‏نمایش پست‌ها با برچسب ملا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ملا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه

آقایان علما ۳

آقایان علما ۳ 

مبلغین ِ شجاعت ِ امام حسین(ع)


آیت الله دستغیت از عضویت در مجلس خبرگان ِ رهبری استعفا داده است.

او از رئیس مجلس خبرگان سئوال می کند که: از چه چیزی دفاع می کنید؟

.

درود بر این روحانی یه شجاع.

او به وظیفه یه اخلاقی و ایمانی یه خودش عمل می کند.

همه آخوندها و ملاها هم، باید چنین کنند.

آنها یک عمر به مردم توصیه کرده اند که شجاع باشید و علیه ظلم بپا خیزید،

همانطور که آقا امام حسین در مقابل ظلم ایستاد و از حق و عدالت دفاع کرد و

برای ِ دفاع از حق و عدالت، جان ِ خود و فرزندان و خاندان ِ خود را در این راه گذاشت.

.

حالا که ظلم و شقاوت و تعدی به مال مردم انجام می شود،

باید مردم و راهنمایان ِ مذهبی یه مردم، یعنی آخوند ها و ملاها هم

در مقابل ظلم ِ حاکم ِ زمان اعتراض کنند.

در تاسوعا و عاشورا و روزهای ِ قبل از آن، آخوند ها و ملا ها چه می کنند؟

بارها و بارها امام حسین و رشادت او را با آب و تاب بیان می کنند و

شهادت او را بدست حاکم ِ ظالم محکوم می کنند.

و برای ِ لب های تشنه یه امام حسین و فرزندان امام حسین و

شجاعت آقا ابوالفضل در رساندن آب، به تشنه لبان کربلا نوحه می خوانند و

به از دست دادن و بریده شدن دست های آقا ابولفضل در راه کمک

به محتاجان ِ کمک، اشک می ریزند و اشک مردم را در می آورند.

.

کلّ ِ روضه خوانی و نوحه خوانی و سینه زنی و زنجیر زنی در عاشورا،

ستایش و تعریف از بزرگی، از شجاعت ِ آقا امام حسین در دفاع از حق

و ایستادگی و مخالفت در برابر ظلم و حاکم ظالم است. 

.

خوب حالا هم شرایط، همان شرایط ِ زمان ِ امام حسین (ع) است.

حاکم ظالم است و مردم را در فشار و گرسنگی و عدم امنیت و عدم بهداشت نگه

داشته است و در عوض، مال ِ بیت المال یعنی مال ِ مردم را به جای خرج کردن 

برای مردم  ِ بیشتر مسلمان و محروم ِ مملکت و کشور زیر حکومتش در ایران،

در حساب های پسرش و خانواده اش، در لندن و در بانکهای کشور های دیگر

ذخیره کرده است و یا در ونزوئلا و در لبنان و در کشور های افریقائی برای

خرج ِ ازدواج مردم آنجا یا برای خانه سازی در آنجا یا برای ساختن مجلس 

در غزه و ساختن راه ها و پل ها در غزه و کشور های دیگر صرف می کند.

.

در زمان امام حسین هم، حاکم قیافه و ظاهری مذهبی داشت.

معاویه و یزید هم مثل حاکمان امروزی عبا و عمامه یه سیاه به تن داشتند.

لباس ِ آخوندی و عمامه داشتن دلیل بر پاک بودن و مرد  ِ خدا بودن نیست.

.

اگر آخوند و ملائی در شرایط امروز سکوت کند، فقط خودش را گول زده است.

مردم می فهمند که این به اصطلاح «آقا» دارد ریا می کند، این آقا آنچه

گفته است، فقط برای مردم گفته است و خودش اعتقادی به آن ندارد.

و به قول حافظ بزرگوار:

واعظان کین جلوه بر محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار ِ دیگر می کنند

آنها، روحانی ها، به خودشان هم خیانت می کنند، خودشان از خودشان خجالت

می کِشند که به آنچه به آن تبلیغ می کنند، از ترس، خودشان به آن عمل نمی کنند.

