‏نمایش پست‌ها با برچسب ستاره. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ستاره. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ اردیبهشت ۹, دوشنبه

شوق دیدار

شوق دیدار
..
ماه رفته است، کفش هایش را بیاورد
برای گردشی در راه یک ماهه اش
ابرها، غبار آب پاشیده اند در راه آسمان
و ستاره ای پیدا نیست، و راه ناپیدا
نور ِ امید ِ‌ دیدار ِ تو، در دل روشن است
تا بیابد راه را،‌ و به پاید چاه را
آواز قو، که ز ِ تنهائی ندا دهد
راه می نماید که دوُر زنم
صخره های نا امیدی را به سوی تو
قلب ام از شوق ِ دیدار تو، بی تاب می تپد
صدای گام هایم به سوی تو، همراهی ام می کنند
و ندا می دهند مانند جَرَس ز ِ کاروان
که راه پیموده می شود و دیدار نزدیک است
..
سوز
۲۹ بهمن ۱۳۹۷ -  18.02.2019

۱۳۹۲ شهریور ۹, شنبه

نور بر تاریکی پیروز است

نور بر تاریکی پیروز است

..

آنچه را آسمان تاریک شب می پنداریم، پُر از نور است ولی ما، نور را نمی بینیم.

.

وقتی به آسمان ِ‌ شب نگاه می کنید‌، تاریکی و نقاط ریز و روشن بنام ستاره می بینید‌‌‌.

در این میان چند سیاره هم هستند‌، یعنی کره ها یا اجسامی که بدور ِ‌ خورشید می گردند 

و از خودشان نوری ندارند و فقط نور ِ خورشید را به ما بر می گردانند‌‌..

هالی‌‌، نام ِ ستاره ای دنباله دار است که با فاصله های زمانی یه طولانی بدور ِ‌ خورشید 

می چرخد و آنچه بنام ِ‌ دنباله از آن می بینیم‌، به گفته یه آگاهان‌،‌ ذرات ِ پودر ِ‌ یخی 

هست که بصورت دنباله در پی ِ‌ این جسم ِ‌ آسمانی کشیده می شوند و انعکاس ِ‌ نور ِ 

آفتاب بر آن‌، این ستاره را بصورت ِ‌ستاره ای دنباله دار نشان می دهد.

این ستاره یه دنباله دار هم از خود نوری ندارد و فقط نور ِ‌ خورشید را به ما بر می گرداند.

در فضای ِ‌ آسمان ِ‌ ما، از خورشید تا پلوتو‌، در منظومه یه شمسی‌، به هر کجا که نگاه

کنید‌، در شب‌‌،‌ تاریکی دیده می شود‌،‌ مگر سیاره ای چون مریخ، مشتری یا زحل 

که نوری مثل ِ‌ ستارگان را از آنها می بینیم.

اگر چند تا سیاره یه دیگر هم مثل مشتری و مریخ و زحل در منظومه یه شمسی یه 

ما بودند‌، ما، از انعکاس ِ‌ نور ِ آنها‌، پی به وجود آنها می بردیم.

یعنی اگر صد یا هزار تا سیاره در منظومه شمسی بودند‌، ما همه آن ها را می دیدیم‌، 

چون آنها نور ِ خورشید را منعکس می کنند و از برگشت ِ‌ نور ِ‌ آنها به خودمان‌، 

به وجود ِ‌ آنها پی می بریم‌.

این جا‌، نور‌‌‌‌،‌ وجود ِ خود را نشان می دهد‌، یعنی از خورشید تا پلوتو‌، نور ِ خورشید‌‌، 

به صورت ِ یک کُره‌،‌ در تمام ِ‌ نقطه های منظومه یه شمسی پخش است.

اگر کُره ای بزرگ را فرض کنیم که مرکز آن خورشید و قُطر ِ خارجی یه آن 

پلوتو باشد‌، و درون ِ این کُره را‌، پر از مایع فرض کنیم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، می بینیم که در همه جای ِ‌ 

این کره مایع است.

حال بجای این مایع ِ درون ِ کُره‌، چیزی که نام آن نور است را می گذاریم. و می شود 

قبول کرد که در همه جای ِ این کُره بجای مایع، نور است‌، ولی ما فقط تاریکی

 را می بینیم چون جسمی نیست که این نور را به ما برگرداند تا وجود ِ‌ آن جرم یا 

جسم را در آنجا حس کنیم.

.

