۱۳۹۵ خرداد ۳۱, دوشنبه

دسته گل ها

دسته گل ها
..
در بهار، آمد کنارم، دلخورانه، دلبر ِ رعنای ِ من
این که گویا، دسته گلها در دلت، یک جا نشستند جای ِ من
گفتمش زیبا رخ ِ شیرین بیان و ُ ، هم چنان آهو خرام
چیده شد، گل ها کنارت، دسته دسته، در همه رویای من
..
سوز

۰۸ آبان ۱۳۹۴ – 30.10.2015

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

سد گوت وند

سد گوت وَند
..
عکس هائی از سد گوتوند (Gotvand) بود که باعث درد و افسوس می شد.
سدی که آبش هر روز مقداری از کوه نمک موجود در مخزن سد را
با خود می شورد و در مسیر رودخانه پخش می کند.
عکس هائی از زمین‌ های مسیر رودخانه کارون که نخلستان ها خشک
شده بود. در گزارش گفته می شد که حدود یک میلیون اصله نخل به خاطر
شور بودن آب رودخانه خشک شده اند و هیچ مسئولی نمی خواهد...
اقدامی انجام دهد که از ادامه ی فاجعه جلوگیری شود.
.
گفته اند جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است.
اگر سد گوتوند هزینه بسیاری برده است تا ساخته شود، ادامه در بودنش
به صورت فعلی، هر روز و هر هفته ضرر و زیان بسیار زیادی به طبیعت و
کشاورزی می زند.
و مردم کشاورز که مجبور هستند از رودخانه کارون برای کشاورزی شان
استفاده کنند، امکان کشاورزی شان را از دست داده اند و زندگی برایشان
مشکل شده است.
بخاطر ندانم کاری و اشتباه محاسبه در محل ایجاد سد گوتوند، این سد
ضررش به محیط و مردم، بیشتر از استفاده اش می باشد.
آیا اگر اشتباه را قبول کنند و برای جبران آن، کاری کنند، خیلی به موقعیت
اجتماعی شان ضرر زده می شود و شهرت شان صدمه می بیند؟
ولی ادامه در پیشروی این فاجعه، که بیشتر، مسئولین فعلی و عاملین و
مسئولین قبلی را مورد سئوال قرار می دهد و بدنام تر می شوند.
شاید با ساختن یک مسیر انحرافی موقت برای رودخانه و کمتر رساندن آب
به مخزن دریاچه، سطح مخزن آب را پایین تر نگه‌دارند که فعلن کوه نمک
شسته نشود و یک دیوار بتونی که گویا حدود دو کیلومتر باید باشد، جلوی
این کوه نمک بسازند که از تماس آب سد، با کوه نمک جلوگیری کرد
و مانع شد که نمک، در آب سد، حل بشود!

در هر صورت مشکلی است که پیش آمده و باید برای جلوگیری از ادامه ی
این فاجعه یعنی حل شدن میلیون ها تن از کوه نمک در آب سد گوتوند
هزینه کرد، راهی که منطقی و عاقلانه و تخصصی باشد.
شور بودن بیش از اندازه ای که آب سد دارد، دستگاه‌های تولید برق را هم خیلی
زودتر از معمول خراب می‌کند که هزینه ی تعمیر و باز سازی و نداشتن آن مقدار
برق تولیدی دو عاملی هستند که هزینه ساز هستند و زودتر جلوگیری کردن از
شور شدنِ آب، هزینه‌های تعمیر و خرید برق را هم در آینده ای نزدیک کم می کند.
..
سوز
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ - 17.05.2016 
.
از صفحه یکی از کاربران فیسبوک: 
https://www.facebook.com/ha.hassan.zade/videos/1679639355649841/

۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

شیطان فرشته ای عاقل

شیطان فرشته ای عاقل
..
شیطان فرشته ای مورد لطف خدا بوده است و خدا ماموریت سنگین و بزرگی به او
داده است.
ماموریتی که فرشته های دیگر نمی توانستند و یا خداوند صلاح ندانست که آن ها را
مامور چنین کاری بزرگ کند.
من شیطان پرست نیستم و شیطان را نمی پرستم، ولی وقتی به کار شیطان و
سئوالش از خداوند نگاه می کنیم، دیده می شود که او از عقل خود استفاده کرده
است و کور و مطیع و بدون فکر، یک مطلب را قبول نکرده است.
شیطان، منطق را در نظر گرفته و گفته است که چرا چنان نباید و چنین باید.
سئوالی که ما بایستی از خود بپرسیم این است که:
آیا اگر خود ِ خدا نمی خواست، چطور شیطان می توانست کاری را انجام دهد
که هزاران سال خداوند را مشغول کند؟
قدرت شیطان نمی تواند بیشتر از قدرت خداوند باشد و نیست.
شیطان نمی تواند اراده ی خود را بر اراده ی خداوند تحمیل کند.
پس یعنی خدا می خواسته که انسان، گول خورده و از بهشت رانده شود و
آدم هائی باشند که هزاران سال، هی خدا خدا بکنند و از او چیزی بخواهند.
جالب است که هر دو نفر که باهم اختلاف دارند از خدا می خواهند که خدا
فقط به آن ها کمک کند و طرف مقابل شکست بخورد.
آیا خدا باید به کدام یکی از دو طرف دعوا کمک کند، این سئوال است.
سالیان سال، میلیون ها انسان، هرکدام از خدا چیزی می خواهند و خواستن
هایشان هم تمامی ندارد، از نمره قبولی در امتحان مدرسه تا امتحان رانندگی
و شوهر پیدا کردن یا آرزوی زن خوب و خوشگل و پارسا داشتن، تا پیدا کردن
کاری که درآمدش خوب باشد. تا خرید اتومبیل و به گردش رفتن که خدا کند هوا
خوب باشد و هزاران هزار آرزو و خواستی که هر یک از انسان ها از خداوند دارند.
این وسط شیطان بیچاره بد نام شده است و صبح تا شب و شب تا صبح
هر کسی هر کاری را که خلاف است می کند و گناه ِ انجام شدن آن کار و
میل خودشان به انجام کار خلاف را، به گردن شیطان می اندازند و او را مقصر
در انجام کار خلاف و بد خود می نمایانند و لعنت بر شیطان می فرستد.
اگر این لعنت ها و نفرین ها که برای شیطان آرزو می شود عملی می شد
و کارگر می بود، شیطان مدت ها بود که علیل و ذلیل و زمین گیر شده بود و
بقیه مردم از دست او راحت می شدند، ولی خدا به لعنت و نفرین های
مردم گوش نمی دهد و زیر لب لبخندی می زند و می گوید ای بنده ی
نادان من، من خودم او را مأمور این کار کردم، حالا نمی توانم او را مجازات
کنم.
کاری را که به او سپرده بودم به خوبی انجام داده است و بایستی برایش
پاداش بدهم نه اینکه به حرف شما او را مجازات کنم.
اگر خدا دلش می خواست، شیطان زبانش بند می‌آمد و در مقابل عظمت و
فرمان خدا نمی‌ توانست مخالفت کند و به انسان احترام می گذاشت و
یا آنطور که تعریف کرده اند، مانند فرشته‌ های دیگر در مقابل انسان
بدون اراده و لحظه‌ای فکر کردن، سجده می کرد.
سجده ای که فقط باید در مقابل خداوند کرد و نه چیزی غیر از خدا.
اطاعت نکردن شیطان از فرمان خدا برای اینکه انسان را سجده کند،
چه بسا بسیار بیشتر در نظر خداوند خوشایند تر بوده است، از اطاعت
و فرمان بردن دیگر فرشتگان، زیرا شیطان فقط خداوند را لایق سجده
دانسته و به چیزی غیر از او سجده نکرده است، ولی دیگر فرشتگان
به غیر از خدا سجده کرده اند، به انسان، اگر‌چه به فرمان خدا بوده است.
و چه بسا شیطان بیشتر در نظر خداوند احترام دارد و عزیز است،
چون تنها مخلوق خدا بوده است که سجده کردن را فقط در شأن
خدا دانسته و به چیزی غیر از خداوند سجده نکرده است.
..
سوز
14 اردیبهشت 1395 – 03.05.2016