.

باید به شجاعت ِ مردانی که روحانیون نام گرفته اند و جرأت و جسارت آن را دارند

که به آنچه که به مردم تعلیم می دهند، خودشان هم عمل می کنند، آفرین گفت.

..

سوز

09 مهر 1390 – 01.10.2011 


۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه

باورهای دینی 1

باورهای دینی 1

 ..

یکی از دوستان ایمیلی فرستاده بود راجع به درآمد عربستان از خانه یه کعبه.

عکس هائی بود از بچه های فقیر ایرانی با شرایط ابتدائی ، محیط غیر بهداشتی

و مکان و محل بسیار بد و نامناسب برای ِ آموزش بچه ها.

و در دنباله قصرهای مجلل و خیلی لوکس با وسایل طلائی یا طلاکاری شده از

حاکمان ِ عربستان.

نوشته شده بود فقط زائران ایرانی در حدود ِ 4.78 میلیارد دلار در آنجا خرج کرده بودند.

یعنی پول به جیب عربستان ریخته بودند که بروند حج تمتع یا حج عُمره به کنند.

.

شعر مولوی واضح و گویا است. او فیلسوفی بزرگ و عارفی عالی قدر است و گفته است:

ای قوم به حج رفته کجائید کجائید - - معشوق همین جاست بیائید بیائید

اما مردم ِ خداپرست ، خانه خدا را آنجا می دانند و برای نزدیکی به خدا این همه خرج

می کنند و به آنجا می روند.

بقول سعدی بزرگوار: هزار بار اگر طواف کعبه کنی - - نی ارزد آنکه بشکنی دلی

خوب چند هزار نفر از مردم ِ درمانده و فقیر می توانستند شرایط بهتری از اینکه

حالا دارند ، با این پنج میلیارد دلار داشته باشند؟

این پول های حج رفتن را در همین کشور خرج کنند و نیت به کنند پیش خدا که ای خدای

مهربان ، برای ِ رضای تو ، ما هزینه تا آنجا آمدن و اقامت در آنجا را خرج ِ این مردم ِ

محتاج ِ کمک کرده ایم.

.

نقل شده است که مردی در سفر به حج در یکی از توقف های بین راه در جائی

هنگام عصر در محل ِ اقامت آن شب ، در اطراف قدم می زد ، مشاهده می کند که

زنی گرفتار چهره و فقیر لباس ، در حالت ِ جستجو به خرابه ای رفت و پس از جستجو

از میان ِ زباله ها مرغی مرده پیدا کرده و به راه ِ خود رفت .

مرد مسافر به دنبال زن فقیر می رود تا به بیند او با این مرغ ِ مرده چه خواهد کرد و

می شنَوَد که زن به بچه هایش مژده می دهد که بیائید برایتان مرغ آورده ام

و مرغ مرده را پخته و خوراک ِ کودکان نمود .

.

آن مرد از سفر به حج منصرف شد و تصمیم گرفت از همانجا به شهر ِ خود برگردد و

هزینه سفر و اقامت در جوار خانه خدا را به آن خانواده بخشید.

آن مرد شب به خواب دید که او دارد مراسم حج را انجام می دهد ، پرسید

این از چه است؟

او را ندا دادند که آن کاری که تو در باره آن زن و بچه هایش کردی ثواب زیارت خانه خدا

و حج را داشت و تو ، به خانه کعبه مشرف شدی بدون اینکه به خانه کعبه قدم بگذاری.

اصل خدمت گزاری و خدا پرستی همین است .

.

آنکه زیارت حج را توصیه کرده ، گفته است: اگر در خانواده مستحقی نیست و توانائی

مالی بیش از احتیاج خانواده هست می توانی به حج به روی وگرنه واجب نیست.

.

کاری که راهنمایان بهشت و خدمت گزاران ِ خانه های خدا می کنند ، مسجد ، کلیسا ،

معبد بودائی و کنشت این است که :

آنها مردمان را به خدا پرستی و خدا دوستی دعوت می کنند و از این راه هدایائی را

برای خدا طلب می کنند و خودشان آن را استفاده میکنند.

