‏نمایش پست‌ها با برچسب وطن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب وطن. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۴ تیر ۲۳, دوشنبه

ایران برای ما سرحد شادی و اندوه است.

ایران برای ما سرحد شادی و اندوه است. 

..

ایران برای ما سرحد شادی ها و ‌نهایت رنج و اندوه است.

زمانی که به دارائی ها داده های شده از خدا و طبیعت به کشورم فکر می کنم

شادمان می شوم و در یک فضای مه آلود از رضایت و سپاس

در حالتی بی وزنی شناور می شَوَم.

و زمانی که به آنچه که برای کشورم پیش آمده است، نگاه می کنم،

غم و اندوه و ناتوانی از پیش آمده ها، قلب مرا فشار می دهد،

ناتوانی از تغییر بدی های مسلط بر مردم و کشور، و حالت وامانده گی ام،

مرا مایوس کرده و در جا  میخکوب می کند.

چه بسیار، مردان ِ مرد، و شیر زنان، تلاشی و یا اعتراضی

برای بهبود شرایط کرده اند، که یا جان شان را از دست داده اند،

یا در زندان ها هستند، و یا مجبور به ترک وطن و

جا گذاشتن علاقه ها و دوستی هاشان شده اند.

چگونه می توان اِعمال نفوذ قدرت های جهانی را

برای غارت دارائی های مان کم کرد و دست نشانده ها

و عوامل آن ها را بی قدرت کرد

و برای بهبود شرایط و زنده گی های مردم کوشید؟

..

سوز

13.07.2025

۱۴۰۴ تیر ۱۰, سه‌شنبه

آتش بس امریکا، مردم مایوس

آتش بس امریکا، مردم مایوس

.

پس از ۱۲ روز بمباران جاهای اتمی و موشکی ایران از سوی اسرائیل

و روز آخر از سوی امریکا با بمب های سنگر شکن، یک دفعه امریکا

گفت که پس از شش ساعت آتش بس می شود.

پس از این گفتار آتش بس از سوی امریکا، اسرائیل به ایران حمله کرد،

رئیس جمهور ترامپ به اسرائیل تشر زد که:

ایران که دیگر اتمی ندارد، برای چی حمله می کنید؟

یعنی که… همین آخوند ها باقی هستند، بدون اتم...

و دیگر هیچ!

.

ایرانی هائی که در خارج از ایران هستند، از وضعی که برای مردم ایران

پیش آمده ناراحت هستند، مردم ایران و امید شان را به بازی گرفته اند،

خوشی ها را ازشون گرفته اند. افق های خوش آیند و امید های واهی به

وجود می آورند، ولی بعدش مردم را مایوس می کنند.

و از این که ما... مردم در آسایش، کاری نمی توانیم برای شان بکنیم،

عصبانی می شویم، و احساس ناتوانی آزارمان می دهد.

فحش دادن و لعنت و نفرین کردن هم، کاری از پیش نمی برَد.

..

سوز

۰۴ تیر ماه ۲۵۸۴ شاهی – ۱۴۰۴ هجری

25.06.2025

۱۴۰۴ خرداد ۲۵, یکشنبه

پس از حمله های اسرائیل به ایران

پس از حمله های اسرائیل به ایران

..

در فکر بودم که چطور، مردم یک کشوری از حمله کردن ِ

یک کشور دیگر به کشور خودشان و کشته شدن ِ فرمانده های

نظامی و حکومتی ِ خودشان، و چرا می توانند خوشحال باشند؟

و به کشور حمله کننده تبریک بگویند و از آن کشور مهاجم،

سپاسگزاری کنند؟

.

مادری در کنار عکس فرزند کشته شده اش نوشته بود:

میان ما و شما، دریای خون فاصله هست.

فرزندش در اعتراض به... گرانی - تیراندازی و کشتن دخترانی که

حجاب اجباری نمی خواستند، مردمی که به خورده شدن پول شان

توسط بانک های حکومتی و یا صندوق های قرض الحسنه، اعتراض

می کردند، جان خود را از دست داده بود.

خب آقا، وقتی که حکومت از دزدان و اختلاس گر ها حمایت می کند

و پول مردم را بالا می کِشد و در اعتراض به این بی عدالتی ها،

مردم، گلوله و باتوم دریافت می کنند، مردم چه باید بکنند؟

معلوم است که اگر یکی، حتی یک کشور بیگانه، دشمن این مردم را

هدف قرار دهد و بُکُشد، مردم راضی و خوشحال می شوند، چون

خود مردم، که با اعتراض و تظاهرات به بی عدالتی، هدف گلوله

های جنگی و یا ساچمه ای قرار می گیرند و چندین جای بدن شان

زخم می شود.

