند
و روسیه و چین که می بینند سرشان بی کلاه خواهند ماند، همه
تصمیم های سازمان ملل را «وتو» می کنند.
پس کشور های غربی هم نمی خواهند از منافع آتی خود دست بردارند اگرچه
مردم بیگناه سوریه کشته می شوند.
سازمان های مدافع حقوق بشر هم که فقط می توانند اعلامیه بدهند و
مهر نادرست بودن بر این کشتار و کشتار های دیگر بزنند.
.
شریف باسیونی می گوید... روسیه و چین، ... انعطافی به خرج نمی دهند
و این امر به طور قطع نقض همه اصول قانون حقوق بشر است.»
حقوق بشر را غربی ها هم باید در نظر داشته باشند و برای اینکه هرچه زودتر این کشتار
تمام شود، به روسیه و چین اطمینان بدهند که منافع این دو کشور در سوریه محفوظ است
و همه منافع را برای خودشان نخواهند خواست.
یعنی غرب هم با ندادن این اطمینان به روسیه و چین، در کشتار مردم سوریه همراهی
می کند.
غربی ها می خواهند همه منافع را در هر کجای دنیا که باشد
و به هر قیمتی که باشد فقط برای خودشان داشته باشند.
طمع غربی ها برای کسب منافع بیشتر و تنگ نظری غربی ها برای جلوگیری از داشتن
یک پایگاه نظامی برای روسیه، هم چنان مسئله سوریه را با کشتار بیشتر مردم سوریه
به پیش می برد.
.
مسئله، حمایت از روسیه در داشتن تنها یک پایگاه نظامی در خارج از کشورش نیست.
مشهود، تنگ نظری غربی هاست که خودشان در سرتاسر دنیا پایگاه های نظامی بسیار زیادی
دارند ولی حاضر نیستند که روس ها حتا فقط یک پایگاه ِ نظامی در خارج از کشور داشته باشند،
و طمع غربی ها برای داشتن منافع از یک کشور به نسبت کوچک مثل سوریه هم هست.
حالا که دیگر روسیه یک کشور کومونیستی نیست و غربی ها نمی توانند مقابله با خطری  
به اسم جلوگیری از گسترش ِ کومونیزم را دلیل کار خود بنامند، پس فقط می ماند منافعی
که غرب می تواند از سوریه بدست آورد، و حاضر نیست از آن چشم بپوشد.
اگرچه مردم بسیار زیادی در این سود جوئی بین ِ شرق و غرب کشته شده اند ولی
هنوز هم پایانی برای کشتار ِ مردم ِ سوریه، در پیش رو دیده نمی شود.
.
شریک دیگر کشتار در سوریه، جمهوری اسلامی هست که پول و اسلحه و افراد کمکی
به سوریه می فرستد تا از حاکم دیکتاتور سوریه حمایت کند، تا هم پیمان خود را
بر سر ِ قدرت نگهدارد، حکومت سوریه پایگاهی برای ِ بلند پروازی های اینان است.
آیا گسترش ِ ایده های جمهوری اسلامی ارزش این را دارد که جان هزاران نفر از مردم سوریه را
برای آن فدا کنند؟
.
گویا حقوق بشر و دفاع از حقوق بشر، یک نمائی خوش رنگ و رو و اخلاقی و مردم پسند
برای انجام عملیات نظامی و حمله به یک کشور برای ِ بدست آوردن ِ منافع کشوری است
که به آن حمله می کنند و حاکم دیکتاتور را برکنار می کنند، ولی اگر منفعتی در دفاع از
حقوق مردم ِ یک کشور نداشته باشند، فقط اعلامیه و اطلاعیه صادر می کنند،
و کاری عملی در حمایت از مردم زیر ِ ظلم ستم و آن کشورها نمی کنند.
..
سوز
25 خرداد 1391 -  14.06.2012