قربانی برای خدا را از بهترین ها می خواهند ، گوسفند یا بز یا گاو برای قربانی باید سالم

باشد و شل یا کور یا گر ( مو ریخته) و یا مریض نباشد. از این قربانی عملن متولیان و

کارکنان ِ عبادتگاه ها استفاده می کنند ، خدا که گوشت یا خون ِ قربانی را لازم ندارد.

.

روحانی ها در هر دین و مذهبی ، در تمام ِ طول ِ سال در جای راحت و آرام و امن و هوای

مناسب به سر می بَرَند و توقع دارند که مردم در سرما به لرزند و کار کنند ، در گرما

عرق به ریزند و کار کنند و قسمتی از  پول و نتیجه کار خود را به روحانی ها بدهند تا 

پول زحمت کشیده و عرق ریخته شان حلال شود .

.

آخوندهای شیعه که خمس را هم که فقط در زمان حضرت محمد و در زمان جنگ و غنیمت

گرفتن در 1400 سال پیش مرسوم بوده است با چند تا روایت و حکایت تا به امروز رسمی

کرده اند و درآمدی بیشتر از بقیه روحانی های مذاهب دیگر دارند .

سهم خمس در میان مسلمانان سنی رسم نیست.

آخوند ها و ملاهای شیعه اسامی مختلفی برای درآمد دارند مثل: حق ِ امام ،

پاک کردن ِ مال ، صدقه ، زکوة ، وقف ، خمس که به نظر نمی رسد در بین پیروان

سنی های اسلامی ، همه این ها در حال حاضر معتبر باشد .

روحانی ها برای هر کدام از این عنوان های درآمد قصه ها و داستانهای زیادی تعریف

می کنند که مردم را تشویق به دادن این پول به آنها به کنند و قصه هائی از کم دادن

و به بلا گرفتار شدن مردم ، شایع کرده اند که ترس را بر مردم مستولی نگهدارند که

باید این پول را به « نمایندگان خدا » و راهنمایان بهشت به دهند .

.

کشیش مسیحی ، خاخام یهودی و آخوند مسلمان ، همه شان نسبت به مردم

عادی و فقیر ، زندگی بهتری دارند.

آنها نسبت به انجام اعمال ِ گوناگون با فرم ها مختلف ، درست و خلاف را تفسیر و

تعریف می کنند و از درآمد مردم ِ معتقد به خدا و مردمی که احساس گناه از

عملی را دارند ، برای بخشش ِ گناه شان ، پول دریافت می کنند.

مردم گناهکار با دادن ِ پول به نمایندگان بهشت ،

خود را از بلا ها یا جزاها رها شده فرض می کنند.

.

این منادیان ِ بهشت هستند که همواره زندگی راحت با استفاده از امکانات ِ موجود

زمان خود را داشته اند و برایشان فرقی نمی کند که فرد صدقه دهنده و یا کسی

که برای جریمه گناهش پولی را به روحانی می دهد ، چقدر فقیر باشد و شاید

خیلی محتاج تر از روحانی باشد ،

آنها فقط مردم را دعا می کنند که خداوند آنها را حمایت کند و گناه شان را به بخشد 

مهم اینست که از این راه پول وارد صندوق عبادتگاه و یا جیبت روحانی به شود ، 

بقیه اش قصه است و داستان.

..