کوچه پهن است


کوچه پهن است
- در برابر سروده ی کوچه تنگ است، سروده شد -
..
این کوچه چه پهن است، بیا تا که در آن پرسه زنیم
دست ها دو طرف باز، به خود و همدگر، چرخه زنیم
در چرخش ِ خود، گاه به هم پشت و، گَهی رو در رو
چشمان که به آن چشم دگر باز افتاد،‌ به روی هم خنده زنیم
چون مست که از میکده، چند پا به جلو، یک به عقب بیرون رفت
در رقص ِ نشاط ، دو سه پا، به جلو، یک به عقب شانه زنیم
چون کودک ِ شاد که از، چیز ِ خوشایند، بخواهد تکرار
بر شادی و رقص، و چند دور ِ دگر شانه زدن، چانه زنیم
..
سوز
۲۹ فروردین ۱۳۹۵ – 17.04.2016


کوچه تنگ است

در زیر عکس کوچه ای تنگ نوشته شده بود:
کوچه تنگ است و دلم تنگ تر...
با دیدن عکس کوچه تنگ است سروده شد.
...
کوچه تنگ است
..
کوچه تنگ است بیا تا گذری، باز در آن تازه کنیم
دوش به دوش راه رویم، تنگ به هم، تنگی ی راه چاره کنیم
گر گذر کرد، دگری، راه گشوده، به کنار ایستاده
چشم در چشم هم انداخته، مشتاق، نگهی تازه کنیم
..
سوز
۲۸ فروردین ۱۳۹۵ - 16.04.2016

