‏نمایش پست‌ها با برچسب ندا ‫Neda. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ندا ‫Neda. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

وطن

وطن
..
وطن در دست ِ نادانان اسیر است
ندا از بهر ِ آزادی، کبیر است
جوابش را گلوله، در نفیر است
نجاتش دِه کنون، فردا که دیر است
.
زمین در خون، ز ِ آزاد و دلیر است
و خاک از خون ِ آزادان، خمیر است
که این نان، بر ستمکاران فطیر است
آخوند ِ پنج تومن، اینجا امیر است
.
به سالوس و ریا، آخوند، پیر است
به تزویر بیشه را، ملا ، که شیر است
“خدا فرموده است”، نان و پنیر است
و گوش خلق ازین اوهام سیر است
.
ریا در دین، کِهین تا به مَهین است
دوروئی در لباس ِ دین، سفیر است
دو رنگی صاحب ِ دین بر جبین است
ولی یه امر، فقط، اینجا کبیر است
..
سوز
۱۱  آذر ۱۳۸۸ − 02.12.2009  

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

ندا، ۴


ندا، ۴
..
ندا جان آن نگاهت ، نگاه ِ پر ز ِ رازت ، شد جهانی
چنان است آن نگاه ، گویا ز ِ من اسرار خوانی
نگاهت را ، تمنا و تحکم با سئوال همراه باشد
به آزاد خواهی ، تمام ِ مردمان ، همراه خوانی
..
سوز
12 تیر 1388 – 03.07.2009

ندا، ۳

ندا ۳
‫..
ندا از جان جدا کردی بسیجی
‫نگاهش جاودان کردی بسیجی
‫ندا و آن نگاه ِ پس چرایش‫
جهان را ماندگار کردی بسیجی
‫
‫جهان را با نگاهش باز خواهد
‫چرا ، من را در اینجا خوار خواهد
‫نگاهش پُر ز معنا ، بر من و توست
‫به آزاد کوشی ات ، تکرار خواهد
‫..
‫سوز
۱۰ تیر ۱۳۸۸ − 01.07.2009

۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

راه آزادی

راه آزادی
..
‫راهی را که مردم بر گُزیده اند در راه آزادی پیش می رود ،
استقامت شما مردم ، ‫باعث پیروزی است .
اگر در این کار موفق هم نشدید ، لا اقل
‫نام نیکوی شما در تاریخ این آزادی خواهی خواهد درخشد.
...
میرحسین: روز جمعه در میان صفوف شما حاضر خواهم شد
قلم - مهندس موسوی در پاسخ به دعوت مردم طی بیانیه ای اعلام کرد:
روز جمعه مورخ 26/4/88 در میان صفهای شما حاضر خواهم شد.
..
سوز

