‏نمایش پست‌ها با برچسب اهریمن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اهریمن. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ دی ۲۶, چهارشنبه

روز پدر ایرانی

روز پدر ایرانی

 ..

روز پدر برای ایرانی ها، روز بزرگداشت کوروش بزرگ است.

کوروش در ۲۵۰۰ سال پیش، برده گی و کار اجباری را ممنوع کرد،

آزادی دین و مذهب و زبان را اعلام کرد.

یک آزادی و حقوق بشری که، دو هزار و پانصد سال پیش اعلام شد

و در هیچ کجای کره زمین گفته نشده بود و سابقه نداشت. 

ولی عرب ها هزار سال بعد از کوروش، هنوز برده و کنیز داشتند

و به آزادی انسان ها باور نداشتند.

روز پدر برای ایرانی ها، روز بزرگداشت فردوسی شاعر فارسی زبان

و بی همتای جهان است، که شعر های میهن پرستانه و عاقلانه گفته است.

.

ایرانی ها، به اهورامزدا خدای یگانه و خدای خوبی ها،

و اهریمن، مظهر بدی ها و دشمن خوبی ها باور داشتند.

عرب ها با زور شمشیر و تهدید به کشتن مردم، گفتند که: 

اسم خدای خوبی ها و یگانه الله است و اسم دشمن خوبی ها شیطان.

چه فرقی داشت؟

مثل این که انگور را، عرب ها «عنب» و ترک ها «اووزووم» بگویند،

انگور همان انگور است.

.

ایرانیان به خدای یکتا باور داشتند و آتش را مقدس می داشتند، همانطور 

که عرب ها، الله را قبول دارند و قرآن را مقدس می دانند و به قرآن 

احترام بسیارمی گذارند، ولی قرآن پرست نیستند.

.

من این روز پدر و روز مرد جمهوری اسلامی را قبول ندارم.

چون بر پایه تقویم عربی و زاد روز مردی عربی هست.

.

در سال ایرانی، روز تولد همیشه دریک روز و همان فصل از سال است،

در تقویم عربی روز همان روز است، ولی گاهی در تابستان است

و گاه در زمستان.

و گاهی در پائیز و ریزش باران، یا در زمستان که برف همه جا 

را فرا گرفته است و از سرما می لرزند، یک عده ای، 

قربان لب تشنه امام حسین می روند و به یاد صحرای خشک کربلا 

اشک می ریزند که با شرایط طبیعی جور در نمی آید! 

.

به نظر می آید بهتر است که:‌

عرب های مسلمان که تاریخ مسیحی را استفاده می کنند، تقویم

دقیق ایرانی را استفاده کنند و تاریخ تولد و وفات و حج را 

بر اساس تاریخ ایرانی یادآوری کنند که همیشه همزمان

و هم فصل با آن روزی باشد که پیش آمده است.

..

