۶ فوریهٔ ۲۰۱۰

وطن

وطن
‎.‎‎.‎
وطن‏ ‏در‏ ‏دست‏ ‏ِ ‏نادانان‏ ‏اسیر‏ ‏است
ندا‏ ‏از‏ ‏بهر‏ ‏ِ ‏آزادی،‏ ‏کبیر‏ ‏است
جوابش‏ ‏را‏ ‏گلوله،‏ ‏در‏ ‏نفیر‏ ‏است
نجاتش‏ ‏د‏ ‏ِه‏ ‏کنون،‏ ‏فردا‏ ‏که‏ ‏دیر‏ ‏است
‎ ‎
زمین‏ ‏در‏ ‏خون،‏ ‏ز‏ ‏ِ ‏آزاد‏ ‏و‏ ‏دلیر‏ ‏است
و‏ ‏خاک‏ ‏از‏ ‏خون‏ ‏ِ ‏آزادان،‏ ‏خمیر‏ ‏است
که‏ ‏این‏ ‏نان،‏ ‏بر‏ ‏ستمکاران‏ ‏فطیر‏ ‏است
آخوند‏ ‏ِ ‏دو‏ ‏تومن،‏ ‏اینجا‏ ‏امیر‏ ‏است

به‏ ‏سالوس‏ ‏و‏ ‏ریا،‏ ‏آخوند،‏ ‏پیر‏ ‏است
به‏ ‏تزویر‏ ‏بیشه‏ ‏را،‏ ‏ملا‏ ‏که‏ ‏شیر‏ ‏است
‎"‎خدا‏ ‏فرموده‏ ‏است‏"‏،‏ ‏نان‏ ‏و‏ ‏پنیر‏ ‏است
و‏ ‏گوش‏ ‏خلق‏ ‏ازین‏ ‏اوهام‏ ‏سیر‏ ‏است
‎ ‎
ریا‏ ‏در‏ ‏دین،‏ ‏کِهین‏ ‏تا‏ ‏به‏ ‏مَهین‏ ‏است
دوروئی‏ ‏در‏ ‏لباس‏ ‏ِ ‏دین،‏ ‏سفیر‏ ‏است
دورنگی‏ ‏صاحب‏ ‏ِ ‏دین‏ ‏بر‏ ‏جبین‏ ‏است
ولی‏ ‏یه‏ ‏امر،‏ ‏فقط،‏ ‏اینجا‏ ‏کبیر‏ ‏است
‎.‎‎.‎
سوز
‎ ‎‎۱‎‎۱‎آذر‏ ‏‏۱‏‏۳‏‏۸‏‏۸‏‏ ‏‏−‏‏ ‏‏۱‏‏۶‏‏ ‏بهمن‏ ‏‏۱‏‏۳‏‏۸‏‏۸‏
‎ ‎‎0‎‎2‎‎.‎‎1‎‎2‎‎.‎‎2‎‎0‎‎0‎‎9‎‎ ‎‎–‎‎ ‎‎0‎‎5‎‎.‎‎0‎‎2‎‎.‎‎2‎‎0‎‎1‎‎0‎