۲۶ تیر ۱۳۸۸ - 17.07.2009

۱۳۸۸ تیر ۲۲, دوشنبه

بسیجی ، ندا

بسیجی ، ندا
‫..
‫یکی از دوستان بسیجی ، در قسمت نظر به شعر ندا ، نوشته است:
آيا اينه جواب بسيجي هايي كه 8 ( هشت) سال جونشو نو
‫در راه دفاع از اسلام و ايران و مردم عزيز دادند؟
‫ ‫ببينيد كي از اين حرف ها سود ميبرد؟
‫ ‫فريب دشمنان وحدت ايرانيان را نخوريد…
‫ ‫هشيار باشيد‫
‫*** *** ***
‫دوست عزیز ، در جنگ هشت ساله فقط بسیجی ها نبودند
‫که برای حفظ وطن جونشونو فداکردند.
‫آیا از افراد ارتش ، نیروی هوائی ، دریائی ، زمینی و ژاندارمری
در این هشت ساله ، ‫کسی در راه وطن فدا نشده است؟
‫لطفا همه چیز را مال خود ‫نکنید ، این مملکت مال همه است.
‫هر کسی به این آب و خاک خدمت کرد ، قدمش روی چشم
‫همه مردم است . اگر هم کسی خلاف کرد باید به آن رسیدگی
شود ، مجازات و در صورت لزوم هم از آن کار ، کنار گذاشته شود.
‫اگر
‫همه بند های شعر ‫را که نگاه کنید می بینید نوشته:
‫...... .......
‫بسیجی جان تو هم فرزند مائی
‫‫ازین بوم و ، تو هم از این سرائی
‫..... .......
‫ندا ، چون خواهرم ، صغرا ، سکینه
‫‫بمن ، فرمانده گفت ، دشمن همینه
‫‫بزن !!! سهمی به بَر از آب کوثر
‫بجایش داده اند ، آب خزینه
‫...... .......
‫بسیجی ، مِهر دید ، اندر اسارت
‫‫پس از تیری که او زد ، با جهالت
‫‫ندامت در دلش ، آتش بر او زد
‫‫هزار افسوس بود ، سیما و حالت
‫....... ........
‫‫در اینجا نشان داده شده که بسیجی یه ، با شرف و با وجدان از کاری
‫‫که کرده است ، سخت پشیمان است.
‫چه چیز او را باین کار واداشت؟
‫‫آیا او به میل خود این کار را کرد یا فرمانده باو دستور داد ،
‫به فرمانده هم ‫فرمانده دیگری دستور داده است .
‫در اصل محل اصلی صدور فرمان مورد ‫انتقاد است .
‫مردمی که این فرد تیر انداز را دستگیر کردند ، که او را آزاد کردند
‫‫و به او آزاری نرساندند ، بنا براین قضاوت عمومی
‫و از نظر خیلی ها هم ، آن شخص گناهکار اصلی نبود.
‫‫این افراد مومن مورد سوء استفاده شخصی قرار گرفته اند ،
‫‫و آنها را با انگیزه های دینی و مذهبی به کار خلاف وادار می کنند.
‫‫....... .......
‫‫جلوی چشم شما در انتخابات تقلب می کنند ، شما اعتراض می کنید که
‫‫ای بابا این کار درست نیست ، خلاف است . آنوقت شخص خلاف کار
‫‫توی دهن شما بزند که ای کافر ، ای بی دین ، به من می گوئی
‫‫خلاف کرده ام . سزای تو مشت و لگد خوردن است و چوب باتوم.
‫‫و مثلا امام جمعه اش ، می گوید : با این معترضین باید با شدت
‫‫هرچه تمام تر بر خورد کرد که برای دیگران درس عبرت بشود.
‫‫آیا بسیجی ها هشت سال برای این افراد ، با این تزویر و ریا
‫‫جنگ کردند؟ مسلم است که نه .
‫‫ایده ها والا بود ، نجات کشور درمیان بود ،
‫و ساختن کشوری با عدل و انصاف مورد نظر بود.
‫‫تمام افرادی که در جنگ هشت ساله از میهن عزیزشان
‫‫دفاع می کردند محترم هستند و روی چشم همه ما جا دارند.
..
‫سوز
۲۱ تیر ۱۳۸۸ -  12.07.2009

۱۳۸۸ تیر ۱۵, دوشنبه

‫آقایان علما ، دهان باز کنید

‫‫آقایان علما، دهان باز کنید

‫..

‫آقایان ِ راهنمایان مذهبی، از زمان مدرسه رفتن تان یاد گرفته اید

بگوئید ‫که: این دنیا گذران است و باید در این دنیا برای آخرت توشه

‫اندوخت و با ‫اعمال خوبی که در اینجا انجام می دهیم، جای خوبی

برای زندگی ابدی خودمان در آن دنیا بسازیم.

‫با همین چیزهائی که یاد گرفته اید، حجت الاسلام شدید،

‫و با همین چیزها به درجه آیت ال... رسیدید. در تمام این

‫مدت هم هر وقت که فرصتی پیدا می شد، به صحرای کربلا

‫می زدید و از رشادت های آقا امام حسین (ع) صحبت می

‫کردید که او در راه حق پیکار کرد، مال دنیا، زن و بچه را

‫در راه خدا داد. او برای احقاق حق، از مال و دنیای مادی

‫گذشت و زندگی خوش نام در دفاع از حقانیت را پیشه کرد.

‫می گوئید: حضرت سیدالشهدا، در راه حق کشته شد.

‫ پس چرا آنچه به مردم آموزش میدهید و توصیه می کنید،

‫خودتان انجام نمی دهید؟

‫واعظ غیر متعظ که می گویند شما هستید، اگر همچنان

‫در مقابل دروغ و نیرنگ این حکومت سکوت کنید.

همه شما می دانید که در انتخابات خیلی تقلب شد.

‫همه شما می دانید که، کسی که به دروغ کاری

‫اعتراض می کند، جوابش مرگ نیست.

‫همه شما، یک عمر اشک ریخته اید و اشک مَردم را

‫در آورده اید که شمر ظالم، یزید فاسد  اعتراض بر حق

‫امام حسین (ع) را با شمشیر جواب داد

‫و سیدالشهدا ‫را در خون خودش غرقه کرد.

‫پس جواب به اعتراض و نادرستی، کشته شدن نیست.

‫حالا رهبر مذهبی می گوید:

‫با معترضین با قاطعییت ‫بر خورد خواهد شد.