سوز

۲۵ دی ۲۵۸۳ شاهی - ۱۴۰۳ هجری

14.01.2025

۱۳۹۲ اسفند ۲۵, یکشنبه

اندیشه یه ایرانی

اندیشه یه ایرانی و بُت پرستی
..
از زمانهای دور در بسیاری از نقاط ِ دنیا، مردم بت پرست بودند.
از ایرانی ها در جائی دیده نشده است که بت پرست بوده باشند.
برای ِ ایرانیان از زمانی که در تاریخ اثری از آن هست، «میترا» خدا بوده و پس از آن اهورامزدا
خدایشان بوده است. در هیچ زمانی بتی را که با دست خودشان ساخته باشند نمی پرستیدند.
و با آویزان کردن ِ جواهرات و زینتی ها، احترام آن بت ِ دست ساز خودشان را بالا نمی بردند.
ایرانیان با اندیشه ای معقول، اهورامزدا و اهریمن را دو نیروی خوب و بد می شناختند
و بر پیروز بودن ِ خوب «اهورامزدا» بر بد «اهریمن» معتقد بودند.
از زرتشت بزرگ، افتخار ایرانیان، بعنوان راهنمای دینی با آموزش سه صفت بی نظیر و عالی
نام برده شده است که با وجود خلاصه بودن، بسیار کامل و جامع است:
اندیشه و پندار نیک، کردار و عمل نیک، گفتار و بیان نیک.
پیروی و اجرا کردن این سه موضوع، شخص و خانواده و جامعه را پاک نگه میدارد.
.
در یک زمانی « نوح » بت های دست ساز را بی اعتبار خواند و به خدائی بزرگتر و با توانائی
های بیشتر اعتقاد پیدا کرد، خدائی که دیده نمی شود ولی بایستی به او باور داشت.
در مرحله ای از زمان اندیشه ای در عربستان درخشیدن گرفت و آن بت های فیزیکی را  
نابود کرد و آنچه از خوبی ها و زینت ها بود ، برای خدای نادیده در نظر گرفت
و آن خدای ندیدنی را با خوبی ها و توانائی ها و دانائی ها آرایش کرد.
خوبی هائی که خودش دوست داشت خدایش آنرا داشته باشد.
و خشم های انسانی را هم، قسمتی ازصفات ِ خدا، برای خدای نادیده عنوان کرد.
عرب هائی که بت پرست بودند و خانه ای برای بت ها یا خدایان ِ مختلف داشتند، خدائی
قادر و متعال و یکتا را به ذهن و فکر پذیرفتند و قربانی ها و نذری هائی که قبلن برای بت ها
می دادند به خدای نادیدنی تقدیم کردند.
تا هزار و پانصد سال پیش، عرب ها بت پرست بودند، در صورتیکه ایرانی ها بیش از دو، تا
سه برابر این زمان یعنی بیش از سه هزار سال، خداوند ِ یکتا را بعنوان خداوند
قبول داشتند، نام های پروردگار، یزدان، آفریدگار، دادار... نام هائی برای خداوند یکتا
بود و خداوند ایرانی، خداوند خوبی ها و نیکی ها بود و بدی ها را از اهریمن می دانستند.
.
عرب های بت پرست ِ سابق، خدای مورد باور جدیدشان را با زور ِ شمشیر و کشت و کشتار
به مردمان ِ اطراف خودشان تحمیل کردند و با قدرت گرفتن و زیاد شدن ِ تعدادشان، کم کم
به اطراف و کشور های مجاور حمله کردند و مردم جاهای دیگر را با زور و تهدید به کشته شدن،
مجبور به قبول ِ عقیده یه خودشان کردند. و اگر مردمی مثل مردم ایران که یکتا پرست بودند،
خدای پیشنهادی و زورکی ِ آنان را قبول نمی کردند، کشته می شدند.
عرب ها در طول بیست سال توانستند با دروغ و جنگ و حیله های مختلف، کم کم
بر تمام ایران مسلط شوند.
شاید فرار از دست روحانیون مذهبی و مُغ های ایرانی که در همه جا بطور افراطی
در زندگی مردم دخالت می کردند و مردم را از رفتار خود عاصی کرده بودند، به
مقاومت نکردن در مقابل عرب ها، و در بعضی جا ها به پیروزی عرب ها کمک کرده است.
مردم ِ ایران آتش را مقدس می دانستند. عرب ها با تهمت به آتش پرستی، انگیزه ای منفی
در ایرانیان می دمیدند و انگیزه ای قوی برای اعراب ایجاد می کردند که ما یعنی عرب ها،
آنها یعنی ایرانی ها را از آتش پرستی، به پرستش ِ خدای یگانه دعوت می کنیم.
ایرانیان آتش پرست نبودند، به اهورامزدا باور داشتند، و
با اندیشه های بزرگ از زرتشت ِ بزرگ، زندگی می کردند.
آتش، مورد احترام ایرانیان بود و از آن نگهداری می کردند.
و شعار ایرانی، اندیشه و پندار نیک، گفتار و کلام ِ نیک، رفتار و کردار ِ نیک بود.
.
قرآن برای مسلمانان کتابی مقدس است و از آن با احترام نگهداری می کنند
و رفتاری احترام آمیز به قرآن از خود نشان می دهند، نمی توان گفت
این احترام به قرآن دلیل آنست که مسلمانان قرآن پرست هستند.
تورات و انجیل برای یهودیان و مسیحیان، کتابی مقدس است، و از آن ها با احترام نگهداری
می کنند ولی نمی توان گفت آنها تورات پرست یا انجیل پرست هستند.
این کتاب ها مقدس هستند، و احترام به این کتاب ها را نمی توان پرستش گفت.
همانطور هم احترام به آتش را از طرف ایرانیان، نمی توان به آتش پرستی تعبیر کرد، ولی
مسلمانان را هنوز هم می توان بت پرست نامید.