۳ فوریهٔ ۲۰۱۰

سازمان ملل دیگری باید ساخت


سازمان ملل را باید شست ، سازمان ملل دیگری باید ساخت
-----     -----
۹ ‎نفر دیگر در ایران اعدام می شوند
ده روز پس از اعدام دو نفر به اتهام شرکت در ناآرامی‌های پس از انتخابات،
حجت‌الاسلام ابراهیم رئیسی، معاون اول قوه قضاییه، دوشنبه شب اعلام کرد که
«۹ نفر دیگر نیز به زودی اعدام خواهند شد».
به گفته او، این افراد «با انگیزه براندازی نظام در اغتشاشات حضور یافته‌اند».
-----     -----
شنیدن این اخبار : اعدام مردم ایران شدیدا تاسف بار و دردناک است.
چه باید کرد؟
خیلی از ایرانی ها و خارجی ها می دانند که این اعدام ها ناروا و دلایل این اعدام ها
موهوم و پا در هوا است.
بسیاری از مردم ایران و کشور های خارجی می گویند :
مردم را اینطور خشن سرکوب نکنید.
بعد از اعدام ها هم سازمان ها و گروه های ایرانی
و خیلی از کشور های خارجی این اعدام ها را محکوم می کنند.
نتیجه ؟
اعدام ها ادامه دارد و مردم بی دفاع ایران نابود می شوند.
اخطار ها و محکوم کردن ها توصیه و پیشنهاد وار است و عملی نیست.
عملا چکار باید کرد که جلوی این ناروایی ها و ظلم ها گرفته شود؟
-----    -----
سازمان ملل را باید شست ، سازمان ملل دیگری باید ساخت
( روح سهراب سپهری شاد)
--
سازمان مللی که به گوید :
آهای شما !!
شمائی که مردم آن کشور را اذیت می کنید،
شمائی که آنها را نابود می کنید.
بس کنید، رفتار خود را اصلاح کنید!
و اگر ادامه داده شد، بلافاصله با نیروهای چند ملیتی با تمام قوا و سریع،
سران کشور را دستگیر و برای محاکمه بفرستند و کشور را
به دست خود مردم و نمایندگان جدید مردم بسپارند.
اگر نمایندگان جدید هم روزی خطا هائی آنچنان بزرگ کردند،
گوش آنها را هم بگیرند و در دادگاه به نشانند.
آنوقت هیچ نماینده مردم، (رئیس جمهور) دست از پا خطا نمی کند.
..
سوز
کنستانس ۱۳بهمن ۱۳۸۸ – 02.02.2010

۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۰

خار سر دیوار

خار ِ سر  ِ دیوار
..

“من از روئیدن خار ِ سر  ِ دیوار دانستم

که ناکـَس کـَس نمی گردد ازین بالا نشنینی ها”
..
من از روئیدن خار ِ سر  ِ دیوار دانستم ،

که خار هم می تواند بالا نشین باشد.

ولی آیا آن جای گـُل را می گیرد ،

آیا آن زیبائی یک گـُل را می تواند ارائه بدهد ؟

در مقایسه کردن ِ یک تک گـُل بالای دیوار

با یک بته خار ،

کدام یک بیشتر احساس زیبائی را پدید می آورد؟

-

پیکر ِ خار، ویژگی های خار و نمادهای دیده شده از خار

در گذشته ، این پندار را دارد که از آن نمی توان

توقع بوی خوش و احساس خوشی و زیبائی داشت.

-

آنکه خار هست و خود را بالا نشانده و بزور خود را

گـُل می نماید و جلوه می فروشد که من زیبا هستم ،

من دیدنی هستم ، با دیدن من احساس شادی و

زیبائی داشته باشید !

آبروی خود را می بَرَد و زحمت ما می دارد.

-

جای خار در میان گلزار نیست ، به بیابان زیبنده است.

هر چیزی جای خودش را دارد.

خار باید بجای خودش برگردانده شود و کار خودش را

در جای خودش انجام دهد.

یکی پرسید آیا می شود .

آن دیگری جواب داد: می شَوانیم

(یعنی ما کاری می کنیم که بشود ، ما شدنی اش می کنیم)

-

جهان چون چشم و خط و خال و ابروست

که هر چیزی بجای خویش نیکوست.

