‏نمایش پست‌ها با برچسب کوشش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کوشش. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

‫آزاده

‫آزاده

‫..

‫ساقی بده ، جام ِ دگر

‫از غم بدارم بر حذر

‫-

پُر کن دگر پیمانه را

‫روشن بساز این خانه را

‫غرقه بکن ، غم را به مِی

‫تا دور دارم ، خود ز ِ وِی

‫-

‫غم را برون باید نمود

‫از سوگ و آه ، من را چه سود

‫بر کوب دشمن ، سر به مشت

‫باز آر همت ، پشت به پشت

‫-

‫گر دوری اش ، پیمان کنی

‫جان هم بدان ، ارزان کنی

‫باز سرفرازی حاصل است

‫مام ِ وطن ،خوش با دِل است

‫-

‫صد بار مُردن ، در نبرد

‫بهتر کزان ، مانی بجا با روی زرد

‫چون شیر ِ نر ، پرخاش کن

‫دست ِ دراز ، بر جاش کن

‫-

‫خفت به تن ، زَر در بغل

‫آزاده را ، نَبوَد عمل

‫آزاد رو ، چون شیر ِ نر

‫از خفت ِ خواهش گذر

‫-

‫با سربلندی ، باشَدا ، انجام ِ کار

‫چون شیرمردان ، با بزرگی کارزار

‫گر ، از بدن جانت رَوَد ، در کارزار

‫صد بار بهتر ، از اسیری در نزار

‫-

‫گر خفت آن دشمنان ، گردن نهی

‫هم خاک ِ میهن را دهی

هم روح ِ پاک ات را نهی

-

‫در مِهر ِ گردون ، نام نیک باقی بمانْد

بدنام را روزگار ، ‫بر خاک ، فشاند

خوش نام را، با یاد خوب ، بر سر نشاند 

-

‫بر سربلندی ، کوشش ِ انبوه باد

‫با نام ِ نیکان می شود ، نام ِ تو ، یاد

‫..

‫سوز

 ۲۷ آبان ۱۳۸۸ − 18.11.2009

۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

عشق - ۲

عشق - ۲
..
یک دوست وبلاگی نوشته بود:
" من اندازه عشق نیستم ، چقدر کوچکم ... میدانم ".
.............
بنظر می رسد بزرگی ِ عشق ، به اندازه ی بزرگی ما هست.
هر چقدر عاشق ها بزرگتر و فداکاری هاشان برای
عشق بیشتر است، عشق ها هم بزرگتر هستند.
به هر کدام از عشق های بزرگ که نگاه کنیم ،
کوشش و تلاش عاشقان است که عشق ها را بزرگتر نشان میدهد.
در داستان شیرین و فرهاد ، تلاش مداوم و پی گیر فرهاد است که
عشق شیرین و فرهاد را بزرگ نشان می دهد.
امشب صدای تیشه از بیستون نیامد --
گویا بخواب "شیرین" فرهاد رفته باشد.
در داستان لیلی و مجنون ، عشق مجنون ، ادامه عاشقی اش ،
تلاش و در پی معشوق بودنش ، بزرگی عشق او را نشان میدهد
و زبان زد ِ مردم کرده
و عشق او و بزرگی عشق او را جاوید ساخته است.
..
سوز
۱۶ امرداد ۱۳۸۸ - 07.08.2009

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

مادر ۳

مادر ۳
‫..
‫ز ِ مادر جهان روشنی یافته ست
‫به بردباری یو کوشش، جوان ساخته ست
‫چو مادر، به هوش و پُر از کار بود
‫به کودک ادب، هم درستی سُتود
‫.
‫چو کودک، عاقل است و همو راهبر
‫تو در پرورش، مادرش را بداری نظر
‫چو بچه کج اندیش بود و بَد کار و بار
‫به آغوش ِ بَد مادری، بود او را قرار
‫.
پدر را به کردار‫، بوده پیرو مدام
‫به کودک، دارد او برترین ِ مقام
بیاموخت مادر تمیزی یو، رفتار خوب
‫به مردم نشان گشته، آن بچه خوب
‫.
‫به پرورد ز کودک، به بُرنا، جوان
به دست همین مادرست، سازش این جهان
چو مادر، کِسی مهر و کوشش نداشت
‫به بالاترین رتبه اش، باید او ارج داشت
‫..
‫سوز
۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ − 18.05.2009 ‫

۱۳۸۷ شهریور ۲۴, یکشنبه

تنهائی

تنهائی
..
در تنهائی شناورم ، دست و پا میزنم و سختی یه آن نگرانم میکند .
نه تنها نیستم ، چپ و راست و جلو و پشت من هم دیگران شناورند .
من با تلاش و کوشش خودم باید جلو بروم ،
درست است که فامیل و دوستان در کنارم هستند .
ولی هر کدام هم باید تلاش خود را داشته باشند که جلو بروند. 
ساحل دور است ، ساحل دیده میشود ، اما باید تا آنجا کوشید.
” این دریای اجتماع ما هست ”
هرکسی باید سعی و تلاش اجتماعی یه خودش را بکند ،
برای پیشبرد زندگی ، حتی با ساده ترین فرم آن.
اگر کسی با رفتار تند و خشن و بی ادبانه و خودخواهانه
با اطرافیانش در تماس باشد ، آیا مورد توجه است ؟  نه ،
همه او را ترک میکنند و تنها می گذارند . حتی فرزندان و همسر هم
مایل نیستند فاصله شان را با او کم کنند و از او دوری می گزینند ،
و یا اینکه با بی میلی کاری برایش میکنند.
چون هیچکس ، هیچکس مایل نیست مورد بی احترامی قرار بگیرد
و حقیر انگاشته شود ، و بازهم جلو بیاید و بشما خدمت بکند
( بگذریم از مواردی که شخص از روی ناچاری و اضطرار ،
با نارضایتی درونی و با بی میلی یا فرصت طلبانه و سود جویانه ،
ولی اجباراً ظاهری خدمت کننده دارد ).
با احترام بدیگران ، با صرف وقت برای خدمت بدیگران ،
شما مورد توجه قرار میگیرید.
با محبت بدیگران شما موجودیت آنها را تأیید کرده اید و آنها را لایق و
مناسب ِ این دوست داشتن یا این خدمت دانسته اید. درآن زمان می بینید
که تنها نیستید ، کسانی را دارید که برای ایشان فکرتان مشغول است و
هدفی دارید که در روز و شب برای آن در فکر و تلاش باشید ،
پس شما تنها نیستید.
..
سوز
13:20  14.09.2008

۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

پیگیری

پی گیری
‫..
ترا ، گر همت ِ پیکار باشد
‫هماهنگ ِ نبرد ، ‫ابزار باشد
به پیش و پشت و در ، طلایه یه جنگ
‫ز پیش ، طرح آماده و در کار ، باشد
.
‫نشاید تنبلی در پیش داری
‫گمان داری بری از پیش ، کاری
‫به فکر و کوشش و با پشتی یه کار
‫بکام خود رسی ، در ماه و سالی
.
‫ترا اندیشه یه یک کار باشد
‫که با اندک زحمتی ، پر بار باشد
‫نگه کن سیب و بر شاخ و شکوفه
‫درنگ و زحمت و ، تا بار باشد
.
‫بسالی ساقه ، ریشه ، برگ در کار
‫که خور* و بار ِ ش‫ و هم ، باغبان یار
‫بشاخ و ریشه اش ، تیمار دارد
‫که گیرد هر درخت ، محصول پر بار
‫..
‫* خور = خورشید
‫سوز
03.07.2008