‏نمایش پست‌ها با برچسب آخوند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آخوند. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ خرداد ۱, جمعه

سکوت اروپا در کشتار مردم ایران

سکوت اروپا در کشتار مردم ایران

سیاسی های اروپا، سکوت مرگ گرفته اند.

یا کر و کور شده اند.

یا فشار پنهان و بسیار زیادی روی آن ها هست.

یا منافع بسیار زیادی از ایران ِ اسلامی به آن ها می رسد که می ترسند 

اگر آخوند ها بروند، آن منافع را از دست بدهند. 

.

چرا فکر نمی کنند که اگر ایران از دست آخوند ها آزاد بشود، برای 

بازسازی کردن ِ ایران، سال های سال به ایران، تکنولوژی 

و کالا و جنس خواهند فروخت. 

و بسیاری از ایرانی های خارج از ایران، به ایران بر نمی گردند، 

چون کار و زنده گی و بچه هاشون و نوه هاشون، در خارج هستند.

آن ها نبایستی نگران باشند.

.. 

۱۲ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی 

02.05.2026


۱۴۰۵ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

چه حال و هوای خوبی

 چه حال و هوای خوبی

..

یک زمانی گویا سال 88 میلادی بود، با اتوبوس از تهران

به استانبول می رفتم، پس از ساعت ها معطلی در مرز

بازرگان و بازرسی دم مرز از اتوبوس به اون طرف مرز

در ترکیه رفتیم.

اتوبوس در اولین فروشگاه دم مرز نگه داشت و ما با

اشتیاق به داخل فروشگاه «فری شاپ» رفتیم...

اولین کاری که کردم یک آبجو قوطی که در یخچال بود

را پیدا کردم و به صندوق بردم و بعدش «پاقت» در

قوطی آلومینیومی را باز کردم و آبجو خنک را با

مسرت و شادی از رسیدن به محبوب بالا کشیدم و آه...

یک هوای هاااا ه ه ه بیرون دادن از سینه را دلیلی بر

لذت بردن از آن زمان و حالت، احساس می کردم.

.

حالی داشت...

بعد از برگشتن به ایران، این آخوند دولتی، قرائتی،

داشت تعریف می کرد که، ایرانی ها می روند و

آنور ِ مرزِ، یک آبجو سر می کِشَند و خوشحال هستند

که به آزادی رسیده اند.

آره... من از این حالت لذت می برم، دوست دارم که

آبجو خنک بخورم و لذت به برم.

اگر تو و هم لباسی هایت از نماز شب خواندن، لذت

می برید، نوش جان تان، به من چکار دارید؟‌

آیا توی بهشت، تویه آخوند، می توانی برای آبجو

خوردن ِ من شفاعت کنی و گناه من را به بخشانی؟‌

نه که نه

پس برو دنبال کار ِ خودت و به کار ِ من کار نداشته باش!

.

ما از این که بخواهیم به زور به بهشت برویم،‌ زده شده ایم.

آقا،‌ بهشت ارزونی یه خودتون.

شما چه مسئولیت و تعهدی نسبت به من داری که می خواهی

مرا به بهشت به بری؟

برو و با بهشت ِ مورد ِ علاقه ات خوش باش!

من با این آبجو و حالش، خوش هستم، خب به تو چه؟

مگه من از تو می پرسم که این نماز شب خواندن چه

لذتی دارد و چرا نماز شب می خوانی؟

نه.

پس تو به کار خودت، من به حال خودم.

..

۰۸ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی

28.04.2026


۱۴۰۵ اردیبهشت ۷, دوشنبه

آب و هوای سیاسی برای ایران

آب و هوای سیاسی برای ایران

..

در دو سه ماهی که گذشت، انگلستان، پای اعلامیه اروپا را

امضا نکرد که می گفتند ایران نباید به غنی سازی اورانیوم

ادامه دهد... به نظر می رسد که نفع انگلستان در غنی سازی

کردن اورانیوم در ایران باشد.

گویا خودش این وسایل را به ایران می فروشد و می خواهد

که چنین بازار سودآوری را هم چنان داشته باشد.

انگلستان، سپاه پاسداران را در لیست تروریستی قرار نداد،

گویا معامله های بسیاری را با سپاه پاسداران ایران دارد.