فرض کنیم هزاران سیاره مثل مشتری، بزرگ و همگی کنار ِ هم، ردیف وار 

و در مدار مشتری بدور خورشید می چرخند. آنچه ما خواهیم دید یک خط نوری 

بهم چسبیده و مانند حلقه ای نورانی به دور ِ خورشید، در آسمان می باشد. یعنی در 

هر نقطه ای از دایره ای که سیاره ها بدور خورشید می چرخند نور وجود دارد و 

یک دلیل دیگر هم این است که 

در هر کجای منظومه  که سیاره ها هستند ما آنها را نورانی می بینیم.

.

پس آنچه که ما در آسمان ِ شب می بینیم‌، تاریکی نیست‌، کمبود ِ‌ برگشت ِ نور

به سمت ِ‌ خودمان هست.

یعنی نور در کُره ای فرضی به مرکز ِ‌ خورشید و به قطر ِ‌ خارجی یه پلوتو‌، در 

همه جا هست و فقط چون برگشتی از برخورد نور با جسمی بزرگ نیست‌، 

ما آسمان را تاریک می بینیم‌، در صورتیکه نور در آنجا هست‌. در آسمان ِ شب، 

نور هست و فقط انعکاس ِ نور نیست.

آسمان ِ شب هم پر نور است ولی ما به سبب برنگشتن این نور به سمت خودمان 

آسمان را تاریک می انگاریم. آنچه می بینیم تاریکی و ظلمت نیست، 

بلکه نبود ِ برگشت ِ نور است.

آنچه را که آسمان تاریک شب می پنداریم، آسمانی پُر از نور است ولی ما، 

نور را نمی بینیم.

.

ندیدن ِ نور، دلیل ِ نبودن ِ نور نیست، نور هست. ما، نشانگر ِ مناسب که با شرایط ما

هماهنگ باشد، برای دیدن را نداریم.

این شرایط در بسیاری از حالت های احساسی و عاطفی هم وجود دارد. باید به دنبال

وسیله و نشانگر باشیم تا بتوانیم درک بهتری از دور و بری هایمان داشته باشیم.

..

سوز

5 مهر 1391 – 26.09.2012



۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

ستاره


ستاره
..
آسمان ابر است و پائیز
شوق ِ دیدار ِ ستاره ، در دل است، لبریز لبریز
آن ستاره در دلم در جای خود هست
ابر پائیز است میان ِ ما دوتا ، آویز آویز
..
سوز
05.12.2010