..
سوز
کنستانس  ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ – 21.01.2010

۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۰

‏‫‫فرعون زمان ‏

 ‏‫ ‏
‏‫‫فرعون زمان ‏

‏‫.. ‏

‏‫وقتی صحبت از فرعون می‌شود ، خیلی ها او را می‌شناسند. ‏

‏‫از رفتار او خیلی ها بد می‌گویند، تقریبا همیشه از او به بدی ‏

‏‫شنیده ام، کسی تعریفی از فرعون نمی‌کند. ‏

‏‫راستی کدامیک از مردمان بعد از او که از فرعون بد می‌گویند، ‏

‏‫او را ‫دیده اند؟ ‏

‏‫‫آیا قیافه او یادشان می‌آید، آیا شکل ظاهری او را می‌شناسند؟ ‏

‏‫ولی اکثرا به بدی از او صحبت می‌کنند. آنچه از فرعون باقی ‏

‏‫مانده است، یادی از رفتار ِ بد و ظالمانه و غیر انسانی اوست. ‏

‏‫در این چند هزار ساله کسی با او تماسی نداشته است ، ولی ‏

‏‫از پس دیوار هزاران سال، خاطره و یاد‌ بود او، یاد و نام و شهرت ‏

‏‫فرعون با بدی و ظلم همراه است و کسی مایل نیست ‏

‏‫برای فرعون دلسوزی یا هم دردی بکند. ‏

‏‫آنچه از فرعون بجا مانده، رفتار و شیوه و نوع این رفتار است. ‏

‏‫ ‏

‏‫رفتارهای صاحبان قدرت در حکومت های امروزن هم، ‏

‏‫گاهی با رفتار فرعون مقایسه می‌شود. ‏

‏‫فرعون بودن شکل و قیافه یه خاصی نمی‌خواهد. ‏

‏‫رفتار و کردار شخص حاکم، او را مشابه فرعون قرار می‌دهد. ‏

‏‫اگر حاکم، کلاه یا عمامه یا تاج به سرش بگذارد هم، ‏

‏‫فرقی نمی‌‌کند، او را به فرعون مشابه می‌دانند ‏

‏‫و رفتارش را نمی‌پسندند. ‏

‏‫پس از مرگ یکنفر، یاد‌آوری کردن از فرد از دنیا رفته، ‏

‏‫وقتی با خوبی یاد می‌شود، خوشایند یاد‌آورنده است ‏

که خوبی های شخص بآن دنیا رفته را بیاد می‌آورد‫. ‏

‏‫و اگر به زشتی های رفتار و اعمال شخصی که ‏

‏‫بآن دنیا رفته است فکر کنند یا در باره یه آن صحبت ‏

‏‫کنند، گوینده و شنونده صورتشان را در هم می‌کشند ‏

و با حرص و غضب و حالت فحش‌آلود‫ در باره آن ‏

‏‫صحبت می کنند. ‏

‏‫آنچه بیاد می‌ماند، نه کاخ و نه قیافه و شکل است. ‏

نوع ِ رفتار، و یادی از آن رفتار، بیاد می‌ماند‫ ‏

‏‫بقول شاعر و فیلسوف بزرگوار مان سعدی ‏

‏‫نام نیکت گر بماند برقرار ‏

‏‫به کزآن ماند سرای زر نگار ‏

‏‫.. ‏

‏‫سوز ‏

‏‫کنستانس ۱۶ دی ۱۳۸۸ − 06.01.2010 ‏

۴ ژانویهٔ ۲۰۱۰

‏‫جنگ موجه ‏

‏‫جنگ موجه ‏


‏(‫تصور ، حادثه یا تئاتر 3) ‏

‏‫.. ‏

‏‫آقای باراک اوباما در هنگام دریافت جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۹ ‏