.

خب دزد ها و اختلاس گر ها، پول های شان را به کشور

های مشترک المنافع انگلیس می برند و یا به جزیره های

کوچک انگلیسی که با صد هزار دلار، پاسپورت می دهند.


به تازه گی فرانسه و آلمان هم برای گفتگو با جمهوری اسلامی

تمایل نشان داده اند و می خواهند یک طرفه، تحریم های

جهانی را نادیده بگیرند.

.

یک شخصی در آلمان از شاهزاده رضا پهلوی دعوت می کند

و تلویزیون دولتی آلمان با او مصاحبه می کند و سئوال های

بی ربط از او می کند که در زمان پدر شما چنین بود و چنان.

.

دولت آلمان و وزیر خارجه اش تاکید می کنند که ما از او

دعوت نکرده ایم که به آلمان بیاید...

یعنی حالت یک آدمی که با احتیاط حرفی می زند که تو سری

نخورد.

این ها، این مردان به اصطلاح سیاسی، بعضی موقع ها به

دستور از بالا...؟ شروع می کنند به دفاع از حقوق بشر.

.

ولی...

آیا کشته شدن بیش از چهل تا صد هزار مردم ایران که فقط

اعتراض به ناکارآمد بودن رژیم کرده بودند، جزو حقوق بشر

نیست؟

.

آیا قطع شدن اینترنت در بیش از دوماه در ایران جزو

حقوق بشر نیست؟

آیا مردمی که در تظاهرات برای کمبود ها و ناکارآمدی ها

در جمهوری اسلامی به خیابان آمده بودند که در زندان هستند 

و دارند اعدام می شوند،‌ در کادر حقوق بشر جا نمی گیرد؟

.

بیش از صد و پنجاه خبرنگار در سوئد و برلین در جلسه بودند

که از رضا پهلوی سئوال کنند، ولی یکی از آن ها به کارهای

جمهوری اسلامی اشاره نکرد و حالت انتقادی نداشت، چرا؟

آیا این همه خبرنگار و سیاست مداران اروپا،‌ تا این اندازه

زیر فشار هستند که به جمهوری اسلامی انتقاد نکنند؟

وحشتناک است، قبول کردنش بسیار مشکل است.

.

یک عده از هواداران جمهوری اسلامی با مسخره کردن

می گویند که چرا به رضا پهلوی می گویید «شاهزاده»‌؟

خب پسر شاه، می شود شاهزاده.

اگر پسر آخوند بود، می گفتند: آخوند زاده.

.

مردم ایران که در زیر فشار گرانی و نابرابری ها و فشار

های عقیدتی هستند،‌ وقتی که اعتراض می کنند، یا سال ها

در زندان ها هستند و یا با گلوله ساکت می شوند.

آیا مردم ایران چه باید بکنند تا از زیر این فشار آخوندی

رها بشوند؟

.

وقتی که دشمن آخوند ها به دشمن مردم یعنی «آخوند ها»

حمله می کند و مردم از این حمله ها خوشحالی می کنند،‌

یک آخوند لجن فکر، می گوید مثل این است که از

تجاوز به مادر خود خوشحال می شوید،

زیرا ایران، مادر مردم است.

.

ای آخوند کج اندیش و وارونه گرا که همه چیز را وارونه

جلوه می دهی و نادرست تفسیر می کنی.

مادر ایرانی ها، یعنی ایران، سرزمین نیک اندیشان و نیک

گرایان، در دست دشمن است و وقتی که یکی به «آخوندها»

یعنی دشمن مادر مردم، حمله می کند،‌ مردم خوشحال می شوند.

مردم ایران خودشان سلاح های جنگی ندارند و وقتی که

با دست خالی به اعتراض می آیند، آخوند ها با اجیر کردن

مزدوران عراقی و افغانستانی و پاکستانی که فقط پول را

می شناسند و قتل و آدم کشی از ایرانیان برای آن ها آسان

است، مردم را به گلوله می بندند.

پس از آن که مردم مجروح در اعتراض ها، به زور اسلحه

از بیمارستان ها ربوده شدند، فاش شد که برای زخمی ها

جایزه ای ده میلیون تومانی می گرفتند و برای کشته ها

سی میلیون تومان از جمهوری اسلامی دریافت می کردند.