سوز

۱۴ آذر ۱۳۸۹  - 05.12.2010 



۱۳۸۹ آبان ۲, یکشنبه

تردید در مبانی اعتقادی و دینی


تردید در مبانی اعتقادی و دینی
..
در اخبار آمده بود:
یک روز پس از اعلام توقف صدور مجوز جدید برای ۱۲ رشته علوم انسانی با محتوای کنونی،
مدیرکل دفتر گسترش وزارت علوم اعلام کرد که توسعه این رشته‌ها و پذیرش دانشجو
در آن‌ها منوط به بازنگری است و این بررسی تا تابستان سال ۹۰ نهایی می‌شود.
.
" رهبر جمهوری اسلامی، در شهریور‌ماه سال ۱۳۸۸ و در پیوند با رویدادهای پس از انتخابات،
از تحصیل «دو میلیون» دانشجو در رشته‌های علوم انسانی انتقاد کرد و
این علوم را مروج شکاکیت و تردید در مبانی اعتقادی و دینی دانست. "
---   ---
یعنی که جوانان، با فراگرفتن علوم انسانی به مبانی دینی و اعتقادی شک خواهند کرد.
یعنی که عزیزان من، شما خودتون فکر نکنید، هرچی که من گفتم گوش بکنید
و عقلتان را بگذارید روی طاقچه و ازش استفاده نکنید.
علوم انسانی را می خواهید چه کنید؟
بیائید من برایتان از آخرت و مار غاشیه و فشار قبر می گویم و همین بس است.
.
هوای ما ( آخوند و ملاها ) را داشته باشید و خرج زندگی ما را بدهید.
برای پاک کردن ِ گناهانتان هم جریمه نقدی تعیین می کنیم ،
آن جریمه را به ما بدهید تا گناهتان پاک شود.
ما دلتان را خوش می کنیم که در آن دنیا بهشت و حوری های درشت چشم
و همیشه باکره دور و برتان پر باشد و در فکر کار کردن و خورد و خوراک نباشید، آنجا
همه چیز برایتان فراهم است.
شما فقط کار کنید و هزینه های زندگی در این دنیای ما را فراهم کنید.
.
اگر درس های این چنینی بخوانید ، متوجه خواهید شد که ما دروغ می گوئیم و
فقط آهوی ناگرفته در دشت را می بخشیم و فقط در ِ باغ سبز را نشان شما می دهیم.
اگر شما به رابط بهشت بودن ِ ما باور نداشته باشید و ما را به عنوان نماینده ی خدا
قبول نداشته باشید، ما دیگر عایدی هائی به عنوان زکوة ، خمس و حق امام
و پاک کردن مال و صدقه و ... نخواهیم داشت.
آن وقت در آمد ما کم می شود و زندگی مان، به سختی خواهد گذشت.
اگر حق امام و صدقات نباشد و از خمس و زکوة سهمی نداشته باشیم، باید کار کنیم.
با کار کردن هم که اینهمه در آمد نمی توانیم داشته باشیم تا خرج چند تا زن عقدی
و صیغه و ده پانزده تا بچه را تامین کنیم.
ما دیگر نمی توانیم در تابستان گرم در اتاقهای خنک و در
زمستان سرد در فضای گرم به نشینیم و کار نکنیم و فقط برای شما قصه آماده کنیم.
.
بله عزیزان، علوم انسانی برای شما خوب نیست، گناه دارد، معصیت دارد.
..
سوز
2 آبان 1389 – 24.10.2010 

۱۳۸۹ مرداد ۷, پنجشنبه

موش با هوش

موش با هوش

..

آورده اند که موشی ز گربه ای ترسید

ز ترس ِ گربه، به گوشه ای نهان به دَوید

گربه گفتا به موش، چرا ز  ِ من هراسانی

مگر محبت من را به ضعیفان، نمی دانی؟

گفت گربه را موش، ای وجودت تا ابد تهدید

کدام موش ز چنگ تو ، به مهر تو به رهید؟

.

عمّ و خال و پسر عمو، خاله

همه دارند ز دست ِ جور تو ناله

ز  ِ هرکدام پسری، پدری، برادر را

به چنگال تیز، شکمت داده ای ماوا

ما به خانه، به انبار، یا به گندم زار

ز  ِ دست ِ تو و باز و شاهین، مانده ایم نزار

.

ز  ِ صاحب خانه، گندم و گردو وُ پنیر

به نهان خورده ایم، کرده ایم شکم را سیر

چون پرده ای از گوشت به ما نمایان شد

نگاه ِ طمع تو و باز، بما دوباره تابان شد

.