‏‫سخنانی بیان کرد که در آن اشاره هائی به ناگزیر بودن ‏

‏‫از جنگ کردن و مجبور شدن به جنگ را ، نوعی ناچاری ‏

‏‫اعلام کرده است : ‏

‏----- ‫اوباما گفت که جنگ گاهی اجتناب‌ناپذیر است، ‏

‏‫و او نمی‌تواند در برابر خطراتی که ایالات متحده را تهدید می‌کند، ‏

‏‫منفعل بماند. او درگیری آمریکا در افغانستان و عراق را ‏

‏‫نمونه‌هایی از "جنگی موجه" دانست. ‏

‏‫اوباما در دفاع از "جنگ موجه" گفت: ‏

‏‫ «بدون اسلحه امکان غلبه بر هیتلر وجود نداشت. ‏

‏‫با مذاکرات مسالمت‌آمیز نمی‌توان رهبران القاعده را قانع کرد ‏

‏‫که سلاح خود را زمین بگذارند.» ‏‎-----‎

‏‫ ‏

‏‫رئیس جمهور امریکا در هنگام دریافت جایزه صلح ‏

صحبت ‫از اجبار به جنگ کردن می کند . ‏

‏‫یعنی آیا این یک نوع عذر خواهی کردن از پیش است ، عذر خواهی ‏

‏‫برای رئیس جمهوری که جایزه صلح گرفته و کمی بعد از آن مجبور می شود ‏

‏‫و فرمان حمله و فرمان آغاز جنگ را بنا به « مصالح ملی » صادر می کند ؟ ‏

آیا این یک اعلام‫ جنگ به جمهوری اسلامی و سران مذهبی و ‏

سلاح اتمی طلب ِ آن است؟ ‏

‏‫آیا این سخنان برای اخطار دادن به سران کشور های بحرانی ‏

‏‫و ناآرام ‫منطقه خاورمیانه یا کره شمالی است ، ‏

‏‫در اخبار همین هفته نوشته بودند : ‏

‏‫کشورهای خاورمیانه و ‫حوزه خلیج فارس در ‏

‏‫یکی دوسال اخیر ، بیش از ۱۰۴ میلیارد دلار اسلحه خریده اند. ‏

‏‫آیا اگر منطقه آرام بود ، چنین سفارش اسلحه و خرید آن ‏

‏‫از طرف کشور های بدون نگرانی در منطقه ، پیش می آمد ؟ ‏

‏‫از یک طرف این فکر آرامش بخش است که این همه هیاهو ‏

‏‫یکنوع جنگ زرگری است و منظور اصلی فروش ابزار و وسایل ‏

‏‫جنگی است و در واقع ‫جنگی پیش نخواهد آمد . ‏

‏‫از طرف دیگر این فکر پیش می آید که خوب اگر یکی از واسطه ‏

‏‫ها یا فروشنده ها بخواهد به ‫این مسئله ، یک کمی لعاب بدهد ‏

‏‫و به فکر فروش مواد پشتیبانی و تدارکاتی این وسایل جنگی ‏

‏‫باشد ، زیرا ، خوب از این وسایل باید استفاده بشود که خراب بشود ‏

‏‫تا آنها بتوانند قطعات یدکی و پشتیبانی آنرا تامین کنند. ‏

آنوقت چه پیش خواهد آمد ؟ ‏

آنوقت امریکا که نقش پرچم دار صلح جهانی را بازی می کند ‏

‏‫و در همه جای دنیا نیروهای نظامی اش برای برقراری صلح ‏

‏‫حاضر است چه خواهد کرد ، و به نفع کدامین وارد صحنه خواهد شد ؟
‏‫.. ‏

‏‫سوز ‏

‏‫کنستانس ۱۹ آذر ۱۳۸۸ − 10.12.2009 ‏

۳۱ دسامبر ۲۰۰۹

سازمان ملل ، عاشورا ۱۳۸۸

سازمان ملل ، عاشورا ۱۳۸۸
..
در دو سه روز گذشته و امروز ، اخبار راجع به مراسم عاشورا در ایران
و تهران را می دیدم و می شنیدم .
گاهی اشگ ِ تاثر جلوی دیدن را تار می کرد و از چشم جاری می شد.
احساس همدردی با مردم این سرزمین ستم دیده ،
احساس ناتوانی در کمک به رفع این بلا و ستم ، از مردم این جامعه.
احساس تاسف ، و تفکر به راه های گریز ، یا جلوگیری از این ستم و
زور گوئی و قدرت طلبی حاکمان ِ جامعه .
