‏نمایش پست‌ها با برچسب #امید‎. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #امید‎. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ اردیبهشت ۹, دوشنبه

شوق دیدار

شوق دیدار
..
ماه رفته است، کفش هایش را بیاورد
برای گردشی در راه یک ماهه اش
ابرها، غبار آب پاشیده اند در راه آسمان
و ستاره ای پیدا نیست، و راه ناپیدا
نور ِ امید ِ‌ دیدار ِ تو، در دل روشن است
تا بیابد راه را،‌ و به پاید چاه را
آواز قو، که ز ِ تنهائی ندا دهد
راه می نماید که دوُر زنم
صخره های نا امیدی را به سوی تو
قلب ام از شوق ِ دیدار تو، بی تاب می تپد
صدای گام هایم به سوی تو، همراهی ام می کنند
و ندا می دهند مانند جَرَس ز ِ کاروان
که راه پیموده می شود و دیدار نزدیک است
..
سوز
۲۹ بهمن ۱۳۹۷ -  18.02.2019

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۱, سه‌شنبه

امید

امید ‎
..
کمان ، ابروی ِ شوخ چشمش ، امیدم به کُشت
به تیر ِ نگاهش ز پهلوی دیده ، به خشم درشت
ز درد ِ جگر سوز ِ آن پُر عتابش ، نگاه
بلرزید قلبم ، همی دست و زانو و پشت
.
مرا پرتو ِ مهر و رویت ز صحرا به داشت
زکار و، ز ِ کشت و تلاشم همی دور داشت
بسان غلامان ِ بی مزد ، بدون ِ مواجب کنیز
بدربانی ِ خاک کوی ات ، مرا پیشه داشت
.
مرا جام ِ چشمت، بدادم شراب و، وجودم سُرور
به پیش رقیبان ، به رفتم به باد و تمامی غرور
کنون بی توان بی امید ، خسته از دیدن ِ بامداد
نخواهم که امید وصل و کنارت سپارم به دور
.
به سعی و تلاش ِ تمام چاره جو میروم روز و شب
به اندرز خواهم چه سان، پای دارم این، سوز و تب
چو پندار و گفتار و کردار ِ من ، با همه نیک بود
نشاید سزا از جهان، جز سُرور و نشاط و طرب
..
سوز
06.05.2008