مردم مجروحی که در بیمارستان به «سِرُم»‌ وصل بودند،

با عکس های گلوله در پیشانی دیده شدند.

.

مردم ایران از این که یکی پیدا شده و آخوند ها را ناکار

می کند، خوشحال هستند و امیدوار می شوند که بزودی

بدون حضور آخوند و زور مذهبی شان، روزگاری معمولی

و عادی خواهند داشت.

آخوند ها که ادعای مذهبی بودن و نماینده بودن برای خدا

را تبلیغ می کنند، خودشان یک ذره از مذهبی بودن را

رعایت نمی کنند به جز ریش گذاشتن و نمایش نماز خواندن.

رشوه گرفتن، مال بیت المال را خوردن،‌ دزدی کردن و

حق را ناحق کردن،‌ برای شان عادی هست و مجاز.

.

از زمان کارتر، ریگان، بوش، کلینتون و اوباما،‌ امریکا

پنهانی از جمهوری اسلامی حمایت می کرد و همه شان

می گفتند که ما با مردم ایران هستیم...

معلوم شد که مردم ایران، منظورشان «آخوند ها» هستد.

.

در حال حاضر گردش ِ کار به صورتی هست که

گمان می رود، آخوند ها رفتنی هستند و مردم ایران،

یک فضای بدون زور و بدون دیکتاتوری خواهند داشت.

.

باشد که چنین بادا!

..

سوز

۰۷ اردی بهشت ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی

27.04.2026


۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

معترض یا اغتشاشگر

 معترض یا اغتشاشگر

..

معترض یا اغتشاشگر، همانی هست که برای انداختن رای، در صندوق انتخابات، 

بهش التماس می کردید و به نام مردم شریف ایران صدایشان کردید. 

مردم ایران شما را انتخاب کردند که شرایط زنده گی را برای مردم بهتر کنید، 

ولی شما، وقتی که اختیار پول به دست تان افتاد، خیانت کردید 

و پول همه مردم را برای خود و فرزندان و فامیل تان، دزدی کرده 

و به بانک های خارج فرستادید. 

وقتی مردم به ناکارآمدی و کمبود ها اعتراض کردند، دستور دادید که: 

برای هر که اعتراض می کند: آتش به اختیار هستید!

پس اغتشاشگر شما هستید که نظم اداری در خدمت کردن به مردم را به هم زدید 

و راهی دیگر را رفتید که راه درستی نبوده است. 

پس مردم ایران، آتش به اختیار هستند که خائن ها به دارائی های مردم را 

از جایی که اشغال کرده اند پاک کنند.

.

مردم ایران که زورشان به نیرو های نظامی آخوند ها نمی رسد، پس فریاد 

می زنند و می خواهند که کمک داشته باشند تا شر آخوند ها از سرشان کم شود. 

چه کسی کمک خواهد کرد؟ 

.. 

سوز

۱۵ دی ۲۵۸۴ شاهی -  ۱۴۰۴ هجری خورشیدی 

05.01.2026


۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه

اسلامی نما های ناسپاس

 اسلامی نما های ناسپاس

 رائفی پور که در مجلسی برای عده ای سخنرانی می کند و به آن هایی که 

موافق و هم رای او نیستند، می گوید «احمق ها»… 

در واقع صدای احمق را پخش می کند. 

و می گوید اگر نظام سقوط کند، (منظورش جمهوری اسلامی هست) 

«پاسدار ها» این خاک را با موشک ها، چنان شخم بزنند که 

سال ها نتوانید در آن جا ها زنده گی بکنید.

…

آخوند علم الهدی در مشهد و خراسان، می گوید: 

بدانید! اگر ما بمانیم یا برویم… 

چنان این خاک را به آتش بکشیم 

که صد ساله هم نتوانید ایران را بسازید! 

ما… یعنی آخوند ها، پس بودن شان هم زیادی هست.

… 

خب، رائفی پور خود را وابسته به ایران نمی داند، ولی در خاک ایران 

به دنیا آمده است، از محصولات و آب این سرزمین رشد پیدا کرده 

است. و به هر دلیلی، به نان و نوائی رسیده است… 

.