چندین کور شده از این تیراندازان ساچمه ای وجود دارند.

پس خوشحال شدن مردم از کشته شدن چند مسئول حکومتی، دلیل

بر بدجنس بودن ِ‌ مردم نیست، بلکه دلیل بدجنس بودن مسئول هاست.

.

مردمی که از کشته شدن ِ چند مسئول بی وجدان و بی شرف خوشحالی

می کنند،‌ مردمی که در مقابل سقوط هواپیمای مسافری در پایتخت

کشورشان، با شلیک سپاه پاسداران، عزیزان شان را از دست داده اند

و مسئول سپاه با لبخند و تمسخر می گوید که ما بایستی در مقابل

دشمن می ایستادیم و حالا اشتباهی، هواپیمای خودی را زده ایم، این

مردم چه باید بکنند؟

آیا اصلن می شود که از کشته شدن قاتلی که فرزند شان و نوه های

شان را کشته است، ناراحت شوند؟

معلوم است که نه!

مردم خودشان که زورشان به مسئولین بی وجدان نمی رسد، حالا که

یکی آمده و اون مسئول بی وجدان را کشته است، از اون دشمن ِ

دشمن ِ شان، تشکر می کنند.

این یک امر طبیعی است و این مردم، هواخواه و طرفدار اسرائيل

نیستند،‌ از کشته شدن ِ قاتل فرزندان شان، از اسرائیل تشکر می کنند.

.

یکی می گفت که وطن ما مورد حمله قرار گرفته است و ما بایستی

که از وطن خود در مقابل اسرائیل دفاع کنیم.

گفتم که این وطن ما، در دست ما که نیست، یک عده ای دزد و

اختلاس گر، دارائی های وطن ما را می برند و خرج لبنان و

سوریه و فلسطین و غزه و یمن و... می کنند و هیچ حقی برای

مردم وطن ما قائل نیستند.

..

سوز

۲۵ خرداد ۲۵۸۴ شاهی – ۱۴۰۴ هجری

15.06.2025

حمله های اسرائیل به ایران

حمله های اسرائیل به ایران

..

چرا تا این اندازه نارضایتی

.

در دو روز گذشته، چند تا از مسئولین سپاه و حکومت، بوسیله پهباد های

اسرائیل خیلی دقیق مورد هدف قرار گرفته و کشته شده اند و چنان دقیق

که از یک ساختمان چند طبقه، فقط یک آپارتمان نابود شده و همسایه های

بالا و پائین،‌ صدمه ای ندیده اند.

هواپیما های اسرائیل، مراکز موشکی و تاسیسات اتمی را بمباران کرده

اند و قبل از آن سیستم های دفاعی وضد هوائی را از کار انداخته بودند.

.

در مدیا ها نشان داده می شد که چند تن از مردم خوشحالی می کردند

و خیلی ها دلم خنک شد نوشته بودند و این را جواب آه های سوزناک

مادران و پدران جگر سوخته از داغ فرزند جوان شان نامیده اند.  

.

آیا این مردم بد هستند؟ یا این که مسئولان آن قدر نالایق و فاسد و بی رحم

هستند و به مردم ظلم و ستم می کنند که مردم از مسئولان کشور شان

متنفر هستند و از مرگ مسئولین خوشحال می شوند.

از مسییر موشک های بالای شهرشان فیلم می گیرند و می رقصند،

چون می دانند که هدف مسئولین هستند و نه مردم عادی.

.

بیشتر مردم ایران همواره نشان داده اند که صبور و قانع هستند و با

کم ترین های خورد و خوراک و وسایل رفاهی روزگار را می گذرانند.

ولی دیده می شود که مسئولین و خانواده ها شان در بهترین جاها

زنده گی می کنند و فرزندان شان ماشین های آخرین مدل سوار می شوند

که ورودش برای مردم ممنوع است، و فرزندان همین زورگویان حجاب

اسلامی، در خارج از کشور به عیاشی و خوشگذرانی مشغول هستند،‌

و بدون حجاب و با مایو های دو تکه در کنار ساحل خوش هستند.

.

 این مردم می بینند که به آن ها به عنوان حجاب توهین می شود و

با زور، روسری تحمیل می شود و با گلوله های ساچمه ای چشم دختران

مردم را کور می کنند که چرا کمی از موی سرشان معلوم است،

این دو گانه گی، آتش به جان مردم می زند.

اعتراض به گران شدن ها، جوابش باتوم و زندان و گلوله است.