این احساس ِ ضعف ، بطور طبیعی ، احساس کمک طلبیدن را تقویت میکند.
کمک !؟ کمک از چه کسی ؟ کمک از کجا ؟
امام حسین (ع) در صحرای کربلا ندا داد :
آیا کسی هست که مرا یاری دهد و کمک کند؟
مردم ایران از چه کسی می توانند طلب یاری کنند؟
در یکطرف یک دولت است با پول و قدرت اجرائی و سربازان و پلیس
و عوامل مختلف با لباس شخصی و مسلح و بدون محدودیت و
آزاد از باز خواست و جوابگوئی ، هر کاری که می توانند می کنند.
از طرف دیگر مردم ، آزادیخواه و صلح جو با دست خالی و حد اکثر
دستی به بالا به عنوان ِ اعتراض .


مردم خواهان ِ آزادی های ِ اجتماعی و حقوق بشری ِ خود هستند.
ولیحکومت می گوید :
نگوئید بجز آنچه که من می خواهم ،
کاری نکنید بجز آنچه که من می گویم ،
نپوشید بجز آنچه که من می گویم ،
نخندید بجز زمانی که من می گویم ،
گریه کنید هر زمان که من می خواهم
نخورید بجز آنچه که من می گویم
ننوشید بجز آنچه که من می گویم ...

و بعضی از دولت های خارجی هم که از وجود این رهبران
سود می برند و منافعی برای کشور خود بدست می آورند،
بودن این افراد در قدرت را توجیه می کنند .
آن کشور ها ، با عوامل اطلاعاتی ، تبلیغاتی و نفوذی ِ خود
در جامعه داخلی و جامعه جهانی از این حکومت حمایت می کنند.
وبعضی از کشور های قوی می گویند : این مسئله داخلی است ،
ولی اینطور نیست . این مسئله یه جامعه جهانی است.

وقتی در کشور امریکا و خیلی از کشور های اروپا ، پدر یک خانواده ،
فرزندانش را اذیت بکندیا آنها را کتک بزند ، دولت ، پدر خانواده را از
خانواده جدا می کند . خانواده را تحت حمایت ِ خود می گیرد و
پدر خانواده را مورد سئوال قرار می دهد و او را مجازات می کند.
حکایت ِ دولت ها با مردم یک کشور هم مانند پدر و خانواده است.
اگر پدر معنوی و یا مَجازی یک کشور مردمان خود را کتک میزند
و یا مخالفان ِ عقیده یه خود را اعدام می کند ، و یا به بهانه های
واهی به زندانهای طولانی محکوم می کند ، باید جامعه جهانی
گوش این پدر را بگیرد و به گوشه ای بنشاند و او را محاکمه کند.
و مردم کشور مانند فرزندان ِ این پدر مجازی باید مورد حمایت
جامعه جهانی قرار بگیرند.
اکثر مردم ایران از وضع موجود ناراضی هستند و احتیاج به کمک دارند.
اکثر مردم بخیابان ها نمی آیند اگرچه ناراضی هستند ، چونعوامل
مختلفی آنها را ترمز میدهد ، تا جان بر کف اظهار نارضایتی نکنند.

آیا سازمان ملل یعنی سازمان ملت ها می تواند به مردم ایران کمک کند ؟
تا بحال که فقط اعلامیه داده است که:
« ‫حاکم ظالم کمتر ظلم کن »
حال اگر حاکم ظالم از ظلم کردن خود دست نکشید ،
سازمان ملل چکار می کند. محکوم می کند یا تحریم می کند.

تحریم فشار را به مردم وارد می کند . حاکم که قدرت و منابع مالی
و غذائی و جنگی را در اختیار دارد ، از آنچه موجود است به عوامل
گوش به فرمان خود تقسیم می کند و اگر چیزی اضافه بر استفاده
عوامل زیر فرمان خود داشت به بقیه مردم می دهد و اگر کسی
به کم بودن آن اعتراض کرد آنوقت می گویند در تحریم هستیم .