علم الهدی در این خاک به دنیا آمده و با نان و آب این سرزمین

بزرگ شده، به مکتب رفته و درس آخوندی یاد گرفته و با سخنرانی 

و روضه خوانی پولی به دست آورده و حالا در مقام بالائی هست. 

ولی می گوید که: نتوانید «ایران را» بسازید! 

…

این انسان نما ها، دارند ناسپاسی خود را نشان می دهند و می گویند 

که ما بی صفت هستیم، ما که در این آب و خاک بزرگ شده و 

پرورش یافته ایم، در  زمان وداع و دور شدن از این خاک، 

به جای سپاسگزاری و بوسیدن خاکی که وطن ما بوده است، و ما را

از نوک سوزن، به این جا رسانده که شبیه انسان شده ایم، 

آن را با موشک شخم می زنیم و به آتش می کشیم. …

… 

این نهایت بی همه چیز بودن است، چه انسانی و چه اخلاقی.

…

پاسدار ها هم در ایران به دنیا آمده و از خاک ایران، پرورش یافته اند. 

پاسدار ها هم مدیون به ایران و مردم ایران هستند و باورش 

مشکل است که به حرف رائفی پور ها و علم الهدی ها گوش به دهند،

و اگر هم گوش بدهند، باورش سخت است که عمل بکنند.

.. 

سوز 

۰۲ فروردین ۲۵۸۵ شاهی -  ۱۴۰۵ هجری خورشیدی 

22.03.2026 



۱۴۰۳ دی ۶, پنجشنبه

جهنم بهتر از بهشت

 جهنم بهتر از بهشت

..

یکی از دوستان که تصور «بهشت خسته کننده» را خوانده بود، می گفت

از بهشت که بریدیم، یک گوشه از جهنم را هم نشان بده!

..

آن طور که تا به حال شنیده ایم، بهشت جای مردان خدا هست.

این نماینده های خدا، لباس های بلند می پوشند و ریش می گذارند

و در هر کاری اول از همه، خدا را یاد می کنند و بعضی هاشون

یک زمانی را بیشتر از بقیه، از صفات خدا می گویند، یعنی ما

دیگه خیلی خدا را قبول داریم و بعد صحبت را شروع می کنند.

چند تايی از این نماینده  های خدا، زشت چهره و ترسناک هستند.

تجسم بهشت در کنار این مردان خدا، غم انگیز می نماید.

.

این مردان خدا، مردانی هستند که در تمام عمرشان، مفت می خورند و

از دسترنج مردم دیگر که کار می کنند و با زحمت و عرق ریختن،

پول در می آورند، زنده گی راحت و آسوده ای برای خودشان

به عنوان نماینده های خدا درست کرده اند.

و در سرمای زمستان در عبادت گاه های گرم و نرم و در گرمای تابستان

در عبادت گاه های خنک تر از بیرون، به قصه گوئی و داستان پردازی

مشغول هستند.

بیشتر این مردان خدا، داشتن زن ها یا حوری های بسیاری را در بهشت

و برای خوردن و نوشیدن، بهترین خوردنی ها را وعده می دهند.

بعضی هاشون هم که از کشتن مردم دیگر، که به دین این ها باور ندارند،

صحبت می کنند.

پس توی بهشت با یک عده ای حریص و طمع کار و قاتل و آدمکش که

به اسم خدا مردم را به قتل می رسانند، طرف هستیم.

.

ولی در جهنم، که جای کافران هست، از معروف ترین موسیقی دان های

جهان و معروف ترین پزشک های جهان و بزرگ ترین دانشمند ها و

بهترین هنرپیشه ها و فراوان، از هنرمندان جهان پیدا خواهیم کرد. 

.

و بزرگ ترین شاعران ایران را در جهنم خواهیم یافت چون هیچ کدام

کتاب شان را با نام خدای مردان خدا «الله» آغاز نکرده اند.

حافظ با ساقی، سعدی با خدای بزرگ، مولوی با صدای نِی و فردوسی

با نام خداوند جان و خرد، کتاب شان را نوشته اند.