مال شان را بانک ها و صندوق های قرض الحسنه بالا کشیده اند و

وقتی برای پس گرفتن ِ پول شان جمع می شوند، کتک و زندان،

جواب شان هست.

این همه درد و فشار بر مردم، با مسئولینی که جواب نمی دهند و به

ریشخند با مردم سخن می گویند، و چون مردم خودشان نمی توانند

یک جوری حق خود را بگیرند، دلیل می شود که اگر یکی دیگر

این مسئول ها را ناکار کرد،

مردم دردمند، از ناکار شدن مسئول ها خوشحال شوند.

.

مردم، مسئولین را دشمن خود می بینند و زورشان به آن ها   

نمی رسد و وقتی یکی از مسئولین هدف قرار می گیرند، مردم خوشحال

می شوند، چون گفته اند: دشمن ِ دشمن ِ من، دوست من است و از

دشمن ِ دشمن ِ شان، سپاسگزاری می کنند و دستت درد نکند می گویند.

.

مردم ایران بدجنس نیستند،‌ بلکه جگر سوخته هستند.

خودشان توان ناکار کردن مسئولین خطا کار را ندارند ولی وقتی

یکی دیگر، یک مسئولی را ناکار می کند، دلم خنک شد می گویند

و خوشحالی می کنند و می رقصند.

..

سوز

۲۴ خرداد ۲۵۸۴ شاهی – ۱۴۰۴ هجری

14.06.2025

-----------

ساعت 13:02


۱۳۹۱ دی ۲۴, یکشنبه

مهر ایران

مِهر ایران
..
عرب پرستان که عشقشان‌، افتخار ِ‌ عرب است
بسی تأسف که بخود نامیده اند‌، نام  ایرانی
ز ِ سردار ِ قاتل ِ مردم ِ ایران، به افتخار گویند
پلیدان‌، به انکار ِ مجد ِ ایران وُ‌ ، سخن به نادانی
بسا شکوه و افتخار در این سرزمین بیاوردند
به گواه ِ بیگانه و تاریخ‌، مردمان ِ‌ ایرانی
دلم ز ِ امید‌، به باز سازی یه وطن پُر شد
ز ِ دیدن ِ شیر زنان وُ ، چون تو مردانی
فریدون وُ کاوه وُ آرش وُ فردوسی
سپرده اند کاخ ِ دشمن ِ ایران‌، به ویرانی
زاده است وُ بزاید‌، مام ِ وطن‌، دلیران را
زنان و مردان‌، پُر ز ِ مِهر ِ وطن وُ ، مِهر ِ ایرانی
..
سوز
24 دی 1391 – 13.01.2013  
...
بعد از خواندن شعر «خانه من» از استاد بادکوبه ای
و تاثیر از احساس ایشان، بروی کاغذ جاری شد.
-----------
خانه من
از دکتر مصطفی باد کوبه ای
..
كه گفت می‌رود این خانه، رو به ویرانی؟!
كه خوانده از رخ میهن خط پشیمانی؟
اگر چه نیست به سامان امور این سامان
و جمع ماست كنون مظهر پریشانی
دوباره می‌شود این خانه خانه‌ای آباد
به همت من یك لاقبای ایرانی؟!
وطن سرای اهورایی تبار من است
تبار عشق و محبت نژاد نورانی
نوشته دست خداوندگار بی‌همتا
خطوط صبر وصلابت مرا، به پیشانی
من از تبار تلاشم نه از قبیله یاس
مرا چه با ك ز دریای مست توفانی؟
كه گفت صاحب این ملك قوم چنگیزند
وطن كجا و ستم پیشه بیابانی
مگو كه خاك وطن ملك تازیان گشته است
عرب كجا و سلطه بر این مرزوبوم یزدانی
وگرنه، زاده بوذرجمهر چون می‌شد
چنین به معبد تزویر و جهل قربانی؟
مرا فریفت شعارش، و گرنه درتاریخ
كدام قوم به گرگی سپرده چوپانی؟!
سرا سرای من است این گروه آمده‌اند
به ضرب خنجر و شمشیر، بهر مهمانی؟!
منم كه سنگ فرودین آسیا باشم
الاغ و اسب كجا فهم آسیابانی
هر آنكه در دل او درد ملك و ملت نیست
به نفع خویش فروشد مرا به ارزانی
برادری كه ز ایمان و عشق بی‌خبر است
به بردگی بفروشد عزیز كنعانی
چنان غنیمت چنگی به حكم قدرت وجور
وطن مصادره شد بی‌امان به آسانی
غریبه می‌رود از خانه ورنه می‌افتد
به زیر تیغ ابومسلم خراسانی
«امید» را مده از دست كاین وطن دارد
هزار كاوه به پس كوچه‌های پنهانی
.............     
omid57.com
- See more at:

۱۳۹۱ تیر ۳۱, شنبه

سوز دل

سوز دل

..

