۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه
آزادی از دید فلسفی و سیاسی
ابر یاران
وبلاگ
وبلاگ
..
به پیری جوان شد ز گفتار او
روانم، نشاید شدن با وی ام، روبرو
ستوده مرا وُ همین صفحه ام
سرود وُ نوشتی، که بَر کرده ام
.
چو شعر وُ سروده، ز ِ من دیده ای
جوانم، تو پندار چو خود، کرده ای
مرا داده لینکی، که پیدا کنم
به سبکش ورا، وب ، تماشا کنم
.
بدین سان جوانان کنند، صفحه رو
مرا صفحه دیدی، ندیدست رو
به وب سازی اش، بُد ، نوین ایده ها
گرافیک وُ فورم وُ فراوان، ادا
.
تو را دخت زیبا، هنوز سال هست
مرا، سال ِ دیگر، نوازد به شصت
و لیکن جوان است، چو اندیشه ام
شبان وب نویسی، شده پیشه ام
.
به پندار وُ افکار، دارم اند، بسی
بسال وُ زمانه به آخر، نمانده بسی
نوشتن به سایت وُ، بلاگ است، غنیم
بگرما، نه باد است، خوش آید نسیم
.
نوشتن بُده کار ِ من، از زمانی، جوان
به تکثیر وُ گستر، نبوده توان، آن زمان
نمایم به وب بر، نوشته عیان
که خوانند وُ دانند، دیگر کسان
.
که روح من از، خاک ایران بُوَد
توانم، ز شور آفرینان بُوَد
بسان ِ بزرگ مرد ِ والای ِ توس
بدارم دلی پر، ز آلام روز
.
که جُور ست، بزرگان ملل را، مدار
ربودند ز بوم وُ ز مردم، ز کشور قرار
ستانندمان، کان وُ نفت وُ جوان
به مردان دولت هم وُ ، انفیان
به انکار والا تباران این مرز وُ بوم
ز خارج بکوشند وُ خائن، همی اندرون
.
بسازند همین خوار، پیشین من
که شاید کنند، خویش، هم پیش من
چه اندک نگاشت، اصل وُ ایمان من
نه پرورد چو کوروش، جز ایران من
.
ندارد جهان چون، فریدون وُ جمشید ِ کی
نیارد زُدود، فخر ِ پیشین، ز ِ وی
.
بفردوسی وُ حافظ وُ سعدی وُ مولوی در جهان
نبُد دست یازی، کسان را ، توان
.
سوز
16 اسفند 1386 - 06.03.2008
ایده های کومونیستی
ایده های کومونیستی
--
با درود به گروه ....
در ابتدا با دیدن صفحه ی شما تصور کردم یک سایت فرهنگی
پیدا کرده ام که از اینترنت میتوانم کتابهای مختلف را بخوانم و خوشحال
بودم ، ولی دیدم اکثر کتابها در سایت شما در مایه ی کمونیستی است.
سیستم کمونیستی حدود هفتاد سال در شوروی و چین تجربه شد و
نتیجه اش عقب ماندگی از پیشرفت همزمان جهانی بود. شوروی با آن
عظمت و زمین های حاصلخیز ، میتوانست به دنیا گندم صادر کند ،
ولی خودش وارد کننده ی گندم از امریکا بود. صنعت اتومبیل سازی
اش را هم در ایران دیدیم... و حالا که دیگر
اصلا کشوری بصورت کمونیستی اداره نمیشود .
کوبای عقب نگهداشته شده هم زور میزند که سیستم را حفظ کند ،
که یعنی مثلا ، ما اینهمه سال اشتباه نکرده ایم و
همچنان فقر و نداری را بر مردم کوبا مسلط نگهداشته اند.
حالا کسانی که دنبال ایده های کمونیستی میروند ،
بدنبال تابوتی روان شده اند که مرده ای تویش نیست ،
بهتر است وقت و انرژی و پول خود را صرف چیزی دیگر کنند که
امید به فایده ای یا ثمری از آن باشد.
بقول آقای خمینی ، کشور های معروف به جهان سوم
«کشور های عقب نگهداشته شده» هستند نه کشور های عقب مانده .
و بقول یکی از بزرگان «به بین چی میگه نه بین کی میگه» حرف
منطقی و درست را که با واقعییت مطابق است ، حتی از بچه هم باید
قبول کرد ، و به خاطر اینکه به علم و آگاهی یه گوینده ، اطلاع درستی
نداریم ، نباید گفته اش را رد کرد.
من خود را در این دنیای یه تئوری ها و سیاست ، کار آموزی بیش
نمیدانم ، ولی آنچه از جوانی مورد سئوال برایم بوده ، اداره یه یک
کشور با سیستم کمونیستی بود ، و از پدرم میپرسیدم ،
این سیستم اگر درست است ، چرا پس عقب مانده است؟
چنین بنظر میرسد که ، برای در دست نگاه داشتن بازار کار و تولید ،
و در مقابله با رقبای کاری و با استعداد ، کشور هائی که با هوش بودند ،
با کمک های نهان و آشکار خود ، به پای گیری و تبدیل کشور های
رقیب ، به سیستم سوسیالیستی ، کمونیستی کمک کردند و آنها را
برای استقرار قدرت ، بنام «حکومت مردم »
و «حکومت توده ها» یاری دادند.
کشور های کمونیستی هم با نام های دهان پر کن و ایده ئولوژیکانه ،
سال های سال مردم را مشغول تبلیغات توخالی و خوش نما کردند و
جامعه را عقب نگاهداشتند.
مخالفان ِ حکومت را پنهان و آشکار به نام های مخالفان ،، انقلاب ،،
یا ، سد راه پیشرفت ،، مردم ،، نابود کردند و از میان برداشتند و
با دیکتاتوری ِ ترس و وحشت ، ابراز وجود را خطرناک نشان داده
و بیان عقیده را خفه کردند. در حالیکه
خود ِ همین گردانندگان حکومتی ، سد راه پیشرفت ،، مردم ،، بودند.
با نگاهی به تاریخ دیده میشود ، مردم با استعداد شوروی و
مردم زحمت کش چین سالهای سال زیر خفقان دولتی ، تحت فشار
و زیر خط زندگی معمولی روزگار را گذراندند و جرأت
دم برآوردن نداشتند ، زیرا با اتهام بخطر افتادن ،، انقلاب ،، از همان
حداقل معیشت هم محروم میشدند و معلوم نبود چه بر سرشان میامد.
مردم اروپای شرقی زیر فشار و نفوذ حکومت های انقلابی یا
تحمیلی یه کمونیستی ، سالهای دراز در محرومیت و نداری و فقر مادی
و فرهنگی دست و پا میزدند و اگر اعتراضی میکردند
مثل مردم چکسلواکی ، بصورت میلیونی قتل عام میشدند و فریادشان
بجائی نمی رسید ، زیرا با بر چسب انقلابی یه ،، حکومت مردمی ،،
موافق نبود.
حالا طرفداران کمونیزم و حکومت کمونیستی یا پرولتاریا ، دنبال چه
چیزی هستند و چه رویائی در سر دارند، با چه سابقه ای از این
نوع حکومت ، میخواهند مردم را طرفدار این سیستم ،، ورشکسته ،،
نمایند و چه چیزی را میخواهند بشارت دهند ،
تا خود را نماینده و راهنمای ِ نجات مردم وانمود کنند.
بامید روزگار بهتر
-
سوز
01.03.2008