بزرگ ترین دانشمندان ایران را به نام شراب خوار و کافر می شناسند،  

زکریای رازی که پیامبران را دروغ گو خطاب کرده بود و خیام که

ریاضی دانی برجسته بود و تقویم ایرانی را با دقت بسیار در هزار سال

پیش تنظیم کرده است، به می خواری و خوش بودن سفارش می کند.

.

بودن در جهنم در کنار این همه مردان بزرگ و اندیشمند و فهمیده و دانا،

بسیار دلپذیر تر از بودن در بهشتی هست که طالبان آن بهشت، به عشق

حوری ها و طمع شیر و عسل در جوی کنار درختان، عمل کرده اند. 

.

مردان خدا که با موسیقی مخالف هستند و ساز ها را حرام می دانند، پس

همه نوازنده ها و خواننده ها و وسایل موسیقی در جهنم خواهند بود که

محیطی بسیار دلپذیر تر از بهشت خواهد بود.

.

خب آن جوری که مردان خدا می گویند، اگر قرار است که در جهنم

پوست ما را بسوزانند و دوباره پوست در بیاوریم، از این پوست خوب

شدن تا اون دوباره پوست سوزانده شدن، از محیط با نشاط و پُر از ساز

و آواز لذت می بریم، چون اون پوست سوزاندن ما، جوری نخواهد بود  

که بمیریم و یک جوری باید زنده باشیم که درد سوختن پوست را حس

کنیم و زجر به بریم، باز بهتر است از تحمل قیافه های مردان خدا،

که بیشترشان، جز دروغ گوئی و فریب کاری، کاری نکرده بودند

و جز حرص و طمع و چشم داشتن به زنان و دختران، هنری نداشتند.

.

حاجی هائی که در ماه محرم، خرج امام حسین می کنند و تکیه درست

می کنند و دسته های زنجیر زن و سینه زنی به راه می اندازند و شام

و ناهار می دهند و روضه خوانی به راه می اندازند، در جهنم نیستند و

این خودش یک سعادتی هست که این آدم های دو رو و ریا کار را در

دور و بر خود نمی بینیم و نباید اون ها را با ناراحتی تحمل کنیم.

حاجی بازاری که حاجی بودنش نه برای خدا، بلکه برای جذب اعتماد 

مردم و راحت تر دروغ گفتن و احتکار کردن جنس های مورد نیاز مردم 

برای بیشتر پول درآوردن بود، دیدن این نوع حاجی ها در بهشت،

یک عذابی هست که در جهنم نیست و چه آرامش خاطری خواهد بود.

.

یک روایت کننده از بهشت و جهنم در تلویزیون، چنان با قاطعیت حرف

می زد که گوئی خودش رفته اون جا را دیده و برگشته است...

می گفت که زبان در بهشت عربی هست و زبان جهنم فارسی.

خب اگر در بهشت یک لیوان آب بخواهیم باید بگوئیم:‌

اَنَ... اَنَ... اَنَ... نمی دونم چی چی؟

ولی در جهنم با زبان شیرین فارسی آب می خواهیم

و چه لذتی دارد یک لیوان آب خنک در جهنم با لهیب آتش.

در جهنم آب خوردن هم لذت بخش تر از بهشت است.

بهشتی که نه شعر دارد و نه موسیقی و نه رقص و آواز...

خیلی بدون روح و خسته کننده هست که... ولی در جهنم یک بشکن و

بالا بنداز که بکنی، صد تا همراه پیدا می کنی و خوش می گذرد.

.

همه دوستان و رفقا و همدل ها را در جهنم خواهیم دید، چون اون ها هم

نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند و تظاهر به دین داری نمی کنند.

پس جهنم جای دوستان و یاران است، و موقعی که پوست هامان شروع

به سوختن می کند، به شوخی و مسخره بازی از همدیگر می پرسیم که

الان از بین یک تا ده، درد سوختن ات چند است؟ و وقتی یکی از دوستان

یک عددی می گوید، دیگران برای این که قوت قلبی به دوست بدهند،

با خنده و شوخی می گویند که مال من بیشتر است ها... هاها هاها.  

.. 

سوز 

۰۳ دی ۲۵۸۳ شاهی -  ۱۴۰۳ هجری

23.12.2024