۱۳۸۸ فروردین ۲۲, شنبه

جهان

جهان
.‫‫.
‫سفر کردن با اندیشه و تصور چه ‫سریع است و آسان است.
‫‫شاید بتوان گفت سریعترین وسیله سفر و جابجائی همین تصور و پندار است که
‫‫در یک لحظه میلیون ها سال نوری را طی می کند. و ما را از این سر به آنسر دنیا می برد.
‫‫با یافته های جدید امروزی، با مشاهده عکس های کهکشان ها و ستاره های دوور،
‫‫عمر جهان را به سیزده و اندی میلیارد سال نوری تخمین زده اند.
‫یعنی اگر از ‫امروز با سرعت نور حرکت کنیم و در زمان به عقب برگردیم، سیزده و اندی
‫‫میلیارد سال نوری طول ‫میکشد که به *بیگ بنگ* یا انفجار بزرگ یا شروع پیدایش
جهان امروز ‫‫به رسیم. ٭نور در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر سرعت دارد٭
‫.
‫‫‫حالا آیا چقدر طول کشیده است که این همه کهکشان ها و سحابی ها و ستاره ها بدور
‫‫نقطه یه انفجار بزرگ جمع شده اند، معلوم نیست.
‫‫می گویند در اثر جمع شدن این مقدار ماده که در جهان است، در یک نقطه، آنچنان
‫‫فشار و گرمايی بوجود آمده که باعث شده که انفجار بزرگ پدید آمده است. و از آنزمان
‫‫تا بحال جهان در حال گسترش است. یعنی همه یه کهکشان ها و سحابی ها و کرات داخل
‫‫آنها، همه دارند از همدیگر دور می شوند و باصطلاح جهان در حال انبساط و بزرگتر شدن است.
‫‫با دانش امروز، مواد مختلف موجود در طبیعت را با مشخصات و اجزای ثابت تعیین کرده اند.
‫‫یعنی هر جسمی را، هر ماده ای را تشکیل شده از یک مرکز اتم و الکترون یا الکترون های
‫‫اطراف میدانند. به نسبت سبکی و سنگینی مواد، پروتون و نوترون کمتر یا بیشتری دارند
‫‫و به همان تعداد هم الکترون اطراف آنها می چرخند.
‫‫ما همچنان در مسافربر اندیشه و تصور نشسته ایم و بداخل اتم سفر می کنیم و آنها را
بررسی می کنیم. ‫‫به نظر می رسد نوع پروتون ها، نوترون ها و الکترون های مواد مختلفی
مثل: هیدرژن و کربن و آهن ‫‫همه دارای یک جنس هستند و نباید فرقی با هم
داشته باشند و فقط تفاوت در تعداد آنهاست که خاصییت ‫‫و شرایط اتم ها را
با هم متفاوت می کند.
‫‫آیا جنس و مشخصات پروتون با نوترون فرق می کند؟ شاید و یا باید چنین باشد.
‫‫چون نوترون سنگینی یه اتم را تشکیل می دهد ، ولی پروتون نه.
‫‫جنس بار الکتریکی ِ نوترون خنثی هست، ‫ولی پروتون مثبت است.
‫‫جنس الکترون بسیار سبک است و بار منفی دارد.
‫‫پس تا اینجا سه جور جنس مختلف داریم
‫‫.
‫‫حالا یک چهره یه چهارم هم خود را نشان می دهد و آن نیروی
‫‫جاذبه هسته اتم است.
‫‫این مجموعه سه تایی با هم یک رابطه یه کشش و گریز دارند.
‫‫در این رابطه، هسته مرکزی، نیروی جاذب دارد و الکترون را ‫‫مهار کرده است
و نمی گذارد از حوزه جاذبه، با نیروی گریز از مرکز، دور شود.
‫.
‫این چه نیروئی است و از چه چیزی تشکیل شده است که الکترون
‫را با آن سرعت نزدیک به سرعت نور و با وزن اندکش می تواند
‫همواره بدور خود نگهدارد و نگذارد از این مدار خارج شود.
‫یک پدیده یا نیروی پنجم هم در این جا نمایان می شود و آن نیروی
‫اولیه ای است که این الکترون را بگردش وا داشته است و هم چنان به
‫گردش آن تداوم می بخشد. آن چه نیروئی هست و از کجا ادامه دارد؟
‫.
‫فرض کنید در یک چمنزار وسیع که دور و برتان هم کسی نیست، یک
‫سنگ را به یک نخ کلفت می بندید و گره می زنید که سنگ از نخ رها نشود.
‫و سر دیگر نخ را بدست می گیرید و شروع می کنید آن سنگ و نخ را بدور
‫سر خود به چرخانید. خوب حالا با تمام قدرت خود سعی می کنید این سنگ،
‫با نخ بسته به آن را دور سرتان بچرخانید. بعد از چند دقیقه خسته می شوید
‫و کم کم گردش سنگ را بدور خود آهسته می کنید و سنگ و طناب را با
‫احتیاط از حرکت باز می دارید و آنرا بزمین می گذارید.
‫در شکلی که از این گردش بیضی وار، سنگ و نخ بدور شما دیده می شود.
‫نخ ِ رابط بین شما و سنگ را می شود نیروی جاذبه تصور کرد که مانع
‫فرار سنگ از مدار دور سرتان می شود، و همیشه آنرا در فاصله ای معین
‫(طول نخ) در اطراف شما نگهمیدارد. ( چهارم)
‫نیروی محرک چرخاننده و به سرعت رساندن آن سنگ، شما بودید که بعد از
‫مدت کوتاهی انرژی تان تمام شد، ولی نیروی یه گردش دهنده یه الکترون
(سنگ) ‫میلیون ها سال است که آنرا همچنان در گردش نگاه داشته است. (پنجم)
‫اگر این نیرو برای ِ ادامه یه چرخش الکترون نبود که الکترون از مدار گردش
‫خود به سوی مرکز جذب می شد و دیگر اتمی به شکل قبلی وجود نداشت.
‫این پنج پدیده و انرژی یا وضعییت را چگونه می توان توجیه کرد؟‫
-          ‫در مرکز ِ اتم: پروتون
-          در مرکز ِ اتم: نوترون
-          در مدار ِ اتم: الکترون
-          جاذبه مرکزی، که الکترون را دائم بطرف خود می کشاند
-          انرژی محرک و به دَوَران آورنده یه دائم الکترون
‫چون بنیان و اجزاء تشکیل دهنده در تمام موادی که ما می شناسیم،
‫از این، یا با این پنج جنس و انرژی ساخته شده اند، می توان گفت:
‫تمام هستی که ما می شناسیم با این پنج حالت یا موضوع سر و کار دارند.
‫چه کسی می تواند با توضیحی بیشتر و ساده تر و بهتر در این زمینه کمک باشد؟
‫..
‫سوز
۲۰ اسفند ۱۳۸۷ − 10.03.2009