پس تحریم ها فشار را بر مردموارد می آورد نه به حاکمان
و عوامل نگهدارنده و گرداننده گان حاکمان.

خوب پس چه باید کرد ؟ آیا بقول سهراب سپهری :
چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید .

سازمان ملل دیگری باید ساخت ، جور دیگر باید داشت ،
یک سازمان ملل لازم است به معنای سازمانی که برای
رفاه ملت ها ( یعنی مردم ) در تلاش است و اگر در کشوری
حاکمان به مردمان ظلم می کنند ، گوش آن حاکمان را بگیرد
و به زباله دانی پرت کند و حاکمانی را حمایت کند
که اکثرمردم مایل به آنها هستند و
اکثر مردم ، این افراد متعادل وصلح جو را می خواهند . ‫
در همین سازمان ملل می توان بخشی را تاسیس کرد که
نظارت بر اداره کشورها از نظر حقوق بشر را کنترل می کند.
اگر حکومتی مردمانش را تحت فشار قرار داد و آشکار و پنهان
مردم کشور را از بین می برد ، یک اطلاعیه و اخطاریه و در صورت
ادامه با یک نیروی متحد نظامی جهانی ، بلافاصله در یک
اقدام سریع و فوری ، حکومت را ساقط کنند و حکومتی
نو برپا دارند.
این دولت را باید شست ، دولتی دیگر باید ساخت.

در افریقا یک دیکتاتور در کشوری دویست سیصد هزار نفر
از مردم را کشت. ‫چند تا محکومیت شفاهی و کتبی
از طرف سازمان ملل باو داده شدو دیگر هیچ.
این چاره درد نیست.

اداره امور نظارت بر دولت ها در سازمان ملل
در مورد حقوق بشر و کارکردآن دولت ها ، می تواندنظر بدهد
که این دیکتاتور در این کشور مردمانش را کشته ، حقوق بشر
را نادیده گرفته است و به اخطار ها توجه نکرده است و در
یک جلسه اضطراری تصمیم گرفته شود و با استفاده از نیروهای
مختلف سیاسی محلی ، حتی نظامی ، آن کشور را از وجود
آن دیکتاتور پاک کنند و مردم را به مدیریت مورد نظرشان برسانند.‫

در همه جای دنیا می توان چنین نظارتی بر حکومت ها داشت ،
تا همه مردم جهان بهره مند از حقوق و آزادی های بشری باشند.‫
‫‫..
سوز
کنستانس ۰۹ دی ۱۳۸۸ − 30.12.2009

۲۶ دسامبر ۲۰۰۹

زندگی

زندگی
‫..
زندگی چیست ، خرمن کوفتن
یا به عزم آهنین ، مشکلی را روفتن
‫زندگی ، گسترش ِ دم به دم خاطره هاست ،
‫‫نقش هر خاطره زیبا ، و هم بی پرواست ،
‫چون به دریا زدن و ، در کف آبش صدفی ناب بجستن ، رویاست ،
‫نقش امید زدن ، بر تن این فردا هاست ،
‫زندگی ، ساختن دم به دم رویاهاست ،
بهره بردن ز جهان باز ، در این حالا هاست
‫جستن و ، یافتن ِ دوست ، در این ، درجا هاست ،
‫دل سپردن به گُلی ، کوو که ، کان بویه گلش بی همتاست ،
رنگ سرخ ، دیدن ‫از روی شقایق زیباست ،
‫بوی خوش ، داشتن امید ، ز ِ هَر گُل ، همانا ، بی جاست ،
‫‫بر خیز و به بخش ، باز همی دانه بکار ، تا که زمان پا برجاست ،
همچو محبوبه یه شب ، کان ، بخشش ِ عطر ، در او ، بی همتاست

..
‫سوز
‫کنستانس ۲۵ مهر ۱۳۸۸ − 17.10.2009
‫‫‫‫27.11.2009