سوز ِ دل ِ دردمند ِ تنها را، دردمند ِ تنها می داند-

سوز ِ دل ِ سخن ِ ناهنجار را، درشت سخن شنیده می داند-

سوز ِ دل ِ بی مهری از یار را، دل شکسته می داند-

سوز ِ سرما و نبود ِ آتش و بی پناهی را-

نوک ِ انگشت و بینی و لاله های ِ گوش های یخ زده می دانند-

سوز ِ هجران و درد ِ فراق را، عاشقان ِ دور از یار، می دانند-

سوز و درد ِ شلاق و کابل و زنجیر را-

به بند در افتادگان ِ حاکم ِ ظالم و شقی، دانند-

سوز و درد ِ گلوله در سینه را-

آزاده و مبارز، و فدائی یه وطن داند-

سوز ِ آواز ِ دل سوختگان، و نوای ِ سازی غم نواز را-

از راه ِ گوش، به دِل راه یافتگان ِ دل سوخته می دانند-

سوز ِ دل و ، داغ ِ مرگ ِ فرزند را-

مادران ِ به سوگ ِ فرزند نشسته می دانند-

سوز ِ دل و نگرانی از، فرزند مبارز را-

مادر ِ منتظر به آزادی فرزندش از بند، می داند-

آزاده اند و به حکم ِ حاکم ِ ظالم به زندان اند-

چرا که سوز ِ دل ِ ستم دیدگان، به دل دارند-

سوز ِ حسرت و آه ِ سرد، بر فرصت ِ از دست رفته را-

ز ِ دست دادگان ِ زمان و دریغ گویان ِ برآن، دانند-

سوز و خشم و تأسف و طغیان ِ درون ِ دل را ، پدری بَر در ِ خانه،-

هنگام ِ دریافت ِ مهریه برای ِ دختر ِ اعدام  شده اش داند-

سوز ِ تاثر و هیهات را، ساک ِ فرزند ِ مرده اش، در دست-

مادری هاج و واج و درمانده، جلوی ِ زندان ِ فلان، داند-

سوز ِ مادری که سالهای ِ دراز، در شب و تب و یخ و گرما-

فرزند به پرورد و ، کنون، مرگ ِ او در گمان دارد،-

مادری که اگر خود ِ خدا هم، روح ِ فرزندش را ازو بگرداند-

چنگ زَنَد به سینه اش که خدا؟! ز ِ چه رو ، فرزند ِ من بیازارد-

مادری که از خدا، به خود ِ خدا شکایت می کند که خداااا،-

خدا، پس رحم و مروتت کو؟ مگر بچچه ام چه گناهی کرده بود؟

خداااا، عظمتت رو شکر، مگه بچچه ام چیکار کرده بود؟

خدااا، دلت به حال ِ این مادر ِ بیچاره نسوخت، که بچه ام را، ازمن گرفتی؟

سوز ِ دل مادری که اجازه ندارد، بر سر ِ خاک فرزندش گریه کند، که داند؟

سوز ِ دل برادری که برای وداع و بخاک سپاری خواهرش اجازه ندارد،-

به سر ِ خاک ِ خواهرش برود، چه کسی داند؟

سوز دل ِ داغداران ِ عزیز از دست داده که نمی توانند، سوم یا هفتم

یا چهلم یا سال از دست دادن ِ عزیزشان را بگیرند، که داند؟

سوز ِ دل ِ خانواده ای که عزیزی را از دست داده اند ولی اجازه ندارند که-

فامیل را در به خاک سپردن ِ عزیزشان در کنارشان داشته باشند، و-

بجای فامیل ِ نزدیک، ماموران امنیتی در کنارشان هستند، که می داند؟

سوز ِ دل ِ مادری که هر بار که، در ِ خانه به صدا در می آید-

و یا تلفن زنگ می زند، هراسان و امیدوار،-

منتظر شنیدن ِ خبری از فرزند ِ گم شده اش می باشد، که می داند؟

.

و سوز ِ دل ِ من، در همدردی، با مادری، با پدری، برادری یا خواهری دردمند،

با تپش ِ قلبی دردناک و خونی غمناک و با حسرت ها و نا امیدی ها همراه،

چو ناتوانی در چاه، با نگاهی در راه، در آرزوی زمانی است که مردمان را

در جهانی آباد، در سرزمینی آزاد، و فریاد ها شاد، نظاره گر باشد.

..

سوز

18 اسفند 1390 – 08.03.2012