‏نمایش پست‌ها با برچسب #اشک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #اشک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ مرداد ۸, سه‌شنبه

سحر

‫سحر
..
‫‫فرح انگیز و طربناک بُوَد وقت سحر
‫ز گل و باغ‫ ، نفس ِ تر، نور تابان ز قَمَر‫‫
‫چشم آلوده بخواب و اندکی اشک به بر
‫اشک شوق است ز دیدار صبا بار دگر
یا که حسرت به ، گذر از شب ِ دلدار به بَر
..
سوز
29.07.2008

۱۳۸۷ تیر ۱۱, سه‌شنبه

عشق

عشق
‫شعر شاعر اول :
‫ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیآموز
‫کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
‫-
‫دیدگا ه دیگر :
‫جان داده یه عشق را ، بر آواز زمان نیست
‫کان مرغ بر این ماتم و ، پروانه ، فغان است
‫گر سوز دل ِ عشق ، تو چون شمع ، شنیدی
جاری شدن اشک ، ز سوز ِ دل پروانه بدیدی
‫..
‫سوز
05.06.2008