۱۳۹۵ فروردین ۲۲, یکشنبه

قرآن صلح


قرآن صلح
..
برای نجات اسلام، برای بهبود سیمای اسلام، می بایست آیه های خشن
و توصیه به قتل را از قرآن خارج کرد.
می بایست قرآنی در دست باشد که آیه های خشونت در آن نباشد.
در کتاب مقدس مسلمانان، آیه ها و توصیه های خوبی وجود دارد
که اجرای آن برای مردم و جامعه خوب است.
وقتی از خشونت در باره بعضی از آیه های قرآن صحبت می شود، آن ها که
اسلام را با تعصب قبول دارند، با ناراحتی می گویند که چرا این آیه ها را
عنوان می کنید، آیه های بسیار خوب دیگری هم در قرآن هستند.
آن ها درست می گویند.
طرفداران قرآن می گویند که این آیه های خشن، مال اون زمان ها هست،
این آیه ها برای اون موقع که پیامبر بود، گفته شده و برای حالا نیست.
خب، اگر این آیه ها برای حالا نیست، پس می توان آن ها را از قرآن برداشت
و آیه هائی که برای زمان امروز است در قرآن باقی گذاشت.
آیه های خشونت از سوی برخی مورد سوء استفاده قرار می گیرد و با اشاره
به این که این آیه ها از طرف خدا به پیامبر نازل شده است، خشونت و
قتل کافر ها را توجیه کرده و اجرای آن را درست و امروزی می دانند.
.
بعد از پیامبر اسلام، سعی شد که قرآن یگانه ای در دسترس باشد و بنا بر
آنچه که گفته شده است، عمر، ابوبکر و عثمان سعی کرده اند که از روایات
عراقی و دمشقی، یکی را تایید کنند تا
از ایجاد اختلاف با وجود چند قرآن جلوگیری کنند.
آن قرآن جمع آوری شده که تایید شد و مورد قبول بیشترین ها قرار گرفت،
نگه داشته شد و بقیه قرآن ها را سوزاندند.
آیا آن ها که قرآن های دیگر را سوزاندند، به قرآن و اسلام خیانت کردند، یا
با این کار، یک قرآن مورد قبول اکثریت را در دسترس قرار دادند تا از اختلاف
و دو گانگی در آیات قرآن جلوگیری کنند؟
.
آنچه در مورد قرآن، در آغاز اسلام انجام شد،
برای نگهداری از منافع اسلام و جامعه اسلامی لازم بود.
آنچه امروز لازم است انجام شود، خارج کردن آیه های خشونت از قرآن،
برای نگهداری کردن از منافع اسلام و جامعه اسلامی است.
.
آیه هائی که اجازه یا دستور خشونت و قتل را می دهد، بایستی
از «قرآن صلح» جدا کرد،  
و قرآنی در دست باشد که آیه های خشن، در آن نباشد.
چنین قرآنی برای دنیای امروز مناسب است و راهنمای منطقی و عقلانی
و امروزی، برای هدایت و راهنمائی کردن است.
سنگسار کردن و گردن زدن مسلمان، یا دستور ِ کشتار آنان که اسلام
را نمی پذیرند، عملی زشت و ناپسند برای مردم و زمان امروز است.
.
آن ها که اصرار دارند در بعضی چیز ها، سنت پیامبر باید اجرا شود،
نبایستی از موبایل و کامپیوتر و اتوموبیل و هواپیما و... استفاده کنند،
زیرا این چیزها در آن زمان نبوده و جزو سنت پیامبر نیست.
..
سوز
۱۷ آذر ۱۳۹۴ -  08.12.2015
---------------                    
روایات تاریخی در مورد سوزاندن قرآن به دست مومن ترین مسلمانان زمان پیامبر:
سيوطي اين مطلب را از وي در الإتقان : ج 1 ص 60 نقل نموده است .
ابو بكر دستور داد كه قرآن را از جايي به جاي ديگر رونويسي نمايند - زيرا آنها به صورت ورقه هاي پراكنده در خانه رسول خدا بود - پس شخصي تمام آن را در يك جا گرد آورد .
و يا از خانه هاي صحابه ؟
زيرا عده اي مي گويند كه وي مصحف ابو بكر را از ورقه هايي كه در دست صحابه اي بود كه قرآن را جمع آوري كرده بودند گرفت ؛ زيرا از قرآن چند نسخه موجود بود ؛ نويسندگان وحي نسخه اي از آنچه را كه نوشته بودند به رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مي دادند و حضرت آن را در خانه خويش ( و ظاهرا به دست امير مومنان ) نگاه مي داشته و خود كاتبان نيز نسخه اي شبيه آن را براي خويش نگاه مي داشتند .
...................                      
صحيح البخاري : ج 6 ص 98 و 102 .كتاب الاحكام باب يستحب للكاتب ان يكون امينا عاقلا
چنين به نظر من مي رسد كه دستور دهي تا قرآن را جمع آوري كنند ؛ پس ابو بكر به او گفت : چگونه كاري را انجام دهيم كه رسول خدا ( ص) آن را انجام نداده است ؟ ... پس ابو بكر به زيد گفت : تو مرد جواني هستي كه كسي تو را متهم به بدي نمي داند ؛ ... زيد گفت : پس به دنبال تمام قرآن رفته آن را از پوست خرما و سنگ ها نازك و سينه هاي مردمان جمع آوري نمودم .
و گاهي از انس مخالف اين روايت را نقل مي كند :
«مات النبي (ص) ولم يجمع القرآن غير أربعة : أبو الدرداء ، ومعاذ بن جبل ، وزيد بن ثابت ، وأبو زيد ، ونحن ورثناه» .
صحيح البخاري : ج 6 ص 98 و 102 . كتاب فضائل القرآن :باب القراء من أصحاب النبي صلي الله عليه وآله وسلم
رسول خدا از دنيا رفت در حاليكه هيچ كس از صحابه غير از چهار نفر تمام قرآن را جمع آوري نكرده بودند : ابو درداء معاذ بن جبل و زيد بن ثابت و ابو زيد كه ما از وي آن را ارث برده ايم .
.................                
مقصود از جمع قرآن در زمان عمر:
اما اينكه مي گويند : اولين كسي كه قرآن را در يك مصحف جمع آوري كرد عمر بود :
منتخب كنز العمال هامش مسند أحمد : ج 2 ص 45
اين نظر بسيار ضعيف تر از نظر دوم است ؛ و كسي از بزرگان اهل سنت آن را قبول ننموده است و شايد مقصود از آن همان كلام سابق عمر باشد كه از صحيح بخاري نقل شد كه وي به ابو بكر گفت تا قرآن را به صورت يك مصحف جمع آوري نمايد . نه اينكه خود وي و يا در زمان خلافت وي چنين شده باشد .
.......                  
صحيح البخاري : ج 6 ص .رقم 5038 و رقم 3546 كتاب فضائل القرآن باب جمع القرآن
حذيفة بن يمان به نزد رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) آمده - در حاليكه بر ضد اهل شام در فتح ارمنستان و آذربايجان به همراه اهل عراق - مي جنگيد . پس حذيفه از اختلاف ايشان در مورد قرائت نگران بود ؛ پس حذيفه به عثمان گفت : اي امير مومنان ؛ اين امت را درياب قبل از آنكه در مورد كتاب ( خدا ) مانند اختلاف يهود و نصاري اختلاف كنند ؛ پس عثمان به نزد حفصه فرستاده تا قرآن را به نزد ما بفرست تا از روي آن در قرآن هاي ديگر نسخه برداريم ؛ سپس آن را به تو باز مي گردانيم ؛ پس حفصه قرآن خويش را به نزد عثمان فرستاده پس به زيد بن ثابت و عبد الله بن زبير و سعيد بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام دستور داد تا از روي آن رو نويسي كردند ؛ و عثمان به اين گروه سه نفره قريش گفت : اگر شما و زيد بن ثابت در چيزي اختلاف كرديد آن را به لهجه قريش بنويسيد ؛ زيرا قرآن با لهجه ايشان نازل شده است ؛ تا اينكه وقتي قرآن ها را از روي آن رو نويسي كردند آن را به نزد حفصه فرستاده و هركدام از قرآن ها را به منطقه اي فرستاد و دستور داد تا ساير قرآن ها را بسوزانند .

گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
---------------------                     
جمع آوری قرآن در عصر عثمان
  پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) جمع آوري قرآن به صورت رسمي به دستور خليفه اول و به همّت «زيد بن ثابت» صورت گرفت، پيش از آن حضرت علي (ع) نيز كه از همه به قرآن آشناتر بود مصحفي را تدوين نمود.
  با گسترش فتوحات اسلامي در دهۀ‌ دوم و سوم هجري و گرايش روز افزون به اسلام و علاقه زيادي كه به كتابت قرآن داشتند، سبب شد تا آنها كه سواد كتابت و نگارش داشتند، به اندازه توان و امكانات خويش، به كتابت قرآن همّت كرده از مصحف‌هاي معروف و موجود در هر منطقه، استنساخ نمايند. در منابع تاريخي مواردي متعدد از وقوع اختلاف ميان مسلمانان در قرائت قرآن گزارش شده و گفته‌اند كه اين اختلافات سبب گرديد تا براي حل آن، بعضي به چاره‌جوئي بپردازند.[1]
تشكيل گروه براي يكي كردن قرآن‌ها (مصاحف)
 پيشنهاد يكي كردن قراءات مصاحف از سوي «حذيفه» بود، عثمان نيز بر ضرورت چنين اقدامي واقف گشته، از اين رو صحابه را به مشورت فرا خواند و آنها همگي بر ضرورت چنين كاري، با همه دشواريهاي آن نظر مثبت دادند.
 عثمان كميته‌اي مركب از چهار نفر تشكيل داد كه عبارت بودند از: زيد بن ثابت، عبدالله بين زبير، سعيد بن عاص و عبدالرحمن بن حارث و بعداً مجموع آنها به دوازده نفر رسید و به آنان دستور داد كه چون قرآن به زبان قريش نازل شده است، آن را به زبان قريش بنويسند.
---------------------