‫نماینده یه رهبر، هفته بعدش می گوید: تمام کسانی

‫که در این اعتراض ها دستگیر شده اند، باید اعدام شوند.

‫این نظر شخصی این واعظ نیست، او نظر رهبری و

‫نظر و سیاست دولت را اعلام می کند.

‫برای چه سکوت کرده اید؟

‫یک عمر از هدایا و خمس و ذکات این ملت خورده اید.

‫خانه و باغ و دارائی بهم زده اید، بچه هاتان را به مدرسه

‫و دانشگاه فرستاده اید.

‫شما مدیون این مردم هستید، بلند شوید، بپا خیزید

‫از مردم دفاع کنید، نگذارید برای اعتراض به تقلب

‫خون مردم را بریزند.

‫اگر کشته شوید، در راه درست و دفاع از حق و حقیقت

‫شهید شده اید که با آقا امام حسین محشور خواهید شد

‫اگر هم عمرتان بدنیا باقی بود که همین ملت، عزت و

‫احترام ‫بیشتری به شما می گذارند.

‫تمجمج نکنید.

در راه حق، ‫بلند داد بزنید، بیائید بخیابان ها.

‫..

‫سوز

 ۱۴ تیر ۱۳۸۸ − 05.07.2009


۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه

نگاه ندا جهانی شد

 نگاه ندا جهانی شد

‫..
‫نگاه او ، نگاه سئوالی و حالت انتظار و توقع ِ تحرک از جانب
‫بیننده را نشان می دهد . یک نفر زخمی و ناتوان که خودش
‫نمی تواند بخودش کمک کند و با نگاه خود ، انتظار کمک دارد.
‫.
‫یک هفته از پخش صحنه ِ جان به جان آفرین دادن ِ ندا
‫نگذشته است که ، یک نقاش غیر ایرانی ، از این ‫نگاه ،
نگاهی که با بیننده اش خیلی حرف ها می زند ، ‫متأثر
‫شده و یک تابلو از ندا و نگاهش کشیده است که فقط
سر و گردن ندا هست‫ و نگاه ندا را در آخرین لحظه ،
‫در حال خداحافظی با جهان مادی را نشان می دهد.
‫آن فرد خارجی ، ندا را نمی شناخت ، او ندا را انسانی
‫شناخته بود که مثل ِ بقییه مردم ، در خیابان ها برای
‫برگرداندن ِ احترام ، و به حساب آمدن رأی خودش
‫راه پیمائی میکرد و بطور صلح آمیز فقط رأی خودشان
‫را می خواستند که در جوابشان ، عده ای از مردم ،
‫چماق و باتوم ، لگد و مشت و ضربه ِ کله با کلاه کاسکت
‫دریافت کردند و عده ای چون ندا ، گلوله دریافت کردند.
‫.
چندین نفر ‫دیگر هم با بدن خونین و پیکر بی جان یا
‫نیمه جان و خون آلود ، در عکس ها و یا ویدئو های
‫موبایل ها دیده می شوند. زمان گلوله خوردن ِ آنها
‫به کاملی ویدئوی ندا ، فیلم برداری نشد .
‫ندا ، ندای مردم ، بطور تصادفی فیلم برداری شد .
‫و یک صحنه سمبولیک از ندای مردم شد و نشان
می داد ‫که از طرف حکومت ، ‫ندای آزادی ،
‫ندای مردم ایران با گلوله جواب داده می شود.
‫..
‫سوز
۱۰ تیر ۱۳۸۸ − 01.07.2009

۱۳۸۸ تیر ۱۲, جمعه

‫‫ندا - ۲

ندا - ۲
‫..
‫ندا را بی ندا کردی بسیجی
‫جهانی ، پر صدا کردی بسیجی
‫نگاه آهوی معصوم ، ندا ، شد
‫نماد مردم ِ ایران بسیجی
.
‫صدا ، از بَهر ِ آزادی بلند شد
‫ندا ها را ، ز ِ‫ خون ها ، جامه ، تر شد
‫ندایت را بلند ، آزاد سَر د ِه
‫ندا های جهان ، همراه تر شد
.
‫که دزدان جملگی با هم نشستند
‫به غارت ، مال ما ، پیمان به بستند
‫ستان مام ِ وطن از بردیا ها
‫‫نشان ، نیکان که آزاده پرستند
..
‫سوز
۱۱ تیر ۱۳۸۸ − 02.07.2009
------ -------- -------
‫تابلو نقاشی بنام چشمان از :

Tim O'Brien - 'Eyes' "Neda" iran

http://www.drawger.com/tonka/?article_id=8147