ما به چنگ و دندان ، دیواره ها خراشیدیم

راه های ورود و خروج، به انبار تراشیدیم

ز  ِ هر کدام از اتاقهای این خانه

نقبی زده ایم، که می رود به کاشانه

چو بانوی خانه، به گوشه ای، یکی مان دید

ز  ِ ترس ِ زنانه، جیغ صغیری به کشید

هراسان شدند مرد ِ خانه، پسر، دختر

سوی مادر به جیغ صغیر، حاضرند در بَر

یکی جاروو، دگر لنگه کفش، به دنبالند

که خانم خانه، به مرگ ما بیاسایند

اگر ز  ِ دست آنان، به کوششی رها گشتیم

تازه به فکر  ِ چنگ و دندانِ تو، مبتلا گشتیم

.

تو به آسایش و رفاه، بجای ِ گرم و نرم مقام داری

نگه به چپ و راست، که چه سان ما را به چنگ آری

وجود ِ ما ز ِ سعی و تلاش است و مورد ِ تهدید

مفت خوری و بیکاری یه ترا، چه می توان نامید؟

ز  ِ صبح تا به شب به گوشه ای در لَم

پاس نداری ز ِ صاحب ِ خانه، به بیش یا کم

سگ بیچاره، شب تا به صبح بیدار

به عوعو و گوش و نگاه، خانه را پاسدار

به احترام ِ صاحب خانه به پا خیزد

به نزدیک شد ِ آنها، توّجه اش بیامیزد

به وفاداری اش، چپ و راست دُم تکان داده

اگر چه استخوانی بدون گوشت، پیش بنهاده

.

تو چه کردی به صاحب ِ خانه به جز پرخاش

چنگ زدی به دست ِ همگان و، دادی تو خراش

بَر مخدّه و مبل ِ نرم و راحتی یه او

لَم داده ای و چو جای ِ خود به خواهد، می کشی ابرو

چو ز  ِ بد عهدی و گربه صفتی یه تو خبر دارند

ز  ِ بی مهری یه تو، کنار رفته و خود نیازارند

.

محبت و مهر  ِ تو، به من از آن باشد

که خون ز  ِ سینه و گردنم برون پاشد

نقش تو، به سان ِ آخوند محل به مردم بود

کزایشان هدیه گرفت و دروغشان به نمود

تمام ِ عمر به نمایش، کرده قیام و سجود

اندکی سخن و کار  ِ او به کسان، ندارد سود

ز حق ِامام دادن و پاک کردن ِ مال، گفته زیاد

ز سهم زکوة و دفع بلا به آن، می کند ارشاد

.

صبح تا به شب ز کار مردم به گفت و شنود

که مال مردم، بنام خدا، چگونه توان به ربود

به گوشه ای به نشسته و مدام میوو گوید

به کنایه به این، سخن از خدمت ِ دیگری گوید

چنان نگاه به مردم و هدیه شان کرده مدام

که می گذرم ز  ِ کم بودن هدیه و، می کنم اکرام

به لبخندی که این، بزرگی ز ِ من است که می خندم

فقط ، این پوزخند ِ کریمانه را، بر این گناه بندم

.

که شرم داری ز ِ من ِ والامقام و، پیشکشی چنین کوچک

بار دیگر بیاد داری و نیاوری، خمس مال ِ خود اندک

خانه و باغ و بچه و همسر و ماشین

ز ِ جیب دیگران و وقف و هدیه دارد او وُ، همین

بر فریب ِ مردمان، به باغ ِ بهشت و حوری اش کوشد

سخنگوی ِ خدا و، رابط  ِ بهشت شده، مردمان دوشد

مثل ِ گربه، که به گردش به دیگر خانه ها به رَوَد

به هر خانه برای ِ روضه و، بدنبال صیغه و زن ِ بی آقا، به رَوَد

.

راحت و امن ِ من، به دووری ز ِ تو، چو دووری یه مردم ز ِ ملّا بوود

آن که دوور ز ِ ملّا و آخوند به سَر آورده است، نمودست سود

..

سوز

29 تیر 1389 -  21.07.2010