‏نمایش پست‌ها با برچسب آتش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آتش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ اسفند ۲۱, دوشنبه

چهار شنبه سوری


چهار شنبه سوری
..
چارشنبه سوری‌، شرار ِ آتش بر خاست
هر جا دو سه کپه ای‌‌، ز آتش بر جاست
هر آنکه پرید ز ِ روی ِ آتش می گفت
زردی یه من از تو گشت وُ سرخی بر ماست
.
چارشنبه سوری‌، به نامش آجیل دارد
فال گوش که نِشست، گمان ِ خوبی دارد
قاشق زنی یو‌، ز ِ هر دری هدیه بر آن
چادر به سرش‌، پسر نهان می دارد
.
این شور وُ نشاط وُ رفت وُ شد بر پا شد
چارشنبه که در‌، آخر ِ‌ سال بر پا شد
آمد چو بهار‌، هیزم افزون به نمود
از هیزم و شاخک، بر آن شعله فزود
.
از کهنه که در میان‌، اضافی بر جاست
یک شعله دگر‌، بر آن ز ِ آتش بر خاست
اندوه سپار‌، به دست ِ آتش و به سوز
خوش می شوم امسال که در آید نوروز
..
سوز
12 اسفند 1391 – 02.03.2013                                                                              

۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

‫آنان


آنان
‫..
‫آنان که در جهان کودتا کنند
‫آیا بُوَد که نظر لطفی بما کنند
‫ایران ز دست ملا و آخوند رها کنند

‫مردم بدون چادر و شلاق صفا کنند
‫هرکه را ، در جای حاکم ، جا کنند
‫بی شک ، اول به جیب خود ، دوا کنند

‫در معامله با سران مُلک ، چه ها کنند
‫آخوند یا فوکول ، بهر حال ، آن کنند
‫بیچاره مردم ما ، ز درد خدا خدا کنند
‫
وز درد یا تاثر ِ در گیر ، یاد خدا کنند
‫بی ترس از جهنم و آتش آن ، چه ها کنند
بگذار با " دل خوشی آن " یاد خدا کنند
‫..
‫سوز
۱۴بهمن ۱۳۸۷ 02.02.2009 - 16.06.2009