آنها یک مکعب سنگی را مظهری از خانه خدا، برای خدا قرار داده اند و هر سال میلیون
ها نفر به آنجا می روند و به دور ِ آن خانه سنگی دور می زنند (طواف می کنند)
و این کار را، احترام بخدا و یکی از اصول مسلمان بودن می دانند.
.
بت چیزی است که دست ِ بشر ساخته است و آن ساخته خود را پرستش می کند.
.
مسلمانان هیچ دینی را به غیر از دین خودشان قبول ندارند، و جزو دستورات ِ کتاب ِ
مقدسشان هست که غیر مسلمان کافر است، غیر مسلمان دینش قابل احترام نیست،
غیر مسلمان دینش کامل نیست.
ایرانی با اندیشه ای آزاد و انسانی، در زمانی حدود دو هزار و پانصد سال پیش، یعنی
هزار و صد سال پیش از ظهور اسلام، در زمان ِ کوروش بزرگ، داشتن ِ مذهب و دین
و زبان و شغل و کار را برای همه مردم آزاد دانسته بود، و آنها را مجبور نمی کرد
که یا باید اهورامزدا را که ما می گوئیم خدا هست، قبول کنید و یا کشته خواهید شد.
در هیچ دوره ای از تاریخ، ایرانیان مردمان ِ دیگر را بنام خدا نکشتند و نگفتند که چون شما
به آنچه که ما بعنوان ِ خدا قبول داریم، اعتقاد ندارید، پس یا باید باور ما را قبول کنید
و یا کشته می شوید.
ولی مسلمانان از هزار و چهار صد سال پیش تاکنون، میلیون ها آدم را به قتل رسانده اند
و دلیل ِ آنها این بوده است که چون شما الله ما را قبول ندارید، باید کشته شوید.
در ایران، هنوز که هنوز است، افراد ِ مسلمان و مسلط بر کشور ایران،
بنام اسلام، دین بر حق،
مردم را بنام دشمنان ِ خدا و دشمنان اسلام می کُشند.
هنوز هم برای اینکه چون، باور تو با باور ِ ما یکی
نیست، انسانها را به مرگ محکوم می کنند.
چگونه می توان این نیروی ِ مسلط با فکر ِ عقب افتاده و انحصار طلب را از ایران دور کرد
و آزاد اندیشی و تحمل ِ دین های دیگر را، مثل ِ سابق، به ایران باز گرداند؟
.
خانه خدا، در زمان ِ بُت پرستان، خانه خدا بوده است. مجسمه هائی از خدایان یعنی
بُت ها را در آنجا نگه می داشتند و مردم ِ عرب از اطراف ِ عربستان به مکه می رفتند و
برای دیدن و پرستش و نزدیک شدن به بُت ها یا خدایانی که به آن معتقد بودند
در آنجا جمع می شدند.
حالا چرا بعد از آمدن اسلام و اعتقاد به الله، خدای نادیده، باز هم خانه کعبه، خانه خدا
نامیده می شود، آیا هنوز الله، فقط در کعبه هست، آیا الله در جای دیگری نیست؟
در حال حاضر، مهمترین علامت شناسائی و توجه برای الله، خانه کعبه است.
مسلمانان در هر کجای دنیا که هستند، نماز را به سمت ِ کعبه می خوانند.
اگر تا یک کیلومتری در نزدیکی های کعبه نماز خوانده شود، بسوی کعبه خواهد بود.
در حالی که از کشور های دیگر، با یک میلیمتر اختلاف ِ زاویه به سوی کعبه،
با اختلاف بسیار زیاد، از کعبه به سوی دیگری نماز خوانده می شود.
و به دلیل ِ اینکه زمین بصورت کُره است. آنها که چندین صد کیلومتر با کعبه فاصله دارند،
اگر هم بطور دقیق به سمت مکه در نقشه جغرافیائی بایستند باز هم،
بسوی ستارگان ِ  مختلف در فضا، در نیم کُره شمالی یا نیم کُره جنوبی، نماز می خوانند،
بستگی به این دارد که در کجای کُره زمین هستند.
ساکنین زمین در کشور های نیمکره شمالی بسوی ستارگانی
که در نیم کره یه جنوبی فضائی هستند، نماز می خوانند. و ساکنین کشور های
نیمکره جنوبی، به سمت ستارگانی در نیمکره شمالی فضائی نماز می خوانند.
و به دلیل گردش زمین به دور خودش، یکنفر در یک شهر ثابت و در کشوری ثابت
نماز صبح را به سوی ستارگانی می خواند که هنگام ظهر و شب همان نیستند  
و ستارگانی دیگر هستند.
و به دلیل گردش زمین در مسیری بدور خورشید در طول یک سال، همان شخص از همان
مکان ِ ثابت و همان کشور ثابت، هر روز صبح بسوی ستاره ای جدید تر از روز قبل نماز را
می خواند، و تا شب هم بسوی ستارگان جدید تر از ظهر و شب قبل نماز می خواند.
یعنی یکنفر از همان محل و کشور ثابت، در طول سال با هفده رکعت نماز در روز، تقریبن
بسوی شش هزار و دویست مجموعه از ستارگان مختلف نماز می خواند.
.
به باور عرب ها هر چه در آسمان و زمین است به الله تعلق دارد.
همه جا می تواند خانه خدا باشد، یعنی هر خانه ای که هست متعلق به خدا هست.
پس دلیل ِ اینکه کعبه را، یعنی بت خانه سابق را،
هنوز بعنوان خانه خدا می شناسند چیست؟
آیا تنها اون خانه سنگی خانه خداست؟
بقول مولوی بزرگوار:
ای قوم به حج رفته کجائید کجائید – معشوق همین جاست بیائید بیائید.
..
سوز
25 بهمن 1392 – 14.02.2014

۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

درد نامه

درد نامه
..
یک دوست وبلاگی در وبلاگش درد نامه ای در باره " تیسفون " نوشته بود
-----    ------
برایش در نظرگاهش نوشتم:
درود بر شما با دردنامه تیسفون
درد نامه ها بسیار است
از پل سی و سه پل که زیر پایه اش را به اسم تونل مترو ، سوراخ می کنند
و بعد آب را به زاینده رود باز می کنند که شاید این پل زیبا و بی نظیر فرو به ریزد.
بر سر راه رودخانه نزدیک آرامگاه کوروش بزرگ سد می زنند
که آب بالا بیاید تا مقبره بزرگ مرد تاریخ ، نشست به کند .
----  ----
آنها که از حسادت دارند منفجر می شوند با دست عوامل مختلف
در صدد تخریب و نابودی آثار با ارزش و تاریخی ایران هستند.
ای آنهائی که حسادت ، حتی به مردگان ، ولوله در جانتان انداخته است ،
با نابود شدن ارزشمند ها ، ارزش شما بالا نمی رود .
با حقیر کردن دیگران و پائین آوردن ارزش آنان می خواهید ،
حقارت خود را در حد آنان به بینید ، شاید دلتان کمی خنک شود
که آنها هم در حد و مرتبه شما هستند.
ولی خودتان هم می دانید که چنین نیست
و با حقیر کردن دیگران ارزش شما بالا نمی رود .
بدانید که این تلاش شما در خراب کردن های دیگران و دیگر چیز ها ،
آشکار خواهد شد و ننگ بد جنسی و دورنگی هم به حقارت تان اضافه خواهد شد.
از اسکندر کبیر ، یاد به گیرید که دو بار به بازدید آرامگاه کوروش کبیر رفت ،
و دستور داد در حفاظت و نظافت و مراقبت از آن آرامگاه به کوشند
و نام نیک از خودش بجا گذاشت .
ای پلید اندرون ، ای کج اندیش ، حالا که قدرتی در دست داری ،
ننگ و پلیدی و بدی بر خودت و نامت اضافه مکن .
در حمایت از آبادی و نگهداری ارزش های مردمان بکوش
و از این راه نام نیکی برای خود ذخیره کن .
کار پلید و اهریمنی در هر زمان و از دید همگان نکوهیده و زشت است .
از اهریمن و کار های اهریمنی تا ابد الاباد به زشتی یاد خواهد شد ،
پس بکوش نام نیک از خود بجای گذاری.
..
۱۶ آبان ۱۳۸۸ - 07.11.2009